نگاهی به تاریخ پرونده هستهای ایران نشان میدهد با وجود تأیید صریح چندباره آژانس و حتی نهادهای اطلاعاتی امریکا در خصوص عدمحرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای باز هم فشار علیه کشورمان به بهانههای واهی ادامه یافته است. حالا و در آستانه تلاش جدید غربیها برای فضاسازی در آژانس، برخی جریانها در داخل، ایران را متهم به عدمهمکاری و تنشآفرینی میکنند. سؤال این است که آیا تجربه ۲۰ سال همکاری و ارائه گزارشهای گوناگون در خصوص عدمحرکت ایران به سمت سلاح هستهای و بعد انحراف از آن کافی نبوده است. سرویس سیاسی جوان آنلاین: نگاهی به تاریخ پرونده هستهای ایران نشان میدهد با وجود تأیید صریح چندباره آژانس و حتی نهادهای اطلاعاتی امریکا در خصوص عدمحرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای باز هم فشار علیه کشورمان به بهانههای واهی ادامه یافته است. حالا و در آستانه تلاش جدید غربیها برای فضاسازی در آژانس، برخی جریانها در داخل، ایران را متهم به عدمهمکاری و تنشآفرینی میکنند. سؤال این است که آیا تجربه ۲۰ سال همکاری و ارائه گزارشهای گوناگون در خصوص عدمحرکت ایران به سمت سلاح هستهای و بعد انحراف از آن کافی نبوده است.
این روزها بار دیگر بحث فشار آژانس بر ایران در خصوص برنامه هستهای کشورمان اوج گرفته و بحث صدور یک قطعنامه دیگر علیه ایران داغ شده است. واقعیت این است که در طول ۲۰ سال گذشته بارها و بارها آژانس بینالمللی انرژی اتمی منبع اعمال فشار علیه ایران بوده است. از طریق همین نهاد بود که موضوع هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال و زمینهسازی برای اعمال تحریمها فراهم شد. در این میان ایران تلاشهای فراوانی کرده است تا بتواند تمام نگرانیها و اتهامات را رفع کند، با این حال هر بار که ایران با همکاری حداکثری تلاش کرده ابهامات را رفع کند، باز هم مورد جدیدی برای اتهامزنی ایجاد شده است.
نمونههای این مسئله را میتوان در مسائلی همچون طرح اقدام در سال ۲۰۰۷ یا پرونده پیامدی مشاهده کرد. این در حالی است که در زمان برجام با بازرسی چند باره از سایت نظامی پارچین قرار بر این بود این پرونده برای همیشه مختومه شود.
ایران مقصر است؟
اما آژانس در یک حرکت کاملاً سیاسی باز هم پرونده دیگری را به اتهام فعالیت نظامی در دو سایت هستهای در آباده و مریوان باز کرده است.
بر اساس این مسئله و اعلام عدم همکاری ایران با آژانس قرار است بار دیگر پرونده دیگری برای ایران باز شود. ظاهراً کشورهای غربی نیز به یک توافق نهایی در این باره نزدیک شدهاند، گرچه روسها اعلام کردهاند دیگر به چنین پروندهایی رأی مثبت نخواهند داد.
به موازات این فشارها برخی جریانهای داخلی به دنبال محکوم کردن دولت برای شروع شدن چنین فرآیندی هستند. از نگاه آنان ایران بار دیگر باید با بازکردن سایتهای خود اجازه بازرسی به آژانس را بدهد تا هر گونه ابهام در خصوص پرونده هستهای ایران از بین برود، اما سؤال این است که آیا این پایان راه خواهد بود.
فرض کنیم که آژانس بار دیگر اعلام کند ایران هیچ فعالیت غیرقانونی هستهای را انجام نداده است، آیا باز هم همه چیز تمام خواهد شد؟ گذشته از رفتار آژانس یادآوری یک رفتار تاریخی جالب توجه است. زمانی که خود امریکاییها اعلام کردند ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، اما باز هم همه چیز روند دیگری طی کرد.
وقتی امریکاییها هم به بیگناهی ایران اذعان میکنند
در سوم دسامبر ۲۰۰۷ شورای ملی اطلاعات امریکا NIC گزارشی را در خصوص فعالیتهای هستهای ایران منتشر کرد با عنوان «ایران: نیات و توان هستهای» که فعالیتهای هستهای ایران را تا ۱۰ سال آینده مورد بررسی قرار داده بود.
شورای اطلاعات ملی یکی از اعضای شانزدهگانه جامعه اطلاعاتی امریکا (شامل سیا) میباشد و بالاترین نهاد اطلاعاتی امریکا به شمار میرود. رئیس اطلاعات ملی، به عنوان رئیس جامعه اطلاعاتی و مشاور رئیسجمهور امریکا نیز محسوب میشود. در تهیه برآوردهای اطلاعاتی نیز نهادهای عضو جامعه اطلاعاتی مستقیماً نظر خود را ارائه میکنند و گزارش با اجماع آنها تهیه میشود.
این مطالعه بر اساس منابع جاسوسی امریکا در ۳۱ اکتبر تهیه شده بود و مهمترین نکته مطرح شده در این مطالعه اذعان به توقف برنامه تسلیحات هستهای ایران از سال ۲۰۰۳ تا اواسط ۲۰۰۷ است؛ اینکه ایران برخلاف آنچه دولت واشنگتن ادعا کرده چندان به توسعه برنامه سلاح اتمی علاقه نشان نمیدهد. بر اساس این گزارش اتهام اصلی در خصوص بحث توسعه سلاح هستهای از سوی ایران غیرقابل قبول بود. در داخل امریکا هم واکنشهای مختلفی به این گزارش صورت گرفت. برخی بر توقف برنامه هستهای ایران طی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ تأکید داشتند و این گزارش را مخالف سیاستهای تهاجمی امریکا در این سالها میدانستند و گروهی بر این نکته از گزارش تأکید میکردند که توقف برنامه هستهای ایران بر اثر فشارهای بینالمللی بوده و باید برای توقف این برنامه در آینده اعمال فشارهای بینالمللی بیشتر شود، چون ایران احتمال دارد با از بین رفتن فشارها دوباره به ادامه فعالیتهای هستهای خود ادامه دهد.
هری رید، رهبر اکثریت مجلس سنا در واکنش به این گزارش عنوان کرد که دولت بوش باید دیپلماسی ریگان در برابر مقامات شوروی را دنبال کند و با ایران نیز وارد مذاکره شود. اوباما نامزد انتخاباتی حزب دموکرات نیز دولت بوش را به پنهان کردن حقیقت متهم کرد و آن را مشکل سیاست خارجی نومحافظهکاران خواند. ری تاکی، کارشناس ارشد شورای روابط خارجی امریکا در قبال این گزارش نه تنها گزینه نظامی علیه ایران را غیرموجه خواند بلکه تصویب تحریمهای شدیدتر علیه ایران را دشوارتر از قبل پیشبینی و عنوان کرد حتی اگر امریکا خواهان تعامل با ایران باشد نیز گزینههای محدودتری را پیش رو دارد. اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی سابق امریکا معتقد است که این گزارش به تنهایی سیاستگذاری امریکا در برابر ایران در درازمدت را تغییر نمیدهد و تنها سیاست خصمانه و گزینه نظامی دولت بوش را متحول میکند. جیمز پترائوس معتقد است که این گزارش تلاش امریکا برای رهایی دولت و مردم امریکا از اسرائیل و سیاستهای آن را به تصویر کشیده و سعی کرده به این وسیله اعتبار کاخ سفید را در مورد برنامه هستهای ایران زیر سؤال ببرد.
از طرف دیگر البرادعی گزارش آژانس را مساعد ارزیابی کرد و آن را یک تنفس در هوای تازه خواند و معتقد بود به ارزیابی آژانس از تهدید اتمی ایران اعتبار بخشیده است. این موضوع طرفداری چند ساله وی را از راهحل دیپلماتیک اثبات کرده است. گزارش برآورد اطلاعات ملی کسانی را که میخواستند ایران را به عنوان تهدیدی حتمی نشان دهند و بر رویکرد مقابلهای اصرار داشتند، دلسرد کرد.
استیون هادلی، مشاور امنیت ملی امریکا یافتههای این گزارش را تأییدی بر نگرانیهای امریکا در خصوص جاهطلبی ایران دانست و استراتژی بوش را در قبال ایران درست خواند. وی عنوان کرد که جامعه جهانی باید فشار بر ایران را بیشتر و از انزوای دیپلماتیک، تحریمهای سازمان ملل و اهرمهای دیگر اقتصادی علیه ایران استفاده کند. همچنین کاندولیزا رایس با تکیه بر این گزارش تداوم فشار بر ایران را مؤثر میخواند و بر ادامه آن تأکید میکند. سخنگوی دولت انگلیس و سخنگوی وزارت خارجه فرانسه نیز تحریمها را مؤثر و تداوم اعمال فشار بر ایران را لازم دانستهاند.
چرا باید محکم ایستاد
نگاهی به اظهار نظرها در همان زمان نشان میدهد با وجود این گزارش نه تنها فشارها علیه ایران متوقف نشد بلکه به طرق مختلف نیز ادامه یافت. این در حالی بود که گزارش فوق توسط نهادهای امنیتی امریکا و بر اساس اطلاعات آنها تهیه شده بود، اما در نهایت باز هم نگاه سیاسی بر این پرونده غالب شد.
در سال ۲۰۰۷ یک قطعنامه دیگر علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شد که برای اولین بار تحریمهای جدید مالی را علیه ایران اعمال میکرد و در عین حال خواستار توقف کامل غنیسازی در ایران شد. واقعیت این است که موضوع هستهای ایران یک پرونده سیاسی است و اتفاقات مختلف به خوبی این حقیقت را نشان دادهاند. آژانس نیز تنها به عنوان ابزاری در این فراز و فرود سیاسی عمل میکند. میتوان از شرایط فعلی متوجه شد که تمام این فشارها به منظور امتیازگیری از ایران در مذاکرات وین است؛ اتفاقی که ایران بارها به صراحت آن را رد کرده و تنها خواستار بازگشت به برجام مطابق متن آن در سال ۲۰۱۵ میلادی است.
از سوی دیگر هم امریکا با دیدگاه «بیشتر در مقابل بیشتر» خواستار تمدید محدودیتهای هستهای و افزایش زمان آن است. در روزهای اخیر اخباری درخصوص درخواست سفر رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران مطرح شده است که ایران آن را در دست بررسی دارد.
با توجه به تجربه قبل در خصوص برجام و گزارشهای قبلی وظیفه دولت و نهادهای مسئول این است که تنها در چارچوب قوانین کشور به خصوص قانون مقابله با تحریمها حرکت کنند و به قولهای احتمالی برای حل مشکلات در خصوص همکاری دو طرفه توجهی نکنند. تجربه ۲۰ سال پرونده هستهای اکنون در مقابل ایران است و بر همان اساس هم تصمیم خواهد گرفت.