کد خبر: 1048123
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۲
چه کسی کوههای لاشتر را به تاراج می برد ؟
سخنی که بارها نوشته شده ؛امامسئولین خواب تشریف دارند نمونه این برنامه بارها در گوشه و کنار کشور دیده شدکه رجوع به آن در حد حرف مانده حرف مسئولانی که از نگهداری می گویندودیگرانی که هیچ توجهی به این صحبتها نکرده و نخواهند کرد ؟! و جالب تر آنکه این اتفاقات در مسیر ورودی شهر می افتد و هر بار همه آن را به وضوح می بیندو این سوال بارها تکرار خواهد شد که این سنگها و ویرانی کوه چرا هنوز هم ادامه دارد خصوصا کارخانه هایی در محل گردنه ها اصفهان .ماهها و سالها می گذرد تا زمانی که افرادی بی نشان دست به تخریب محیط طبیعی می زنند بدون اینکه صدایی بشنوند . انگار گوشهای شان پر شده و صدای ناله های کوه رانمی شنوند و تنها صدا ، صدای غرش ماشین سنگ بری قاتل است که سینه کوه را می شکافد و بی امان به جلو می رود تا اثر هزاران ساله زمین را به نابودی بکشاند و در مقابل قدرت کوه خوران بیشتر گرددتازمانی که ساختمانهای بلند ناگهان سراز زمین صحرا بیرون آورند .

رویا مردانی

مهدی فقیهی  استاد تاریخ و  کارشناس میراث درمورد کوهها اطراف اصفهان گفت : کوهها محل گذر زمانهای قدیم و جدید بوده و در زندگی مردم نقش اساسی داشته است که هر شهری به واسطه همین کوهها موقعیت و حد و مرز خود را مشخص می کردتا آنجا که حتی از سنگ کوه هم برای  اندازه گیری  مسافت ها  استفاده می کردند .

وی افزود: در قبل کوهها محل استقرار نیروهای  جنگی بود که برای حفاظت از شهر در مقابل هجوم بیگانگان استفاده می شده است و گاهی  برای پنهان کردن افراد ضعیف تر و جلو گیری از اسیر شدنشان کار پنهان سازی را می کردند .

فقیهی ابراز کرد: در دوران قبل اکثر گروههای مخالف حکومت مرکزی در کوهها زندگی می کردندو  گاه شورشهای گاه و بیگاهشان باعث ضعف حکومت مرکزی می شد چه بسیار حکومت هایی که به این طریق بر ورقه های تاریخ ماندگار می شدند .

این استاد تاریخ عنوان کرد : از بین بردن کوهها این بی دقتیها نسبت به محیط طبیعی موجود چه به  منظور فروش سنگ و عمدتابه معنی  بهره برداری شخصی  در جلوی قانون و پشت به مسئولان کشور خود نوعی  تجاوز به محیط زیست شهرهایمان می  باشدکه اثرات جبران ناپذیرش تعقییر در حیاط وحش است که  آیندگان را از دیدن یادگاران قدیم محروم نگاه خواهد داشت .

وی تاکید کرد:این کوهها دنباله رو گردنه لاشترهستند که حکایت و قصه قدیمی را هر کدام همراه خود دارند ومتعلق به تمام مردم اصفهان هستند .

فقیهی  تصریح کرد : افرادی که  باعث تخریب این یادگاران قدیمی خواهند شد مورد شماتت قرار بگیرندتا عبرتی برای دیگرانی بشوند که در روشنی روز دست درازی به اموال به حق مردم را فقط وظیفه قانونی و پدری ارث خود بدانند .

در ادامه این گزارش لیلی محمدی روانشناس ،محقق  ومطالعگر کوهها را مرکز آرامش می داند و گفت : در زندگی شلوغ شهری جایی می خواهد که دنج باشد و  ساعتها بنشیند و  چشم بر پهنه صحرایی بیندازد  که گاه حرکت موجودی کوچک تمام افکارش را با خود خواهد برد .

نگاه به گلی  زیبا یا محیطی سر سبز فارغ از نگاهی در هنگام غروب به  صحرا که رمزو رازی بسیار دارد .

محمدی ادامه داد: تا کنون شنیده اید که زمان عبور عشایر  از بین همین کوهها در کوچ  هنگامشان بر دامنه کوه  چادر خواهند  زد و زیر نور ماه با صدای حیوانات و  در سکوت اعجاب آور صحرا به اندازه فاصله  پرده حد فاصله حیاط وحش و زندگی است. که  اکنون با نگاهی  به کوهها یاد آورگذشته ایی دور خواهیم بود  صدای کاروانها، شیحه اسبان و بیقراری زوزهای گرگ که آرام به شکار نزدیک می شودتا  صدای هی هی چوپان

این روانشناس ،محقق  ومطالعگر کوهها خاطرنشان کرد: طمع مرگ از زندگی و اکنون که طمع سیری ناپذیرعده ائی  کوه را سر می برندو گذشته را مخدوم می سازندو  آینده را بی نام و نشان می کنند.صحبت از تخته سنگ و کوه  نیست سخن از  دیروز و امروز است و سخنی که هیچ گاه به منطقه عمل نرسید .

وی ابراز نمود:سخن از فرهنگ بودن و نیست شدن است  بدون آنکه تو سخن بگویی و این سکوت یعنی انتهای مرگ این نظر کاملا درست است . مرگ برای آنچه بوده و اکنون دیگر وجود ندارد .

محمدی درادامه بیان داشت:البته بی وجود هم نیست ولی ذره ذره آب می شود تابه نابودی کامل برسد .مگر زمانی که قلم زبانی سخت می گرددو نجوا به فریادی تبدیل شودتا دستگاههای سنگ بری از نفس بیفتندو غروب با شادی صحرا را  نگاه کند این آرزوی نیست امیداست که می تواندهر روز دستی برای نگه داشتن طمع بی نام نشانانی که هیچ نامی غیر از کوه خوران برای آنها نتوان گذاشت جان می گیرند .

 روانشناس ،محقق  ومطالعگر کوهها  در پایان باتاکید گفت:پس آرام کنیم  صحرایی را که سالیان بسیار است با چشمهایی خیس بر پهنه خشک زمینهایش می نگرد و در ذهنش به دنبال قهرمانان قدیمی که فکر صحرا بودند می گردد و کاروانها و اسبهایی چابک و افرادی مسلح که روزها بر دامنه اش می تاختندو شب هنگام گریه نوزادی کوچکی در زیر سیاه چادر لالایی خواب بودوندای  عقابی از آسمان زمان طلوع صبح بود .

 

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار