به گزارش خبرنگار جوان آنلاین ذوبآهن اصفهان، فراتر از یک واحد صنعتی، شناسنامه فولادی ایران استبا این حال، در ماههای اخیر شاهد ظهور پدیدهای نگرانکننده در فضای مجازی هستیم که میتوان آن را «پوپولیسم صنعتی» نامید؛ جریانی که در پوشش دلسوزی برای معیشت کارگران یا عدالتخواهیِ کاذب، تیشه به ریشه این درخت تنومند میزند.
مرز باریک میان نقد و تخریب
نقد، موتور محرکِ اصلاح است و هیچ مدیر مدیری در ذوبآهن نباید از شفافیت و پرسشگری هراس داشته باشد. اما پرسش اینجاست: آیا سیاههسازیهای بیاساس، القای ناامیدی مطلق و زیر سؤال بردنِ شبانهروزی دستاوردهای فنی مجموعه توسط افرادی که پیوندی با بدنه واقعی تولید ندارند، «نقد» است یا «تخریب»؟ وقتی صدای هیاهوی این جریانها، صدای چرخهای تولید را تحتالشعاع قرار میدهد، اولین قربانی، «امنیت شغلی» همان کارگری است که این جریانها مدعی دفاع از او هستند. اخلال در آرامشِ روانیِ صنعت، مساوی است با اخلال در بهرهوری و خروجِ این کشتی بزرگ از مسیر توسعه.
مدیریت، میانِ «دربهای باز» و «حفاظت از کیان تولید»
مهندس سیداردشیر افضلی و تیم مدیریتی وی، در شرایطی که بحرانهای تأمین مواد اولیه و چالشهای اقتصادی، نفسِ صنایع بزرگ را گرفته است، تمرکز خود را بر ارتقای شاخصهای تولید و بهبود وضعیت معیشتی پرسنل قرار دادهاند. آمارهای رسمی در سامانه «کدال» بهخوبی گویای این تلاشهاست. اما نجیب بودن مدیریت در برابر انتقادات، نباید به منزله «انفعال» در برابر جریانهای مخربی تلقی شود که برای منافع باندی و سهمخواهیهای شخصی، امنیت روانی ذوبآهن را نشانه رفتهاند.
فراخوان به هوشیاری نهادهای نظارتی
سؤال اصلی کارگرانِ متعهد و ذینفعان این میراث ملی از نهادهای نظارتی این است: تا چه زمانی قرار است به نام آزادی بیان، فضا برای سیاه نماییهای جهتدار علیه منافع ملی باز باشد؟ مطالبهگری اصولی، با هویتبخشی به تولید همراه است، نه با ترویج ناامیدی. زمان آن رسیده است که واحدهای نظارتی با تمایز قائل شدن میان «منتقدان دلسوز» و «تخریبگرانِ مأمور»، از حریم صنعت کشور صیانت کنند.
سخن آخر: ذوبآهن اصفهان، سنگرِ جهاد اقتصادی است. در این سنگر، همبستگی، تنها سلاحِ مؤثر در برابر فشارهای بیرونی است. کارگران شریف ذوبآهن بهتر از هر کسی میدانند که رشدِ این مجموعه، ضامن رفاه آنهاست؛ نه جنجالهای بیپایانی که در صفحات مجازی، سودای «سهمخواهی» را در سر میپرورانند. وقت آن رسیده است که این میراث ملی، با حمایتهای قاطعانه و مدیریت هوشمندانه، از گزندِ این «حاشیهسازیهای مخرب» عبور کرده و همچنان پیشرانِ توسعه صنعتی ایران باقی بماند.