دوستان خوبم در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی که جوانی و عمرشان را پای تحقیق و تدوین تاریخ و ادبیات انقلاب اسلامی گذاشتهاند، خبر دادند مجموعهای را در دست تألیف و آمادهسازی دارند که قرار است معرف رجال مؤثر انقلاب اسلامی باشد و از نگارنده نیز برای مشارکت و همکاری در این موضوع دعوت کردند. دوستان خوبم در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی که جوانی و عمرشان را پای تحقیق و تدوین تاریخ و ادبیات انقلاب اسلامی گذاشتهاند، خبر دادند مجموعهای را در دست تألیف و آمادهسازی دارند که قرار است معرف رجال مؤثر انقلاب اسلامی باشد و از نگارنده نیز برای مشارکت و همکاری در این موضوع دعوت کردند. پیشنهاد بدی نبود، چراکه علاوه بر علاقهمندی به مباحث حوزه رجال انقلاب، جمع و جور بودن و حجم نه چندان زیاد کتابهای مجموعه، وقت زیادی هم نمیگرفت و برنامهریزی برای انجام آن را آسان میکرد. در مرحله بعد فهرست پیشنهادی به دستم رسید و باید از آن میان، یک نام را برمیگزیدم. فهرست ۴۰- ۵۰ نفره را چند بار بالا و پایین کردم تا آنکه چشمم روی نام مرحوم آیتالله حاج شیخ بهاءالدین محلاتی متوقف شد. راستش نمیدانم چرا؟ چون شناخت زیادی هم از آن مرحوم نداشتم و فقط میدانستم روزگاری در استان فارس، هدایتگر مردم انقلابی آن خطّه بوده و در ماجرای بازداشت و حبس امام خمینی در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز چند روزی همبند و همراه امام در عشرتآباد و داودیه بوده است.
با مطالعه و بررسی منابع، به شخصیت این روحانی آگاه، عاقل و مبارز علاقهمندتر شدم و برایم روشن گردید انتخاب بجایی کردهام. من آیتالله بهاءالدین محلاتی را مردی یافتم «عالم»، «آگاه» و «با تدبیر» که این سه را در راه مبارزهای مقدس به کار گرفت که از اعماق جان بدان باور داشت و سرتاسر عمر طولانیاش را از جوانی تا مرگ وقف آن کرد. آیتالله محلاتی مبارزه خویش را از ۲۰ سالگی علیه استعمارگران و اشغالگران انگلیسی آغازید و در ادامه متعرض استبداد رضا شاهی و محمدرضا شاهی شد. او در این راه، زمانی با دلیران تنگستان همرزم بود. لختی با آیتالله کاشانی و دکتر محمد مصدق و سرانجام نیز با آیتالله خمینی همراه و همگام شد و تا پایین کشیدن محمدرضا شاه از تخت استبداد، دمی نیاسود. البته پشت سر گذاشتن این مسیر دراز و پرپیچ و خم، خالی از مخاطره و تهدید نبود، مخاطراتی که آیتالله خوب از آنها آگاه بود و با چشمانی باز به استقبالشان میشتافت. اما تفاوتی که آیتالله محلاتی با برخی دیگر داشت، پختگی و اعتقادش بود، نه کند میرفت و نه تند و باور داشت این دو ویژگی، میتوانند رخنهگاه شکست یا انحراف باشند، پس برای پیشگیری از این دو آفت، راه میانه را برگزید و این البته به معنای سازش با ظلم و ظالم نبود. به هر ترتیب، نگارنده در این تحقیق کوشید تا با بهرهگیری از اسناد و مدارک معتبر، در کمال بیطرفی که لازمه هر پژوهش علمی است، به باز شناساندن چهره مردی بپردازد که در تاریخ معاصر کشور ما نقشی و سهمی داشته و بر گردن انقلاب ما حقی. اسناد و مدارک بر جای مانده در پرونده مبارزاتی آیتالله محلاتی در ساواک، اعلامیهها، نامهها و اطلاعیههای منتشره در دوران انقلاب، خاطرات مبارزین و همراهان، مندرجات نشریات و اطلاعاتی دیگر - که در متون و آثار تاریخی به دست آمد- منابع عمده این تحقیق بودهاند، اما اینها همه، در حکم آیینهای است که فقط سیمای سیاسی این عالم مجاهد را بازتاب میدهد و ناگفته روشن است شخصیت و چهره آیتالله محلاتی، از ابعاد دیگری نیز برخوردار بوده که بدون آگاهی از آنها، نمیتوان به شناخت کاملی از زندگی او دست یافت. بنابراین آنچه خواننده در این اثر با آن آشنا میشود، عمدتاً کارنامه سیاسی رهبر روحانی و فقید استان فارس است و البته مختصری نیز داشتههای علمی و مروری هم بر تبار و پیشینه خانوادگی او. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.