کد خبر: 103802
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۸۸ - ۰۶:۰۸
واکاوي اختلاف سطح واليبال ايران در رده‌هاي سني در گفت‌وگوي «جوان»‌ با محمدرضا داورزني
حضور خيره کننده واليبال ايران در رده نوجوانان جهان بيش از اينکه علاقه‌مندان را شادمان کند، اين علامت سؤال بزرگ و پاسخ داده نشده را پيش رويشان مي‌گشايد که اين خلأ بزرگ واليبال در رده‌هاي سني ايران ناشي از چيست؟ چه عواملي دست به دست هم مي‌دهند تا ايران در رده نوجوانان قهرمان جهان باشد، رده جوانان به رده‌هاي هشتم تا شانزدهم سقوط کرده و در رده بزرگسالان حرفي براي گفتن نداشته و گهگاه به زنگ تفريحي براي بزرگان جهان در اين رشته بدل شود؟ آقايي واليبال نوجوانان ايران در دنيا نشان از پتانسيل‌هاي بالا و استعدادهاي درخشان اين رشته در کشور دارد اما فراهم نبودن بستر رشد سبب مي‌شود بازيکناني که زماني قهرمان جهان شده‌اند در رده‌هاي بعدي با افت شديدي مواجه شده و توان پيشرفت به مانند ساير بازيکنان جهان را نداشته باشند. محمدرضا داورزني، رئيس فدراسيون واليبال ايران در گفت‌وگو با «جوان» به تحليل اين اختلاف سطح در رده‌هاي سني واليبال کشور پرداخت كه با هم مي‌خوانيم. واليبال ايران طي سال‌هاي گذشته با اينکه موفق عمل کرده، اما روند حرکتش سينوسي بوده و هيچ‌گاه قابل اتکا و پيش‌بيني نبوده است. بفرماييد در دهـــه گذشته چه اتفاقاتي اين پروسه سينوسي را سبب شده است؟ واليبال ايران در سه، چهار دهه گذشته نوسانات بسياري داشته است اما براي بررسي اين نوسانات بايد پلان بزرگ‌تري را در نظر گرفت. 40 سال پيش قدرت‌هاي واليبال جهان در آسيا متمرکز بودند اما با توجه به اينکه سيستم بازي‌ها تغيير و از سمت بازي‌هاي سرعتي به قدرتي حرکت کرد، واليبال از آسيا به اروپا رخت بربست. ايران نيز در آن زمان با قدرت‌هاي برتر آسيا مثل ژاپن و چين فاصله زيادي داشت. در آن بازه زماني مربيان بزرگي هم براي حصول نتيجه و موفقيت به ايران آورده شدند اما چون موفقيت در ورزش‌هاي گروهي نياز به برنامه‌ريزي بلندمدت دارد، حرکات اينچنيني و مقطعي به نتيجه نخواهد رسيد. در ادامه هم واليبال ايران به فراخور بضاعت بازيکنان و مديريت، تلاش‌هايي را انجام داد اما هيچ‌گاه روي سکو نرفت تا اينکه در بازي‌هاي آسيايي سال 2002، هم مربي خوبي به واليبال ايران آمد و هم موجودي بازيکني ما در بهترين شرايط خود بود. تيم در آن سال براي اولين بار نايب قهرمان آسيا شد البته چون چين و ژاپن در ليگ جهاني حضور دارند تيم اصلي خود را به اين مسابقات نفرستاده بودند و اين موفقيت بدون حضور تيم‌هاي اصلي اين دو کشور شکل گرفت. پس از اين نايب قهرماني واليبال ايران دوباره به شيب منفي افتاد. چنانکه سال بعد چهارم آسيا و بعد به مقام‌هاي پنجم و ششم رسيد. اما در مورد نوجوانان و جوانان موضوع كاملاً فرق مي‌کند. از زماني که قهرماني نوجوانان آسيا آغاز شد ايران خيلي زود به موفقيت رسيد و توانست در مدت شش يا هفت سال خود را به خوبي تثبيت کند و در جهان حضور چشمگيري داشت و توانست به قهرماني جهان دست يابد. اما موفقيت در تيم نوجوانان هم ساده حاصل نشده است. براي حصول به نتيجه به داشته‌هاي خود تکيه کرديم. اولين قدم هم در اين راه استعداديابي و در ادامه کمک گرفتن از مربيان سطح اول دنيا بود. در حال حاضر هم شيوه استعداد يابي ادامه دارد چنانکه مربيان کشور دائماً در اقصي نقاط کشور بازيکنان يا حتي استعدادهاي نهفته را شناسايي و مورد تعليم و آموزش قرار مي‌دهند. در پي اين اقدامات تيم ملي جوانان و نوجواناني شکل داديم که در رده جوانان پنجم جهان شد و در رده نوجوانان تيم تشکيل شده از بين 1500 نوجوان توانست قهرمان آسيا شود و سپس با ثبت رکوردي تاريخي به قهرماني جهان برسد. سپس برنامه‌ريزي و تعيين هدف کرديم که در رده بزرگسالان به جمع 16 تيم برتر دنيا راه پيدا کنيم و در ادامه به افزايش سقف هدف و پيوستن به جمع 12 تيم و هشت تيم راه پيدا کنيم. براي رسيدن به اين هدف در سال 2007 تيم جديد بزرگسالان با ترکيبي از بازيکنان جوانان 2005 شکل گرفته که هدفش قهرماني در بازي‌هاي آسيايي 2010 است. چين، ژاپن، کره جنوبي و استراليا رقباي جدي ما براي رسيدن به اين مهم محسوب مي‌شوند. براي تيک زدن اين اهداف هم خود را از کشورهاي ضعيف منطقه جدا کرده و طوري خود را نشان داديم که تيم‌هاي مطرح دنيا براي ايران وقت گذاشته و حريف ايران شوند. براي رشد بيشتر هم اردوهاي مختلف و کار کردن با متدهاي جديد دنيا در حال اجراست. بزرگ‌ترين سؤالي که در سال‌هاي اخير ذهن کارشناسان، علاقه‌مندان و تصميم‌گيران واليبال را به خود مشغول کرده و هرکس هم به نوعي پاسخ مي‌دهد اما نسخه شفابخشي تاکنون برايش پيچيده نشده، اين است که چرا واليبال ايران در رده نوجوانان قهرمان جهان مي‌شود و در رده جوانان به مقام 10 يا دوازدهم جهان بسنده مي‌کند اما در بزرگسالان در پاره‌اي از موارد حرفي براي گفتن نداشته و حتي به مسابقات جهاني راه هم پيدا نمي‌کند چه رسد به کسب عنوان؟ سؤال بسيار خوبي بود. اما در اين مسأله دلايل خارجي پررنگ‌تر از عوامل داخلي‌اند. قهرماني در رده نوجوانان مبتني بر پتانسيل بالا در يک رشته و تکيه بر همان ظرفيت‌هاست. بازيکناني هم که در اين رده حضور دارند بازيکنان حرفه‌اي نيستند که در ليگ‌هاي حرفه‌اي حضور داشته باشند. اين رده نقطه‌اي براي شروع است. بازيکن از اين رده به بعد تازه وارد مرحله حرفه‌اي شدن مي‌شود. نکته مغفول اين چالش بزرگ اتفاقاتي است که پس از قهرماني و رشد در مرحله نوجوانان براي بازيکن مي‌افتد. بايد كاملاً رصد شود که بازيکن ايراني، آرژانتيني و برزيلي پس از مرحله نوجوانان، هرکدام چه دوران گذاري را براي حرفه‌اي شدن پشت سر مي‌گذارند. آيا هر سه، يک مسير رشد را دارند. ديگر بازيکنان همسطح بازيکنان ما در رده نوجوانان پس از گذر از اين مرحله در ليگ معتبر اروپا مشغول شده و کار مي‌کنند اما بازيکنان ايراني از اين شرايط محرومند. اگر فدراسيون واليبال اين توان را داشته باشد براي گذر بازيکنان از مرحله نوجوانان به جوانان امکان حضور در ليگ‌هاي معتبر و شرايط حرفه‌اي را فراهم کند، بي‌شک فاصله ما با تيم‌هاي بزرگ دنيا در رده جوانان و بزرگسالان پر خواهد شد. بازيکن اروپايي وقتي از مرحله نوجوانان رها مي‌شود در ليگ اروپايي بازي مي‌کند، در نتيجه هم پروسه رشدش سريع‌تر است و هم از کلاس بالاتري برخوردار مي‌شود اما بازيکن ايراني جز ليگ داخلي خودمان ميداني نمي‌بيند بنابراين نبايد انتظار داشته باشيم دو تيمي که در شرايط متفاوت رشد مي‌کنند نتيجه همانندي بگيرند. ملزومات فراهم کردن اين شرايط يکسان رشد چيست؟حضور در ليگ جهاني که در صدر برنامه‌ريزي و اهم اهداف فدراسيون جاي دارد. حضور در ليگ جهاني رشد سريع چشمگير واليبال کشور در رده بزرگسالان را در پي دارد چراکه تيم مجبور است در طول سال با تيم‌هاي برتر و مطرح دنيا بازي کند. هنگامي که شما در ليگ جهاني حضور نداريد، زماني در يک تورنمت که با آن تيم روبه‌رو مي‌شويد حتي نام آن تيم اجازه بازي را از شما مي‌گيرد. بنابراين ليگ جهاني هراس از نام تيم‌ها و بازيکنان آنها را از بين مي‌برد. آيا مي‌توان پاي بازيکنان خوب و باکيفيت خارجي را به ليگ ايران باز کرد و همچنين شرايط حضور بازيکنان داخلي را ليگ‌هاي خارجي فراهم آورد و با استفاده از اين روش، خلأ غيبت در ليگ جهاني را تا حدودي مرتفع ساخت؟ باشگاه‌هاي حرفه‌اي دنيا بازيکنان خود را از يک نمايشگاه معتبر جذب مي‌کنند. ليگ و مسابقات جهاني در واقع حکم اين نمايشگاه و ويترين را دارند. تيم‌هايي اروپايي و آمريکاي جنوبي در ليگ‌هاي جهاني خود را عرضه کرده و به نمايش مي‌گذارند و تيم‌هاي باشگاهي نيز نياز خود را از اين ويترين زيبا تهيه مي‌کنند. در مقابل وقتي ما در اين نمايشگاه حضور نداريم براي تيم‌هاي بزرگ در حد حرف و شنيده باقي ‌مي‌مانيم چون ديده نشده‌ايم، اين در حالي است که برخي از بازيکنان ما به لحاظ کيفي به راحتي توان بازي در ليگ‌هاي معتبر و مهم را دارند اما چون در جايي ديده نشده‌اند امکان ترانسفر بازيکن به اين ليگ‌ها وجود ندارد البته گفتني است برخي تيم‌هاي داخلي استفاده از بازيکنان خارجي را آغاز كرده‌اند که برخي بازيکنان وارد شده به ليگ ايران حتي سابقه حضور در المپيک را دارند. اين آمدن‌ها هم قطعاً براي تعامل با جهان واليبال مهم است و در آينده امکان حضور ايراني‌ها را هم در ليگ باشگاهي ديگر کشورها فراهم خواهد کرد. در ميان گفته‌هايتان به روند مثبت برنامه ريزي‌ها و نزديک شدن به نتيجه اشاره کرديد. اين روند مثبتي که مي‌فرماييد چطور تعريف مي‌شود و چه مصداقي براي آن وجود دارد؟در يکسال اخير روسيه و برزيل که حتي كشورمان را نمي‌شناختند، ايران را براي بازي‌هاي تدارکاتي دعوت مي‌کنند. از سوي ديگر فدراسيون پروتکل‌هايي را با کشورهايي مانند ترکيه، بلغارستان و صربستان منعقد کرده است که تيم‌هاي ما به اين کشورها رفته و در کمپ‌هاي تمريني اينها حاضر شده و با آنها تمرين کنند. همچنين در مسابقات تدارکاتي احتمالي آنها شرکت داريم. در پي اين رفت و آمدها کشورهاي اروپايي شناخت نسبي را از واليبال ايران پيدا كرده‌اند و هرچه سطح اين شناخت بالاتر برود، امکان حضور بازيکنان ايراني در ليگ‌هاي اروپايي مساعدتر مي‌شود. وضعيت حضور نوجوانان در ليگ حرفه‌اي داخل به چه گونه‌اي است؟ در حال حاضر همه بازيکنان تيم ملي جوانان در ليگ بزرگسالان بازي مي‌کنند و بيشتر نوجوانان هم در ليگ حضور دارند. از سوي ديگر در آيين نامه تازه تصويب فدراسيون عنوان شده است که تيم‌ها بايد روي جوانان و نوجوانان سرمايه گذاري بيشتري کنند و حتي موظفند که در ترکيب اصلي خود از نوجوانان استفاده کنند. چنانکه هم‌اکنون برخي تيم‌ها بازيکنان نوجوان را به عنوان يار اصلي برگزيده‌اند. برخي هم در تيم خود ذخيره‌اند اما در پي آن هستيم که حتماً بازيکن نوجواني که قهرمان جهان مي‌شود در سوپرليگ و تيم خود امکان بازي داشته باشد زيرا حضور جدي در ليگ داخلي هم مي‌تواند به رشد و ارتقاي بازيکن کمک زيادي کند. از ديگر انتقادات جدي و وارد به واليبال ايران عدم هرگونه شباهت و تناسب در برنامه ريزي واليبال در رده‌هاي سني مختلف است. آيا اين نقد را مي‌پذيريد؟ اين ضعف را كاملاً قبول دارم و معتقدم که نظام پرورش، حفظ و ارتقاي بازيکن بايد در يک سيستم تعريف شود. اينکه ما يک سيستم صفر تا صد را براي نوجوانان تعريف مي‌کنيم و هنگامي که بازيکن به جوانان مي‌رود در يک سيستم 180 درجه متفاوت قرار گيرد، كاملاً غلط و غيرعلمي است. اين سيستم شامل تغذيه، نوع تمرين، زمان تمرين و .... است. اين موارد اگر در يک راستا باشد ما مي‌توانيم سرمايه‌هايمان را ارتقا داده و پيشرفت کنيم و اما اگر مجزا از هم عمل کنيم نتيجه همان عدم موفقيت در بزرگسالان خواهد شد. به عنوان مثال در گذشته تيم ايران قهرمان نوجوانان جهان شد و سال بعد از آن بازيکنانش به رده جوانان آمدند اما هيچکدام از اعضاي کادر فني آن مقطع به جوانان نيامدند و تيم کار را با گروه ديگري آغاز کرد. طبيعي است که اين تغيير برنامه‌ به بازيکن لطمه خواهد زد و با تعارضات زيادي مواجه خواهد شد. بنابراين براي رفع اين نقيصه تا حد امکان سيستم هماهنگ را برنامه‌ريزي کرده‌ايم که نوجوان در مقطع جوانان هم با همان سيستم و با‌اندک تغييراتي کار کند. يکي از مشکلات واليبال نوجوانان مشکل سربازي است. بارها در واليبال هم به مانند ديگر ورزش‌ها مشکل خروج از کشور براي بازيکنان پيش آمده و تيم با نبود يک يا دو بازيکن از قهرماني دور مانده است. آيا با تعامل با مجموعه‌هايي مثل سازمان نظام وظيفه يا وزارت امور خارجه اين موارد مرتفع شدني نيست؟ بازيکنان براي خروج از کشور يا بايد محصل و دانشجو باشند يا اينکه خدمت سربازي را گذرانده باشند. نوجوانان واليبال زير 19 سال هستند و مشکلي كه دراين ميان پيش مي‌آيد اين است كه در مقطع سني فرد مشمول است و بايد تكليف خدمت سربازي‌اش مشخص شود. در اين مقطع بعضي از بازيكناني به مشكل برمي‌خورند که چند امتحان دبيرستان خود را نداده يا ترك تحصيل كرده‌اند البته از معافيت تحصيلي هم تا يك زماني مي‌توان استفاده كرد و بايد سريع‌تر تكليف خدمت سربازي بازيكن روشن شود. مشكلي هم كه براي برخي بازيكنان ما پيش آمد و شرايط اعزام پيدا نكردند اين بود كه آنها در مقطع پيش‌دانشگاهي درس مي‌خوانند كه ترك مقطعي تحصيل كردند. در اين زمان نظام وظيفه حق دارد كه اجازه خروج ندهد بنابراين به غير از روشن شدن وضعيت سربازي يا معافيت تحصيلي راه ديگري وجود ندارد. البته راه سومي هم هست و آن اينكه فدراسيون طي تعاملاتي با سازمان نظام وظيفه، خروج بازيكنان را ضمانت كند؟فدراسيون تا حد امكان ضمانت مي‌كند اما سرباز در زمان سربازي هم امكان خروج از كشور و مسابقه دادن را دارد ولي تا زماني كه تكليف مشخص نيست از اين دست مشكلات ايجاد خواهد شد. مشكل ديگري هم كه در زمان گذشته وجود داشت و الان به حداقل خود رسيده گرفتن شناسنامه جعلي و صغر سن است كه در شهرستان‌ها به سهولت اتفاق مي‌افتد. برخي بازيكنان در ليگ داخلي با شناسنامه كوچك كرده حاضر مي‌شوند اما هنگامي كه خوب ظاهر شده و به رده ملي مي‌رسند با مشكل مواجه مي‌شوند. بنابراين دستورالعمل صادر كرده‌ايم كه حتي شناسنامه توضيح‌دار هم براي بازيكنان ملي پذيرفته نشوند البته اين مشكل در سطح جهاني هم كماكان وجود دارد. به عنوان مثال در تيم نوجوانان كوبا بازيكني حاضر شد كه سه سال پيش در ليگ جهاني بازي كرده بود. مگر اين موارد و مسائل با تست‌هاي دقيق ژنتيك مورد آزمايش قرار نمي‌گيرد؟تشخيص از طريق DNA مطرح شده اما هنوز به مرحله عملياتي نرسيده است. ناگفته نماند اين مشكلات با اينكه هنوز در جهان وجود دارد ولي به شدت كاهش يافته است. يك مقدار دقيق تر هم در مورد نايب قهرماني 2009 نوجوانان در جهان صحبت كنيم. دو سال پيش كه ايران در اين رده قهرمان جهان شد كاملاً باورنكردني بود اما امسال با توجه به آن مقام مردم متوقع بودند و نايب قهرماني آنها را زياد خوشحال نكرد. چه اتفاقي افتاد كه قهرماني ايران دوباره تكرار نشد؟ اگر در مقام كارشناس دو تيم 2007 و 2009 را در كنار هم بگذاريم من به جرأت مي‌گويم كه تيم امسال اگر بيشتر از تيم دو سال پيش نبود قطعاً كمتر هم نبوده است. در سال 2007 اگر به خاطر داشته باشيد تا رسيدن به فينال دو يا سه بازي را واگذار كرديم اما امسال تا رسيدن به فينال به جز بازي اول حتي يك باخت هم نداشتيم. قبل از بازي‌ها هم هر كارشناسي تيم را مي‌ديد مي‌گفت اين تيم روي سكو مي‌رود حتي در تورنمنت تداركاتي قبل از بازي‌ها هم صربستان، ‏ ايتاليا و آرژانتين را دوبار شکست داديم اما برسيم به بازي فينال؛ در اين بازي ايران بايد قهرماني خود را حفظ مي‌كرد و صربستان بدون استرس از اولين حضورش در فينال خوشحال بود. خود اين موضوع فشار زيادي را به بازيكنان تحميل کرد. بي‌شك يك نوجوان 18 ساله توان تحمل اين فشار را ندارد. اين مواردي كه شما عنوان كرديد بي‌شباهت به توجيه نيست. چون اگر ما قهرمان جهان نبوديم و براي اولين بار در فينال حاضر شده و باخته بوديم ممكن بود بگوييم به تجربگي خود و حرفه‌اي گري تيم مقابل و ... باختيم. اينطور نيست؟ من مطمئنم اگر 10 بار ديگر با صربستان بازي كنيم آن تيم را مي‌بريم. ولي مهم همان يك بازي بود که باختيم. برخي منتقدان مي‌گويند كه اگر در بازي‌هاي تداركاتي با صربستان بازي نمي‌كرديم بازي فينال را نمي‌باختيم چون آنها بيش از حد از ما شناخت پيدا كردند. اين نكته را قبول ندارم چون در بازي‌هاي تداركاتي ما با آرژانتين و ايتاليا هم بازي كرديم اما در فينال بازي کردن شرايط خاص خود را دارد البته شناخت تيم‌ها از همديگر هم ربطي به بازي‌هاي تدارکاتي ندارد چون تيم‌ها به دليل پيشرفت سيستم آناليز به راحتي از هم شناخت دارند حتي بدون بازي کردن با تيم مقابل، فيلم‌هايش را مي‌بينند و به راحتي آن را آناليز و بررسي مي‌کنند. در مجموع بازيکنان تيم نوجوانان منهاي بازي پاياني که اضطراب به آنها غلبه کرد، عملکرد بسيار قابل قبولي داشتند و هم ما و هم کارشناسان و منتقدان از آنها راضي هستند. ما حتي در گيم چهارم مي‌توانستيم پيروز ميدان باشيم. با اين حال احساس خود من اين است که اين تيم بسيار قدرتمند است و بازيکنانش مي‌توانند با حضور قدرتمند در رده جوانان اين نايب قهرماني را جبران کنند. آيا جوايزي هم به تيم داده شده است؟آن چيزي که مربوط به فدراسيون و در حد وسع ما بود، در محل برگزاري مسابقات به بازيکنان پرداخت شد. اين حد وسع فدراسيون چقدر بود؟به هر بازيکن هزار دلار پرداخت شد ولي کاري که سازمان تربيت بدني و دولت بايد براي تقدير از اين بازيکنان انجام دهند بحث ديگري است که هنوز پرداخت نشده است. با اين حال پيگير پاداش بازيکنان هستيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار