
با یک نگاه ساده و بسیط به اندام و کلیه اجزای هر برنامه در ابعاد مختلف اعم از برنامههای عمرانی، طبیعی، انسانی، زمینی و فضایی به راحتی میتوان بهسان پیکره یک بنا، زیربنا و روبنا را از هم متمایز نمود. در ادبیات اقتصادی از پروژههای عمرانی بزرگ در ابعاد فیزیکی و حتی برنامههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بزرگ به عنوان زیرساختها یاد میکنند. اما اگر دقت بیشتری شود قوام و دوام، استقرار و نتیجهبخشی تمام فعالیتها مرهون زیربناییترین فعالیت یعنی تولید آمار و اطلاعات است. قرن حاضر به قرن اطلاعات نامگذاری شده است. امروزه در کشورهای پیشرفته بازار موسسات تولید آمار و اطلاعات میدانی به شدت رونق دارد، زیرا به آحاد اشخاص حقوقی بویژه دولت و حتی اشخاص حقیقی، محققین و برنامهریزان در هر مقطع زمانی و مکانی یک خودآگاهی حضوری و حصولی از وضعیت حوزه تحت پوشش و قلمرو مورد بررسی و یا تحت مدیریت میدهد و اثر بخشی، تأثیر و تأثر و واکنش عوامل به کنشهای مختلف را نشان میدهد. اگر بخواهیم به مناسبت روز آمار و برنامهریزی سخنی فراخور عبرت برای کلیه آحاد مردم عزیز و بخصوص مدیران جامعه بگوییم، بهگزینی حکم میکند در شرایط موجود برای نشان دادن اهمیت تولید آمار و اطلاعات و ارزش زیربنایی آنها در برنامهریزی به صورت متعین از برخی از خلأهای اطلاعاتی یاد کنیم، تا متوجه ارزش وجودی آنها شویم. به عنوان یک مورد بسیار مهم که موضوع بحث روز محافل اقتصادی است، همین فقدان اطلاعات کامل، صحیح وجامع درباره وضعیت هزینه، درآمد و ثروت کلیه دهکهای خانوارها است که زبانزد کلیه کارشناسان شده و خود بزرگترین مانع تغییر برنامه پرداخت یارانه غیرمستقیم به مستقیم وکمک به اقشار مستضعف بوده است، زیرا پر واضح است که بدون شناخت فقیر از غنی امکان گرفتن نتیجه از پرداخت مستقیم وجود ندارد. مورد دیگر ضعف آمار و اطلاعات در نظام تولید است که بسیاری از بنگاههای اقتصادی ما را از وضعیت رقابتپذیری نظام تولید آنها در بازار داخلی و خارجی و بخصوص در مناقصههای بینالمللی محروم میسازد و یا مانع کسب شناخت لازم از بازار برای بهنگامسازی آنها در بازار میشود. همین طور عدم دسترسی به آمار و اطلاعات لازم درباره بازار مانع از برنامهریزی مصرف کننده برای تنظیم جدول زمانی و مکانی خرید، ذخیرهسازی و نگهداری و بالطبع باعث اختلال در الگو و مانع اصلاح الگوی مصرف میشود. فقدان آمار و اطلاعات در بسیاری از زمینهها مانع بزرگی در راه تحقیق و پژوهش محققین دانشگاهی است. این معضل در بین علوم انسانی بسیار بزرگ است. یکی از دلایل عدم تحقق هدف بومیسازی علوم انسانی همین کم توجهی به تولید اطلاعات میدانی در حوزه علوم انسانی است. در این مختصر به چند مورد بالا اکتفا میشود ولی به نظر میرسد ذکراین نکته بسیار حیاتی ضروری باشد که یکی از مشکلات اقتصادی ما ناکارآمدی پیکره دستگاه اداری دولت است. یکی از مهمترین عوامل این ناکارآمدی، ضعف بنیان تولید اطلاعات و آمار در این دستگاههاست. هنوز بسیاری از دستگاهها نه تنها به جرگه شبکه دولت الکترونیک نپیوستهاند بلکه حتی به اهمیت تولید و طبقهبندی اطلاعات ثبتی، عملکردی و تولید آمار از حوزه تحت پوشش خود پی نبرده و از هزینه سنگین سوخت شدن اطلاعات در ظرف زمان و مکان که بر اقتصاد کشور تحمیل میشود، غافلند. توجه ندارند که تولید اطلاعات در زمینههای مسؤولیتی آنها یک کاری از جنس کالای عمومی و عامالمنفعه است که اگر دنبال نشود روی زمین میماند و کسی دیگر این وظیفه مهم را انجام نخواهد داد. و ماحصل این غفلت سوخت شدن فرصت و از دست رفتن اطلاعات و تحمیل هزینههای سنگین بعدی در فعالیتهای آتی است که بدون اطلاعات و با حدس، گمان و احتمالات بنا نهاده خواهند شد، زیرا اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که برخورداری از آمار و اطلاعات سری زمانی، مقطعی و چندوجهی جزء لاینفک یک نظام برنامهریزی جامع و کمهزینه است. جا دارد در کنار وظیفهمند نمودن دستگاهها در قانون برنامه پنجم مبنی بر هزینه کردن 3 درصد از تولید ناخالص برای فعالیتهای تحقیقاتی، از آن اولیتر توجه داده شود که بخشی از این ارزش افزوده باید صرف تولید اطلاعات شود، زیرا اطلاعات زیربنای تحقیق هستند. اگر چنین برنامهای دنبال شود میتوان انتظار داشت بعد از چند سال افق دید و بصیرت برنامهها بازتر و اثر بخشی آنها بیشتر شود.