در ایران تئاتر با سایر علوم در ارتباط نیست، زیرا در دانشگاههای ما هم ارتباطی بین تئاتر با سایر علوم برقرار نمیشود. در ایران تئاتر با سایر علوم در ارتباط نیست، زیرا در دانشگاههای ما هم ارتباطی بین تئاتر با سایر علوم برقرار نمیشود.
حسین مسافرآستانه، مدیر باسابقه تئاتر و هنرهای نمایشی با بیان این مطلب درباره عدم تعامل هنر نمایش با سایر علوم به مهر گفت: یک سال به جشنواره ادینبورو رفتم و خیلی علاقهمند بودم که ببینم این جشنواره بزرگ و عظیم که از همه کشورهای دنیا در آن حضور دارند، چگونه اداره میشود و سازمان این جشنواره به چه شکل است. بعد از تلاشهای بسیار با دبیر جشنواره قرار ملاقات گرفتم. در آن ملاقات متوجه شدم برنامهریزی جشنواره از قبل و به درستی توسط شورایی متشکل از هنرمندان تئاتر، فیلسوف، جامعه شناس، رجل سیاسی و به طور کلی نظریه پردازان امور فرهنگی، اقتصادی و سیاسی انجام شده و این شورا اهداف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نوع رابطه با دیگر کشورهای دنیا را تعریف و مشخص کرده است. بر اساس این برنامهریزی و اهداف دبیران مختلف از کشورهای دیگر برنامههای خود را جهت تحقق اهداف جشنواره به شورا ارائه میدهند و شورا بر اساس این برنامهها یک نفر را به مدت ۱۰سال به عنوان دبیر جشنواره انتخاب میکند.
وی افزود: متأسفانه در ایران از اصل مبنایی برای تعامل میان مسئولان و تصمیم گیرندگان با هنرمندان وجود ندارد، اگر هم هست شخصی است و برنامهای برای این تعامل وجود ندارد. هیچ برنامه فرهنگی مشخصی وجود ندارد که به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته شود مصوبات فرهنگی نظام اینهاست که در آنها روند فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مشخص است تا برای اجرای این مصوبات برنامهریزی کند. در ایران تنها وزیر ارشاد انتخاب میشود که همه چیز بر گردن او انداخته شود.
مسافرآستانه در ادامه عنوان کرد: اصل نظارت در تمام کشورها وجود دارد ولی، چون ما برنامهریزی نداریم، چگونگی نظارت را نمیدانیم و شخصی و سلیقهای عمل میکنیم. این شکل نظارت نه تنها ما را به اهداف مان نزدیک نمیکند بلکه از اهداف مان دور هم میکند. در کشورهای پیشرفته، چون نظارت دارای برنامه و شفاف است به عنوان سانسور شناخته نمیشود ولی ما در ایران همه چیز را پنهان میکنیم و با اعمال نظر شخصی خود رو به جلو میرویم. در ایران تئاتر با سایر علوم در ارتباط نیست، زیرا در دانشگاههای ما هم ارتباطی بین تئاتر با سایر علوم برقرار نمیشود. در دانشکدههای هنری ما حتی رشتهها هم ارتباط سازمانی با هم ندارند. در دانشگاه تهران رابطهای بین مدیران و دانشجویان دانشگاه ادبیات و هنرهای زیبا که ساختمانشان مجاور یکدیگر است، وجود ندارد.
این مدیر هنری افزود: توقع من از فرهنگستان هنر این بود که عقلایی در آن گرد هم جمع شوند تا این خلأها را پر و برنامهریزی کنند. نوک پیکان ما مدام متوجه مجریان نظیر وزیر ارشاد، معاون هنری و ... است و این امر دردی را درمان نمیکند. مقام معظم رهبری بارها فرمایشات و تذکرات فرهنگی خیلی جدیای داشتهاند که اگر مسئولان توصیههای فرهنگی ایشان را تبدیل به یک برنامه کنند و معتقد باشیم و اجرا کنیم، به دور از هر نوع نگاه سیاسی، دچار وضعیت نابسامان کنونی نخواهیم بود. منفعت طلبی، فرصت طلبیهای آنی و نگاه جذب سیاسی نمیتواند برای ما برنامه ایجاد کند. بیتوجهی به امور فرهنگی بر اثر بیبرنامگی و بیباوری شکل میگیرد. فهم فرهنگی یعنی برنامهای برای خلأها وجود داشته باشد و به این برنامهها و اجرای آنها باور داشته باشیم. الان هیچ برنامهای وجود ندارد که در ازای اجرا نشدن آن بخواهیم یقه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بگیریم. بودجه مشکلی را حل نمیکند، همین الان با همین بودجه هم میتوان به خوبی تئاتر کشور را حمایت کرد ولی برای آن برنامه وجود ندارد و سلیقهای عمل میشود. یکسری مسئولان از جاهایی میآیند که نمیدانند به کجا آمدهاند. مشکل باید فراتر از اینها حل شود.