سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: چه شد که مصرف گرایی در زندگی ما پیدا شد؟ مهمانی که دوستش نداریم و مشکلات فراوانی در زمینه محیطزیست، آسیبهای اجتماعی و ... برای ما به وجود میآورد، چه شد که به زندگی ما فراخوانده شد؟ از کجا آمد و مهمان دایمی کدام یک از ما شد؟ آیا مصرف بیشتر برای داشتن جامعه پیشرفته ضروری است؟ جمعیت چه نقشی در مصرفگرایی دارد؟ نقش زنان در مصرفگرایی جوامع چیست؟ برای کودکان امروز چه کاری میتوانیم انجام بدهیم تا مصرفگرایان کمتری را راهی جامعه کنیم؟ هماکنون چه الگوهایی نیاز داریم برای زندگی بهتر با مصرفگرایی کمتر؟ اینها پرسشهایی است که اساس گفتوگوی ما را با یکی از جامعهشناسان و پژوهشگران اجتماعی کشور فراهم آورده است. گفتوگوی ما را با دکتر امانالله قراییمقدم عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و مؤلف چندین کتاب در زمینه اجتماعی، میخوانید.
مصرفگرایی از نگاه جامعهشناسانه چگونه بررسی میشود؟
مصرفگرایی را میتوان از چند بعد نگاه کرد. هم از بُعد منابع طبیعی میتوان مصرفگرایی را مورد بررسی قرار داد، هم از بُعد صنعتی. نگاه جامعهشناسی به این دو متفاوت خواهد بود.
لطفاً توضیح بدهید که تفاوت این دو چیست و چگونه آن را بررسی میکنید؟
ببینید متأسفانه در مورد منابع طبیعی ما در جهان با محدودیت مواجه هستیم. با تحقیقاتی که سالها پیش انجام شده است، گفته شده که آب با قحطی مواجه خواهد شد. برای همین باید در مصرف آن نهایت دقت را داشت. کلوپ روم در سال ۱۹۷۸ در روم با حضور اقتصاددانان و جامعهشناسان بزرگ جهان درباره افزایش جمعیت دنیا تشکیل شد. طی این کنفرانس به کشورها توصیه شده است که از مدیترانه تا هند کمبود آب گریبان کشورها را خواهد گرفت و ضرورت استفاده محدود از منابع طبیعی تأکید شده است. از اینرو مصرفگرایی درباره آب و منابع طبیعی مسئلهای جدی است که اگر رعایت نشود به راستی در آینده مشکلآفرین خواهد شد. هماکنون لازم است مدیریت به گونهای باشد که به قول جامعهشناسان استفاده مطلوب از صنایع کمیاب مانند گاز، نفت و نظایر آنها داشته باشیم.
مصرفگرایی در بعد صنعتی چطور؟
در مورد مصرفگرایی از بعد صنعتی ما با دو گزینه مواجه هستیم، اینکه مصرف کالاهای مصرفی از تولیدات داخلی باشند یا تولیدات خارج از کشور. سرمایهداری بیشتر به مصرفگرایی متکی است، چون جانش به آن وابسته است. اگر سرمایهدار آنچه را که تولید میکند مورد استفاده قرار نگیرد، کارخانه میخوابد و کارگر بیکار میشود.
بنابراین شما مصرفگرایی را در جامعه تأیید میکنید؟
اگر از منظر جامعهشناسانه به مصرفگرایی نگاه کنیم شاید این درست باشد که بگوییم مصرف کالاها آن هم، کالاهایی که در داخل کشور تولید شده است، خوب است و باعث میشود در جامعه همه افراد سر کار باشند، کارگران و بسیاری دیگر که در چرخه تولید نقش دارند مشغول به کار میشوند و پیرو آن آمار ازدواج در جامعه بالا میرود و به طور کلی شرایط مطلوبتر و بهتری برای زندگی افراد در جامعه پیدا میشود. البته اسراف به طور کلی خوب نیست، ولی اگر مصرف که تأکید میکنم از نوع تولیدات داخلی آن نباشد، هزار جور مشکل پیش خواهد آمد. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه اگر قرار باشد سود مصرف مردم در جیب کشورهای دیگر برود طبیعی است که شرایط مطلوبتری که اشاره شد، نصیب کشورهای دیگر هم خواهد شد. در این صورت نه تنها مصرفگرایی خوب نیست که مضراتش هم در جامعه خودش را در قالب بیکاریها، پایین آمدن آمار ازدواج و... نشان خواهد داد.
بنابر این نگاه «تولید بیشتر هم ضروری است» درست است؟
تولید نیاز بشر است و از نظر جامعهشناسی میگویند: انسان ابزارساز، یعنی انسانی که با ابزارسازی پیشرفت کرده است. این باعث شد انسان به انسان کنونی برسد، یعنی در ابتدا از استخوان و سنگ ابزارهایی ساخت که در واقع منشأ پیشرفت خود را شکل داد. بشر با تولید است که میتواند بهتر زندگی کند. بنابر این تولید، لوازم و اثاثیه توسعهیافتگی است. هر کشوری که بتواند مصرف را بالا ببرد، موفقتر است. شاید بتوانیم مصداق این کلام را از سخنان رهبری استناد کنیم. مقام معظم رهبری جملهای فرمودند که خوب به یاد دارم. ایشان فرمودند فناوری فرهنگ میآورد. شخصاً تعبیرم از این فرمایش این است که وقتی فناوری آمد، فرهنگ خاص خودش را هم با خود آورد، این فرهنگ ممکن است زندگی با کیفیت، لوکس، اشرافیگرایی و ... را به همراه بیاورد و اینها اگر در جامعه رخ دهد و تولید را در داخل کشور بالا ببرد آن وقت جزو ضروریات جامعه محسوب میشود.
مصرف تولیدات داخلی همانقدر که خوب است باعث آلودگیهای زیست محیطی و پیامدهای زیستی بسیاری نیز خواهد شد که شاید سالها بعد حتی گریبان نسلهای آینده را بگیرد، از نظر جامعهشناسی ما چهکاری میتوانیم انجام بدهیم که به طور کلی مصرفگرایی را در جامعه پایین بیاوریم و از سوی دیگر بیکاری و بسیاری از مشکلاتی را که در اثر آن به وجود میآید، از جامعه دور کنیم؟
نخست و بسیار مهمتر از هر راهی این است که جمعیت به حد متناسب باشد. یعنی جمعیت به اندازهای باشد که تأمین اجتماعی، رفاهی، و ... برای آن بتوان فراهم کرد. برای جمعیت چهار نظریه وجود دارد که نخست آن ثبات جمعیت است که افلاطون گفت باید میزان مشخصی داشته باشد. در نظریه دوم میتوان نظریه ادیان را در نظر گرفت که بر باروری و زیاد شدن امتها تأکید دارند. سومین مورد نظریه رابرت مالتوس اقتصاددان بزرگ انگلیسی است که حدود ۱۰۰ سال پیش با بیان نظراتش مخالفت ادیان را به جان خرید. او گفت: سر سفره طبیعت خداوند قاشق و چنگال اضافه نگذاشته است، غذا با تصاعد حسابی بالا میرود و جمعیت با تصاعد هندسی. یعنی غذا در جهان محدود است. مورد چهارم نیز تئوری حد تناسب جمعیت است به این معنی که در حدتوان، جمعیت داشته باشیم. بنابراین اینکه جمعیت متناسب داشته باشیم و فرهنگ اسراف نکردن را ترویج دهیم از ضروریات داشتن جامعهای پیشرفته است.
با توجه به مواردی که گفته شد، چگونه میتوان این انگیزه را به مردم داد که بدون مصرف زیاد و به عبارتی بدون افتادن به ورطه مصرفگرایی، خوشحال و شاد و راحت زندگی کنند؟
با فرهنگسازی میتوانیم این باور را به مردم بدهیم که مصرف خیلی از کالاها غیرضروری است و میتوانیم بدون مصرفگرایی هم زندگی خوبی داشته باشیم. همین گرانیها با تمام سختیها و مشکلاتی که در زندگی مردم ایجاد کرد، ولی این مزیت را داشت که مردم کمتر وسایل غیرضروری برای زندگی خود تهیه کنند. هماکنون این تغییر که در اثر سختی بر جامعه وارد شد، یک تغییر مثبت است، هرچند که فشار زیادی را به مردم وارد کرد.
این فرهنگسازی را از چه طریق مؤثر میدانید؟
از طریق آموزش نمود آن را میشود در زندگیها به خوبی دید. به طور مثال اگر نسل کنونی بچه کمتری دارند در اثر آموزش و پرورشی است که پیدا کردهاند. اگرنه در نسلهای گذشته، هر خانواده معمولاً صاحب چند فرزند و پرجمعیت بودند. برای همین هماکنون کشور ما براساس تنظیم خانواده و دروسی که افراد را با آنها آموزش داده است، جمعیت متناسبی دارد. هیچ چیزی به اندازه آموزش مؤثر نیست. نقش زنان را نیز در اینباره نباید از نظر دور داشت. زنان نقش اساسی و مهمی در فرهنگسازیها دارند، چون خانواده معمولاً در دامن زن پرورش پیدا میکند. همچنین آموزش و پرورش باید از کتابهای درسی فرهنگسازی را پیاده کند. درسهایی که امروز در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد، زمینهساز جامعه فردا خواهد شد.