با اینکه کرونا به تمام مشاغل و کارها، آسیب و خسارات مهلکی وارد کرده، اما صنعت گردشگری و زیر مجموعههایش از جمله اصنافی به شمار میآید که دیگر کارشان از خسارت گذشته و باید گفت به کما رفتهاند. از اواخر زمستان ۱۳۹۸ تا بهار ۱۴۰۰ هر روز که میگذرد ضربات ویروس کرونا به صنعت پولساز گردشگری بیشتر و بیشتر میشود و این اتفاق در نقاط مختلف ایران به شدت مشهود است.
کرونا به هر شکل و مقداری که در منطقهای نفوذ کرده باشد، قبل از هر چیز ترس از ابتلا به آن موجب میشود تا در گام اول مردم استفاده از غذای بیرون از خانه، اسکان در اتاقهای اجارهای و حضور در اماکن تفریحی و سیاحتی را کنار بگذارند.
شاید چنین استنباط شود که طی ماههای اخیر بیتوجهی و ساده انگاریها نسبت به شیوع کرونا افزایش یافته و گروهی راه سفر را در پیش گرفتهاند، اما در مقایسه و نسبت میزان مسافرتهای قبل و بعد از کرونا باید گفت، در حال حاضر صنعت گردشگری در بدترین وضعیت خود به سر میبرد.
ایران به دو استان گیلان و مازندران ختم نمیشود و اصفهان، فارس و هرمزگان و خراسان و آذربایجان و... به همراه صدها شهر و شهرستان دیگر در طول سال پذیرای میلیونها مسافر و گردشگر داخلی و خارجی بودند. اما حالا وقتی چند ماشین پشت سر هم وارد شهری بشود، گویی اتفاق بزرگی رخ داده و مسافران به این نقاط هجوم آوردهاند.
«اعمال محدودیت ترددهای بین شهری» جملهای است که طی یکسال اخیر بارها و بارها شنیدهایم و اگر بگوییم این محدودیتها در بیشتر ماهها اعمال شده و هر از گاهی برداشته شدهاند، حرف اشتباهی نگفتهایم.
کرونا راه گردشگران و مسافران را بست و با صنعتی که طی سالهای اخیر کمی نفس گرفته و میخواست سرپا بایستد، کاری کرد تا برخی مشاغل و کارها و صنایع زیر مجموعه آن برای همیشه به دست فراموشی سپرده شوند.
هم اکنون و در اکثر شهرهای گردشگرپذیر، تأسیسات گردشگری یا تعطیل هستند یا نیمه فعال شدهاند.
رستورانها در بهترین حالت بیرون بر شدهاند و مردم دوست ندارند از ظرف و قاشقی که نمیدانند چه کسی قبل از آنها استفاده کرده، استفاده کنند. تالارها با چراغ خاموش کار میکنند و به جای اینکه با افتخار پرچم خود را بالا نگه دارند، این کارشان آنها را در لیست متخلفین قرار داده. اگر شهری قرمز نباشد هتلهایش با ظرفیت کمتر از ۵۰ درصد روزگار سپری میکند و وقتی مسافری در خیابانها پرسه نمیزند، فروشگاههای صنایع دستی هم ترجیح میدهند چراغهایشان را خاموش نگه دارند تا حداقل هزینههایشان افزایش نیابد.
ناگفته نماند وقتی دروازههای منطقهای به روی مسافران باز میشود، بعد از چند هفته، آمار مبتلایان به کرونا چنان بالا میرود که باید چند ماه اصناف مختلف از جمله تأسیسات گردشگری تعطیل شوند.
نزدیک به ۱۵ ماه است فعالان صنعت گردشگری و صنایع دستی روزهای سختی را سپری میکنند و در این مدت فقط حرف شنیدهاند و از حمایت خبری نبوده.
وعدههای محقق نشده گریبان این صنعت را چسبیده و این امر موجب از دست رفتن مشاغل زیادی در حوزه گردشگری شده است.
کاهش چشمگیر تولیدات، افت شدید فروش، سود ناچیز، نوسانات اقتصادی و کمبود سرمایه در گردش از جمله مسائل و چالشهای فراروی صنایع مختلف در حوزه گردشگری و صنایع دستی در دوران کروناست. بسیاری از وعدههای دولت برای حمایت از صنعت گردشگری و فعالان آن نیز نتیجه بخش نبوده و همین امر نابسامانیها را بیشتر کرده است. در این میان اختصاص زمان بیشتر برای پرداخت حق بیمه به سازمانهای بیمهگر، مسئله زمان بر بودن چکها، هزینههای کارگری و توجه به نیازهای اصلی این حوزه از جمله درخواستهای فعالان گردشگری است تا حداقل بخشی از آسیبهای ناشی از کرونا را کاهش دهند، اما مسئولان این درخواستها نه میبینند و نه میشنوند، چه برسد ترتیب اثری بدهند.
براساس آمارهای موجود و تا قبل از شیوع کرونا سالانه حدود ۶۰ میلیون مسافر به مازندران سفر میکرد و طی ۱۵ ماه اخیر که ۲ عید نوروز و یک تعطیلات تابستانی را در دل خود جای داده است، این رقم به کمتر از ۲۰ میلیون نفر رسیده. نکته مهمتر اینکه این تعداد مسافر مدت اقامتشان را نیز کاهش داده و ماندگاریشان نصف شده است.
این ارقام متعلق به مازندرانی است که آخر هر هفته صف طولانی خودروها در جادههایش ترافیک سنگینی به وجود میآورد و با هر تعطیلی، هجوم مردم به سمت آن، صدای پلیس و حتی بومیهایش را در میآورد. با مقایسه وضعیت مازندران با دیگر شهرهای ایران، میشود به بلایی که کرونا بر سر گردشگری و صنایع زیر مجموعه آن آورده پیبرد. حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.