به گزارش جوان آنلاین، چندی قبل مرد جوانی به اداره پلیس رفت و از همسرش به اتهام اقدام به قتل و سرقت اموالش شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: سال هاست در کار خرید و فروش دلار، سکه و بورس فعالیت میکنم و وضع مالی خوبی دارم. همسرم هاله از بستگان دور من است. چند سال قبل در مهمانی با همسرم آشنا شدم و خانواده ام او را پسندیدند و ازدواج کردم. ابتدای زندگی با هم مشکلی نداشتیم و همیشه خوب و خوش بودیم تا اینکه ازمدتی قبل ناگهان رفتار و اخلاق همسرم تغییرکرد و سر ناسازگاری گذاشت. او هر روز بهانهای میآورد و سعی میکرد با من درگیر شود تا جایی اوایل مردادماه درخواست طلاق داد و خواست از من جدا شود، اما من موافقت نکردم. پس از این سعی کردم او را از زندگی راضی نگهدارم، اما باز هم فایدهای نداشت و او همیشه با من درگیر بود تا اینکه یکی دو روز مانده به سالگرد ازدوجمان بابت رفتار بدش از من عذر خواهی کرد. خوشحال بودم از اینکه دوباره زندگی ما رنگ آرامش گرفت و به همین خاطر برای سالگرد ازدوجمان برای همسرم کادوی گرانقیمتی خریدم. وی ادامه داد: شب سالگرد ازدواجمان همسرم کیک بزرگی درست کرد و جشن گرفت. شب کیک و خوردیم و بعد از اینکه شام هم قرمه سبزی خوردیم به اتاق رفتم و خوابیدم تا اینکه صبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم. آنقدر حالم بد بود که با دادو فریاد از همسرم درخواست کمک کردم، اما متوجه شدم که ام در خانه نیست. به سختی خودم را به راه پلههای خانه رساندم و از همسایهها درخواست کمک کردم که بی هوش شدم و بعد از چند روز روی تخت بیمارستان به هوش آمدم.
تیم پزشکی پس از معاینه اعلام کرد که به خاطر مسمومیت دارویی تا یک قدمی مرگ رفته ام و اگر همسایهها کمی دیرتر مرا به بیمارستان میرساندند فوت میکردم.
پس از مرخص شدن از بیمارستان به خانه برگشتم که دیدم همسرم تمامی طلاها، پولها، دلارها و اموال قیمتی مرا سرقت کرده و از خانه رفته است. الان از همسرم به خاطر اقدام به قتل و سرقت اموالم شکایت دارم.
دستگیری همسر بی وفا
با طرح این شکایت پرونده به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه سرقت در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. بررسیهای ماموران نشان داد هاله پس از حادثه ابتدا چند روزی در خانه پدری اش مخفی شده، اما برای اینکه دستگیر نشود به مکان نامعلومی گریخته است.
بدین ترتیب ماموران پلیس هاله را به عنوان متهم تحت تعقیب قرار دادند تا اینکه چند روز قبل وی را در هتلی شناسایی و دستگیر کردند.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس با اظهار پشیمانی به جرم خود اقرار کرد.
وی گفت: سالها قبل با پسر جوانی به نام شهرام اشنا شدم و قرار بود با هم ازدواج کنیم. از آنجایی که او وضع مالی خوبی نداشت خانواده ام موافقت نکردند تا اینکه در مهمانی با شوهرم آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. مدتی گذشت و شهرام را فراموش کردم تا اینکه چند قبل او را به صورت تصادفی دیدم و دوباره خاطرات گذشته برای من مرور شد. شهرام معتاد به شیشه شده بود و از همسرش طلاق گرفته بود که دوباره به من ابراز علاقه کرد و گفت اگر با او ازدواج کنم اعتیادش را ترک و مرا خوشبخت میکند. دوباره عاشق او شدم و تصمیم گرفتم از شوهرم جدا شوم و بااو ازدواج کنم، اما شوهرم مرا طلاق نداد.
وی ادامه داد: چند روز قبل از حادثه موضوع را با یکی از دوستانم که با هم به باشگاه میرویم در میان گذاشتم و به او گفتم شوهرم مرا طلاق نمیدهد که او پیشنهاد داد شوهرم را مسموم کنم و به قتل برسانم.
ابتدا ترسیدم، اما برای اینکه به شهرام برسم تصمیمم را نهایی کردم و به بازار رفتم و مقداری سم آفت گیاهی خریدم و شب جشن سالگردازدواجمان داخل کیک و غذای شوهرم ریختم. نیمههای شب چمدانم را بستم و تمامی اموال شوهرم را سرقت و ازخانه فرار کردم. پس از آن موضوع را به عشق قدیمی گفتم و او هم وقتی فهمید شوهرم را به قصد قتل مسموم کرده ام از من دوری کرد و گفت به من اعتماد نمیکند، چون امکان دارد او را هم به قتل برسانم. بدین ترتیب من تنها شدم و برای فرار از دست پلیس که در تعقیبم بود به هتل رفتم و بعد هم شناسایی و دستگیر شدم.
متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پرونده در اختیار ماموران پلیس قرار گرفت