کد خبر: 105958
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۸۸ - ۱۸:۵۴
وقوع دو انفجار تروریستی در نزدیک ساختمان وزارت دادگستری عراق ‌و شورای استانداری در بغداد که بیش از 150 کشته و 500 زخمی بر جای گذاشت، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار دیگر ‌مسأله ثبات و ناامنی در این کشور را در سیبل توجهات عمومی و در تیتر رسانه‌های خبری جهان قرار داد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باز اولین سؤالی که همچون گذشته در این زمینه مطرح شده است، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عاملان این حملات است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماهیت، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پیچیدگی، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مقطع زمانی، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میزان و نوع بهره‌برداری بازیگران ‌از این حملات به گونه‌ای است که نمی‌توان تنها یک عامل را در این زمینه ‌دخیل دانست ‌اما در عین حال نقش مدیریتی آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شکل، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماهیت این حملات به شکل خودروی بمب‌گذاری شده بود که معمولاً این نوع حملات ‌کار بعثی‌ها تلقی می‌شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وجه تمایز حملات القاعده و بعثی‌ها این است که ‌معمولاً ‌القاعده به حملات انتحاری کور آنهم در اماکن ‌یا مراسمات مذهبی و غیر نظامیان دست می‌زند و هدف هم عمدتاً دامن زدن به اختلافات طایفه‌ای و فرقه‌ای است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اما بعثی‌ها به حملات برنامه‌ریزی شده و انفجار از راه دور دست می‌زنند و هدف نهایی از این حملات ضربه زدن به حاکمیت و اقتدار دولت و نظام سیاسی جدید عراق است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از این دید ظن اصلی در حملات ‌تروریستی اخیر بیشتر به سمت بعثی‌هاست تا القاعده هر چند که نمی‌توان فرضیه همکاری مشترک این دو نیروی آشوب‌ساز و بر هم زننده را در این زمینه نادیده گرفت. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌البته این امر از نقش مخرب دیگر مخالفان منطقه‌ای نظام سیاسی جدید عراق نمی‌کاهد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در حال حاضر بزرگترین ‌مخالف منطقه‌ای نظام سیاسی جدید عراق که همچنان از شناسایی آن طفره می‌رود، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عربستان سعودی است و اگر چه ‌در ماه‌ها و سال‌های گذشته مهم‌ترین محمل این کشور برای جلوگیری از برقراری ثبات و امنیت درعراق نفوذ دادن اعضای القاعده به ‌این کشور و حمایت‌های ‌لجستیکی و مالی از آنها بود، اما به نظر می‌رسد ‌پس از بهبود و عادی‌سازی ‌روابط ‌با سوریه، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عربستان در صدد است از حضور بعثی‌های مستقر در سوریه ‌نیز در جهت پیشبرد مواضع خود استفاده کند و به همین علت ارتباط معناداری بین بهبود و گسترش روابط عربستان و عراق با ایجاد تنش در روابط سوریه و عراق مشاهده می‌شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به عبارت روشن‌تر هر چند ‌عراقی‌ها ‌انگشت اتهام را بیشتر به سمت سوریه نشانه رفته‌‌اند، اما به نظر می‌رسد نقش عربستان در این خصوص بیشتر است و تنها در این صورت است که ‌نقش مدیریتی آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌نیز ‌نمایان می‌شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
البته اگر مقطع زمانی حملات تروریستی یکشنبه سیاه ‌مبنای بررسی عاملان این حملات و اهداف آنها ‌قرار گیرد، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باز نقش بعثی‌ها و حامیان منطقه‌ای آنها و یا نقش مدیریتی آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌برجسته می‌نماید. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌این حملات درست در روزی اتفاق افتاد که قرار بود شورای سیاسی امنیت ملی عراق ‌نشست ویژه درباره حل اختلافات موجود درباره قانون انتخابات جدید این کشور برگزار کند و به همین علت به نظر می‌رسد مخالفان نظام سیاسی جدید عراق ‌از فضای اختلافات داخلی حداکثر بهره‌برداری را کرده‌اند، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تا بار دیگر ‌برمخالفت خود ‌با این نظام تأکید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کنند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌همچنین ‌تقارن این حملات با از سرگیری تلاش‌های عراق برای خارج کردن این کشور از ذیل فصل هفت منشور ملل متحد که هم در جریان ‌سفر نوری مالکی به آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌و هم در جریان سفر سوزان رایس سفیر و نماینده دائم آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌در سازمان ملل به عراق مورد بررسی جدی قرار گرفت، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌این احتمال را تقویت کرده است که مخالفان تحقق این خواسته عراق نیز در پشت حملات اخیر قرار داشته باشند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کویت، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عربستان و آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌هر یک به دلایلی مخالف خروج عراق ازذیل ‌فصل هفت منشور ملل متحد است. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌به نظر می‌رسد کویت به دلایل اقتصادی و دستیابی به بقیه غرامت‌های خود از عراق، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عربستان به دلایل سیاسی و جلوگیری از تثبیت نظام سیاسی جدید عراق و تقویت حاکمیت ملی ‌این نظام و آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌نیز به دلایل کسب اطمینان از تأیید موافقتنامه امنیتی ـ راهبردی در همه پرسی آینده با خروج عراق از ذیل فصل هفت منشور ملل متحد موافق نیستند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
البته اگر ‌از منظر «بهره‌برداری» ‌به حملات تروریستی در عراق نگاه شود، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در آن صورت ‌باید دو ‌بازیگر دیگر نیز به عنوان منتفعان از حملات تروریستی در عراق افزوده شود. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یکی ‌رژیم صهیونیستی است که علاوه بر اینکه ‌ایجاد تفرقه و اختلاف ‌در عراق و تجزیه آن یا هر کشور اسلامی دیگر را همچنان هدف راهبردی ‌خود می‌داند، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در وضعیت کنونی که تحت فشار‌های ناشی از انتشار گزارش گولدستون قرار گرفته و یا برای ایجاد ‌پوششی جهت تداوم بخشیدن به اقدامات اشغالگرانه خود در کرانه باختری و شرق بیت‌المقدس به تشدید ناامنی‌ها در عراق نیاز دارد و از آن سود می‌برد. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیگر شرکت‌های امنیتی خصوصی هستند که اساساً ‌بقا و موجودیت خود را در ‌وجود ناامنی جست‌وجو می‌کنند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بنا بر این با در نظر گرفتن این عوامل و متغیر‌ها می‌توان گفت که بحث ثبات و ناامنی یک معادله چند مجهولی است اما در هر حال نمی‌توان نقش مدیرتی آمریکا ‌‌‌‌‌‌‌‌را به عنوان بازیگری که بر همه دستگاه‌های اطلاعاتی نفوذ و سیطره دارد و زمین و فضای عراق را تحت کنترل دارد نادیده گرفت. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار