سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: «پوتینها آن قدر بزرگ و سنگین بود که پا به پایم نمیآمدند. میدویدم، اما توی گل فرو میرفتم و زمین میخوردم و عراقیها نزدیکتر میشدند... لیزی و داغی خون تازه را از لای انگشتهای پایم حس میکردم، اما باید فرار میکردم. عراقیها سریعتر از من میدویدند و نزدیک میشدند... پوتین گشادم به سنگی گیر کرد. باز زمین خوردم. سرم را برگرداندم. سرباز عراقی بالای سرم ایستاده بود... بلند شدم... لوله اسلحهاش را گذاشته بود روی بینیام و فشار میداد. بوی باروت میداد. دندانهایم به هم میخورد. سرباز عراقی انگشتش را برد روی ماشه و شلیک کرد... جیغ زدم و پتویی را که تا زیر چانهام بالا کشیده بودم، پرت کردم...».
رمان «جنگ بود» نوشته احسان محمدی با این کابوس هولناک شروع میشود و خیلی سریع مخاطب را درگیر داستان میکند. این کابوس را راوی داستان میبیند که در روزهای جنگ و موقع حمله بعثیها به یکی از روستاهای مرزی دهلران در استان ایلام، فقط ۹ سالش بوده و جنگ را به همراه خانواده، دوستان و همروستاییهایش با پوست و گوشت و استخوان احساس کرده است. تاریخ داستان به اوایل جنگ برمیگردد. مردم روستا مشغول زندگی ساده خودشان هستند که یک دفعه سرو کله عراقیها پیدا میشود و زندگی شیرین مردم به کابوسی شوم تبدیل میشود.
وجه تمایز رمان «جنگ بود» با داستانهای دیگر ژانر دفاع مقدس، در این است که ما بزرگترها، این بار جنگ را از زبان یک کودک ۹ ساله میشنویم که تمام وحشتها و اضطرابهای آن دوران را با افکار و رؤیاهای معصومانهاش توصیف و تشریح میکند، طوری که مخاطب رد درد و وحشت را در لحن و بیان راوی به وضوح حس میکند: «هر شب با ترس گوشبُرها میخوابیدیم. صبح که بیدار میشدیم، خوشحال بودیم که با سیم اسرائیلی، مثل کبک سرمان را نکنده بودند یا اگر آمده بودند از ترس چند نفری که شب با اسلحه توی روستا نگهبانی میدادند، جرئت نکرده بودند جلوتر بیایند. دیشب هم صدای جیغ و فریاد از توی روستا نیامده بود...».
رمان «جنگ بود» قصه آوارگیها و دربهدریها و ترک کردن روستا توسط ساکنان بیپناه آنجاست. رفتن زنان و کودکان و ماندن جوانها و مقاومت آنها و شهید شدنشان جلوی دشمن است و قصه سه معلم فداکاری که از نقاط دیگر کشور مثل شمال ایران برای درس دادن به روستاهای مرزی رفته بودند.
با تمام تلاشی که نویسنده برای روایت داستانگونهاش داشته و با اینکه از فضاسازی و توصیفات داستانی و دیالوگ هم استفاده کرده است، باز هم بار خاطرهای کتاب بیشتر از رمان بودنش است و در جاهایی هم تعریفهای راوی از گذشته، شکلی گزارشگونه به خود میگیرد و از حالت داستانی خارج میشود. اما «جنگ بود» را به خاطر اینکه اولین کار نویسندهاش است میتوان قابل قبول دانست و از آن دفاع کرد. چاپ دوم این رمان ۱۶۰ صفحهای توسط انتشارات «کتاب آمه» به بازار کتاب آمده است.