
به فاصله 3 روز بعد از حادثه تروریستی سیستان، شواهد و قرائن جدیدی درباره نقش سازمانهای اطلاعاتی خارجی، بویژه آژانس اطلاعاتی پاکستان موسوم به «آی.اس.آی» در حال آشکار شدن است.
روز گذشته یک هیأت بلندپایه امنیتی – اطلاعاتی از تهران راهی اسلامآباد شد تا اسنادی در ارتباط دستگاه اطلاعاتی پاکستان با گروه تروریستی جندالله به مقامهای اسلامآباد ارائه کند. منابع پاکستانی میگویند محمد نجار وزیر کشور روز دوشنبه با رحمان مالک، همتای پاکستانیاش تماس گرفته و از او خواسته که برای دستگیر عبدالمالک ریگی متهم ردیف اول عملیات تروریستی روز یکشنبه به ایران کمک کند، ولی طرف پاکستانی اعلام کرده که ریگی در حال حاضر در پاکستان نیست.
جدای از اینکه صحبتهای طرف پاکستانی چقدر قابل استناد است، شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که بخشهایی تأثیرگذار از دستگاه اطلاعاتی پاکستان که در حال حاضر تحت کنترل دولت مرکزی نیست، علاوه بر مناسبات پیچیده با گروههای افراطی در مناطق قبایلی پاکستان، در حال اجرای چارچوبهای یک طرح گسترده منطقهای است اینکه حمله تروریستی سیستان با شروع عملیات گسترده ارتش پاکستان علیه طالبان در منطقه وزیرستان همزمان شده، تصادفی نیست. حادثه روز بیست و پنجم مهرماه را باید در چارچوب بخشی از یک طرح گسترده منطقهای تحلیل کرد که اگر همین حالا با همکاری تهران – اسلامآباد خنثی نشود، ابعاد گستردهتری پیدا خواهد کرد.
جندالله؛ دستور کار قومی یا افراطگرا؟
برخلاف این ادعا که گفته میشود گروهک تروریستی جندالله یک گروه صرفاً تبهکار و تروریستی و بدون دستور کار ایدئولوژیک است، اطلاعات موجود نشان میدهد که جندالله یک گروه افراطگرای ضدشیعه است که با گروه ضد شیعه لشکر جهنگوی در ایالت پنجاب، تحریک الطالبان مستقر در مناطق قبایلی مرز افغانستان و پاکستان و نهایتاً شبکه تروریستی القاعده ارتباطات دقیقی دارد. حتی برخی کارشناسان منطقهای معتقدند که «جندالله» و «لشکر جهنگوی» اساساً یک گروه هستند که تحت دو نام، یکی علیه ایران و دیگری علیه شیعیان پاکستان فعالیت میکنند. رجا کارتیکیا کارشناس مسائل شبه قاره روز هفتم آگوست 2009 طی مقالهای در آسیاتایمز نوشت «عبدالمالک ریگی در بندر کراچی در جنوب پاکستان و در همان مدرسهای درس خوانده که رهبری طالبان پاکستان در آن درس خواندهاند.»
منتقدان معتقدند که جندالله یک گروه سنی افراطی و جداییطلب است و فقط ادعا میکند که یک دستور کار قو دارد. در واقع تحلیل دقیقتر دستور کار جندالله نشان میدهد که این گروه لباسی فرقهای به منازعه نژادی خود پوشانده تا در داخل پاکستان حمایت بیشتری را جلب خود کند.
این نویسنده حتی پا از این فراتر گذاشته و معتقد است که در جریان حملات ارتش پاکستان علیه بیتالله محسود در جنوب وزیرستان، بخشهایی از گارد او به منطقه بلوچستان فرار کرده و برای مبارزه با ارتش پاکستان به گروه جندالله پیوستند. کارشناسان دیگر مسائل شبه قاره نیز تا حد زیادی ارتباط جندالله با تحریک الطالبان را تأیید میکنند به عنوان نمونه احمد رشیدی کارشناس معروف مسائل شبه قاره معتقد است که جندالله شاخهای جدا شده از گروه تحریک الطالبان است.
نکته مهم این است که لشکر جهنگوی مناسبات سازمانی مستحکمی با بدنه آی.اس.آی دارد و به عقیده برخی آی.اس.آی اساساً لشکر جهنگوی را با هدف شیعهزدایی در پاکستان به وجود آورده است.
به خاطر همین ناظران سیاسی هیچ بعید نمیدانند که آی.اس.آی در چارچوب یک طرح منطقهای گستردهتر، عملیات تروریستی سیستان را با همکاری جندالله طراحی کرده باشد.
وجود ارتباطات پیچیده بین آی.اس.آی و لشکر جهنگوی و ارتباطات سازمانی پنهان بین لشکر جهنگوی و جندالله به همراه تحلیل شرایط موجود منطقهای و موازنه خشونت بین بازیگران سیاسی در پاکستان، ناظران منطقهای را به سمت این تحلیل سوق میدهد که آی.اس.آی با همکاری جندالله و برخی گروههای دیگر پاکستان عملیات تروریستی سیستان را طراحی کرده است.
یکی گام عقبنشینی در بازی موش و گربه
به نظر میرسد دولت پاکستان هم بعد از یک بازی موش و گربه 2 روزه و انکار و اثباتهای اولیه، آهسته آهسته به سمت پذیرفتن کوتاهی خود در جریان حملات سیستان پیش میرود. روزنامه انگلیسی زبان نیوز چاپ اسلامآباد روز سهشنبه فاش کرد که اسلامآباد به تهران اطلاع داده که جندالله با همکاری تحریک الطالبان پاکستان و لشکر جهنگوی عملیات تروریستی سیستان را انجام داده است. منابع موثق در وزارت کشور پاکستان گفتهاند دولت پاکستان بعد از اظهارات محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران درباره استفاده تروریستها از خاک پاکستان، تفسیر خود را از این حادثه به دولت ایران منتقل کرده و گفته است که این عملیات برای بر هم زدن مناسبات تهران – اسلامآباد طراحی شده است.
پذیرفتن این حد از مسؤولیت ماجرا توسط دولت پاکستان حاصل فشارهایی است که دستگاه دیپلماسی ایران و فضای بینالمللی برای پاسخگویی پاکستان به وجود آورده است ولی بزودی فروکش خواهد کرد. ناظران سیاسی هشدار میدهند که اگر دولت پاکستان نتواند دستگاه اطلاعاتی خطرناک خود را از عناصری که به لحاظ سیاسی و فکری با گروههای افراطی ارتباط دارند، تصفیه کند، احتمال وقوع حوادثی بزرگتر هیچگاه منتفی نخواهد بود. جمعه«لانگوار» اوایل سال 2009 از قول یکی از فرماندهان القاعده هشدار داده بود که القاعده عملیات خود را به کشورهای پاکستان، از جمله ایران گسترش خواهد داد. عملیات انتحاری خردادماه در مسجد شیعیان زاهدان، ترور چند هفته قبل امام جمعه سنندج، عملیات گاه و بیگاه علیه نیروهای نظامی و انتظامی از مرزهای جنوب شرقی کشور، همگی حلقههای به هم پیوسته یک طرح گستردهتر و پیچیدهتر منطقهای است که امنیت ملی ایران را بویژه در فضای بعد از انتخابات هدف قرار داده است. مقامهای سیاسی امنیتی جمهوری اسلامی باید از حادثه تروریستی روز بیست و پنجم مهرماه 1385 را از بسیاری جهات عملیات تروریستی گسترده و پیچیده گروههای افراطی به شهر بندری بمبئی هند در سال 2008 مقایسه کنند.
تحقیقات گسترده، از جمله بررسی دی.ان.ای کشتهشدگان عملیات بمبئی نشان داد که دستگاه اطلاعاتی پاکستان به طور خاص این عملیات را هدایت کرده است. استفاده پیچیده از ابزارهای ماهوارهای، تلفن همراه، قایقهای بادی و ... در بمبئی هند حادثه عجیب و پیچیدهای را رقم زد که بیش از 480 نفر در آن کشته و زخمی شدند. عملیات تروریستی سیستان از لحاظ حجم و گستردگی و تلفات نیروهای نظامی، در بین عملیاتهای تروریستی در داخل کشور کمسابقه و احتمالاً بیسابقه است و بدون هماهنگی حداقل یک یا چند دستگاه اطلاعاتی، انجام آن تقریباً امکانپذیر نیست. اگر فشار دیپلماتیک بر دولت اسلامآباد در نقطه کنونی متوقف شود. هیچ بعید نیست که فضای امنیتی کشور شاهد وقوع حوادثی پیچیدهتر باشد. حادثه سیستان به امنیت ملی ایران آسیب زد، ولی فرصتی فراهم کرد تا تهران با استفاده از فضای بینالمللی به وجود آمده در چارچوب یک نظام بازدارنده منطقهای، پرونده گروههای تروریستی را مختومه کند. احمد رشید کارشناس مسائل شبه قاره معتقد است علاوه بر اینکه جندالله با آی.اس.آی ارتباط دارد، طالبان و دستگاه اطلاعاتی پاکستان از آن به عنوان ابزاری برای فشار بر تهران استفاده میکنند.
مقامهای اسلامآباد و حکمرانان کاخ سفید به خوبی میدانند که آی.اس.آی طی چند سال گذشته به موتور محرک تکثیر افراطگرایی در منطقه تبدیل شده و این موتور تکثیر طی چند ماه گذشته نه فقط فعالیت خود را کاهش نداده، بلکه در حال توسعه است. گزارشها نشان میدهد که دستگاه اطلاعاتی پاکستان در حملات تروریستی روزهای اخیر پاکستان و افغانستان و بخصوص حمله به مقر ارتش پاکستان در راولپندی نقشی محوری داشته است. این روند اگر امروز متوقف نشود، چالش امنیتی بزرگی برای آینده منطقه به وجود خواهد آورد و این نکتهای است که دولت پاکستان نیز خیلی خوب به آن واقف است.