براساس برخی شواهد اصلیترین چالش حجتالاسلام خطیب به عنوان وزیر اطلاعات مقابله با راهبرد جدید رژیمصهیونیستی برای وارد کردن ضربات گسترده، اما کوچک در تمام سطوح به نظام جمهوری اسلامی باشد.
دیدار چندی پیش نخست وزیر رژیمصهیونیستی با جو بایدن، رئیسجمهور امریکا از مهمترین اتفاقات مربوط به تحولات ایران بود که عملاً زیر وقایع بحثهای مرتبط با افغانستان به حاشیه رفت. در شرایطی که مذاکرات احیای برجام در وین در هفتههای آتی از سر گرفته خواهد شد، نخست وزیر رژیمصهیونیستی به واشنگتن رفت تا سیاست جدید خود را برای مقامات امریکایی برای مقابله با ایران شرح دهد، البته اظهار نظری در این باره از سوی مقامات امریکایی و صهیونیستی مطرح نشد، اما نشریه اکسیوس در گزارشی این راهبرد جدید را به وارد کردن هزاران ضربه کوچک تشبیه کرده بود.
این سایت خبری در گزارش خود نوشت: نفتالی بنت در دیدار با بایدن راهبرد خود علیه ایران را با آن چیزی که مقامهای اسرائیلی با عنوان «مرگ با هزاران ضربه چاقو» نام میبرند، مطرح کرد. راهبردی که بنت به بایدن ارائه داده شامل مقابله با ایران از طریق ترکیب اقدامات کوچک بسیار در جبهههای متعدد نظامی و دیپلماتیک است که این اقدامات به جای یک حمله شدید به ایران است. یک مقام صهیونیستی نیز به نشریه آکسیوس گفت که بنت شرایط کنونی میان این رژیم ایران را همانند شرایط میان امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در جریان جنگ سرد توصیف کرد.
راهبرد مقابله با رژیمصهیونیستی
راهبردی که بنت برای مقابله با ایران تجویز کرده چندان قدیمی نیست. در حقیقت سالها قبل «دومرانش» رئیس سازمان اطلاعات خارجی فرانسه در دیدار با رونالد ریگان در سال ۱۹۸۰ این روش را برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی بدون ایجاد خطر یک جنگ تمامعیار هستهای پیشنهاد کرد. بر این اساس اتحاد جماهیر شوروی با دهها و صدها ضربه کوچک مورد هدف قرار گرفت تا در نهایت تمام توان عظیم آن برای مقابله با این مشکلات صرف شود؛ از حملات تروریستی کوچک گرفته تا گسترش مواد مخدر در بین جوانانی که برای جنگ وارد شوروی شده بودند.
در این میان رژیمصهیونیستی نیز از یک تقابل مستقیم با ایران در خصوص مسئله هستهای در هراس است چراکه این رژیم به دلیل نداشتن عمق راهبردی، توان بالای طبیعی یک جنگ طولانیمدت با ایران را ندارد. همان گونه که در جنگ غزه نیز روشن شد حتی توان مقابله با یک گروه کوچک مبارزه را نداشت، از این رو رژیمصهیونیستی به دنبال این است که تمام توان خود را برای مقابله با ایران به حوزههای مختلف تقسیمبندی کند و در هر کدام یک حمله کوچک انجام دهد. این حملات آن قدر کوچک است که موجب یک جنگ فراگیر با ایران نشود، اما در عین حال بخشی از توان ایران را نابود کند.
در حقیقت رژیمصهیونیستی توان خود را برای حمله به ایران به جای یک حمله گسترده بر دهها حمله کوچک متمرکز خواهد کرد تا ریسک حمله به ایران را کاهش دهد، البته این مسئله تنها باری نیست که از چنین راهبردی برای مقابله با ایران استفاده شده، در گذشته نیز بارها از این راهبرد برای مقابله با ایران به خصوص در سالهای قبل از برجام استفاده شده است.
«ترور» روش قدیمی برای مقابله
بنیانگذار روش «ترور» مائر داگان، رئیس سازمان اطلاعات رژیمصهیونیستی بود که با حمله مستقیم به ایران مخالف بود و راهکار حملات تروریستی برای مقابله با ایران را مؤثر میدانست. این روش دقیقاً از سال ۸۸ آغاز شد.
در ۲۲ دی ماه سال ۸۸ زمانی که دکترمسعود علیمحمدی، فیزیکدان هستهای ایران با یک بمب کنترل از راه دور در منطقه قیطریه تهران ترور شد، مفهوم جدیدی وارد پرونده هستهای ایران شد که قرابت عجیبی با ضربالمثل «هدف وسیله را توجیه میکند» داشت. استفاده از تروریسم مسلحانه به شکل بمبگذاری خودروهای دانشمندان ایران و تروریسم سایبری برای کند کردن برنامه غنیسازی ایران در قالب ویروس رایانهای «استاکس نت» که با همکاری مشترک آژانس امنیت ملی امریکا موسوم به «NSA» و واحد ۸۲۰۰ موساد ساخته شد، تبدیل به اصلیترین راهبرد جبهه مقابل ایران شد.
این راهبرد استراتژی شخص «مائر داگان» رئیس پیشین آژانس جاسوسی اسرائیل موسوم به موساد بود که بعدها در قالب سلسله ترورهای دیگری همچون بمبگذاری در خودروی دو تن از دانشمندان هستهای «پرویز شهریاری» و «فریدون عباسی»، ترور «مصطفی محمدیروشن» معاون بازرگانی سایت نطنز و همچنین «داریوش رضایینژاد» از متخصصان دانشگاهی ایران ادامه پیدا کرد. دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران خود را با سازماندهیشدهترین حملات تروریستی از سوی غرب در قالب یک هدف خاص مواجه میدیدند.
این روش در ماههای جاری نیز برای مقابله با اهداف هستهای ایران استفاده شد. دو بار خرابکاری در سایت نطنز و همچنین ترور شهید فخریزاده از جمله مهمترین اقداماتی بود که در همین راستا انجام شد. حالا به نظر میرسد این مسیر علاوه بر حوزه هستهای قرار است به تمام بخشها از جمله حوزه اقتصاد و حملات سایبری نیز تسری پیدا کند.
مهمترین چالش وزارت اطلاعات در ماههای آینده
با در نظر گرفتن تواناییهای رژیمصهیونیستی در این حوزه به نظر میرسد اولین چالش حجتالاسلام خطیب، وزیر اطلاعات و نهاد زیرمجموعه وی مقابله با موج جدیدی از عملیاتها و خرابکاریهای مخفیانه در حوزههای مختلف باشد. در ماههای گذشته چندین بار حملاتی در حوزه سایبری به وقوع پیوسته است که حداقل یک بار رسانههای رژیمصهیونیستی مشارکت خود این رژیم را در آن تأیید کردهاند.
جمعبندی اتفاقات فوق نشان میدهد وزارت اطلاعات به عنوان متولی اصلی بحث امنیت و سایر نهادهای امنیتی کشور باید خود را آماده مقابله با موج جدیدی از حملات مخفی در حوزههای مختلف کنند.
دامنه این حملات آنچنان گسترده نخواهد بود که به یک درگیری تمامعیار منجر شود، اما حتماً سیاست تضعیف ایران را در پیش خواهد گرفت. خوشبختانه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز پیشرفت قابل ملاحظهای در برخورد با این حملات داشتهاند که نمونه آن انهدام شبکههای اطلاعاتی امریکا برای نفوذ در برنامههای هستهای کشورمان بوده است، از این رو میتوان به مقابله قدرتمندانهتر ایران با این راهبرد جدید رژیمصهیونیستی امیدوار بود.