سرویس سیاسی جوان آنلاین: سال ۵۸ هنوز هم با گذشت بیش از دهها سال یک کابوس واقعی برای دولتمردان امریکایی محسوب میشود. تسخیر سفارت امریکا در تهران توسط دانشجویان طرفدار خط امام بحرانی بیسابقه برای دستگاه خارجی سیاستگذاری امریکا پدید آورد.
گروگان گرفته شدن ۶۶ دیپلمات امریکایی رویدادی بود که پس از جنگ جهانی دوم در تاریخ معاصر بیسابقه بود. گروگانهایی که با اتهامات جدی در حوزه انجام عملیاتهای جاسوسی در ایران روبهرو بودند. اطلاعات بهدست آمده پس از ترمیم اسناد رشته رشته شده نشان داد که امریکا در حال ساماندهی یک عملیات گسترده نفوذ در داخل ایران بوده است. این عملیات شامل برقراری ارتباط با افراد مؤثر مذهبی همچون آیتالله شریعتمداری و همچنین ایفای نقش در طرح کودتای نقاب برای سرنگونی بود.
طبیعی است که ادامه گروگانگیری دیپلماتهای امریکایی در تهران نه به نفع وجهه کلی امریکا بود و نه میتوانست کارنامه مناسبی برای دولت جیمی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۰ باشد. در اولین اقدام کارتر تلاش کرد با استفاده از برقراری ارتباط مستقیم، ایران را وادار به بازگشت اوضاع به حالت عادی کند. با این حال نمایندگان اعزامی کارتر با پاسخ مستقیم امام در خصوص عدم ملاقات با آنان در استانبول از هواپیما پیاده شدند.
تحریم قدم بعدی کارتر برای آزادی گروگانها
اقدام بعدی امریکاییها اعمال تحریمهای یکجانبه و چندجانبه بینالمللی ضد ایران بود. این اقدام با این هدف صورت گرفت تا با فشار اقتصادی ایران وادار به کنار گذاشتن نگهداری گروگانها شود. در این میان امریکا تلاش کرد ایران را از طریق شورای امنیت مورد تحریمهای بینالمللی قرار دهد، با این حال وتوی شوروی مانع چنین اقدامی شد.
در پاسخ به این وضعیت واشنگتن به صورت یکجانبه تحریمهایی را علیه ایران وضع کرد. از مهمترین تحریمهای این دوره منع هرگونه صادرات کالا و خدمات به ایران طبق دستور اجرایی ۱۲۲۰۵ در آوریل ۱۹۸۰ و مسدود کردن داراییهای ایران بر اساس دستور اجرایی ۱۲۱۷۰ است. با این حال امریکا به دلیل عدم همکاری جهانی با این تحریمها به خصوص از سوی بازار مشترک اروپا و ژاپن که واردکنندگان اصلی نفت از ایران بودند، نتوانست در ایجاد فشار علیه ایران موفق باشد.
در چنین شرایطی بحث حمله نظامی به ایران و آزاد کردن گروگانها روی میز کارتر قرار گرفت.
وقتی پنجه عقاب در طبس به زمین میخورد
از همان ابتدای بحران سقوط لانه جاسوسی امریکا بحث حمله نظامی به ایران به عنوان یک طرح پیشنهادی از سوی نظامیان امریکایی پیشنهاد شد. در روزهای اولیه بحران نیز نیروهای امریکایی بزرگترین تجمع نظامی کشتیهای جنگی در دریای عمان و خلیج فارس را ایجاد کرد، اما مخالفتهای بینالمللی و ترس از واکنش اتحاد جماهیر شوروی سبب متوقف شدن اقدامات شد.
با شکست تحریمهای اقتصادی در ختم بحران بار دیگر بحث عملیات نظامی در دستور کار قرار گرفت. کارتر امیدوار بود ارتش امریکا با تجاربی که از جنگ ویتنام و عملیاتهایی همچون حمله به اردوگاه «سون تان» داشت، عملیات موفقیتآمیزی برای آزادی سربازان امریکایی تدارک ببیند.
مقدمات عملیات از مدتها پیش چیده شده بود و نیروهای ویژه امریکایی موسوم به دلتا از مدتها پیش یک ماکت از ساختمان سفارت را برای تمرینهای نحوه تهاجم و آزادسازی در ایالت کالیفرنیا تدارک دیده بودند. در نهایت در روز ۱۳ فروردین ۵۸ کارتر دستور آغاز عملیات را صادر میکند. ساعتی مانده به غروب پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹ برابر با ۲۴ آوریل ۱۹۸۰، هشت فروند بالگرد سوپر استالیون از روی ناو هواپیمابر نیمیتز در دریای عمان و شش فروند هواپیمای هرکولس c-۱۳۰ از پایگاهی در مصر به پرواز درمیآیند. امریکا در این عملیات از پشتیبانی برخی عناصر داخلی برای جلوگیری از افشای عملیات برخوردار بود.
در این میان با وجود برنامهریزیهای دقیق به دلیل طوفان شن وحشتناک و برخورد یک بالگرد به یکی از هواپیماها و کشته شدن ۸ خلبان و خدمه پروازی تمام برنامهها بههم میریزد و باقیمانده نیروها به ناو هواپیمابر نیمیتز بازمیگردند. با روشن شدن هوا تمام دنیا از این شکست باخبر میشوند.
جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا در نطقی تلویزیونی مسئولیت شکست این حادثه را برعهده گرفت. حضرت امام (ره) درباره این حادثه فرمودند: چه کسی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که میخواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شنها ساقط کردند، شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست، این شنها همه مأمورند.
شکستی که کارتر را بازنده کرد
این شکست تأثیر بسیار جدی بر سیاست داخلی امریکا گذاشت. بهرغم این که مذاکرات برای حل و فصل موضوع ادامه پیدا کرد و در نهایت ایران و امریکا در قالب توافقنامه الجزایر به یک معامله بر سر آزاد کردن گروگانها در مقابل بازگشت ذخایر ارزی ایران در امریکا و برداشته شدن تحریمها دست یافتند، اما کارتر نتواست از این حادثه جان سالم بهدر ببرد. شکست در این واقعه منجر به پیروزی رونالد ریگان کاندیدای حزب جمهوری خواه امریکا شد و کارتر بهرغم برخی توفیقات داخلی در امریکا شکست خورد. حزب دموکرات نیز تا ۱۲ سال بعد و دوران بیل کلینتون نتوانست به منصب ریاست جمهوری دست پیدا کند.
هنوز هم از کارتر به عنوان یک بازنده بزرگ سیاسی در عرصه سیاسی یاد میکنند.
ویروس کرونا نقش دانههای شن را بازی میکند
جالب اینجاست که دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا نیز در موقعیتی مشابه قرار گرفته است. این بار بر خلاف سال ۵۹ شنها نیستند که سبب ناکامی دولت امریکا شدهاند، بلکه یک موجود صد نانومتری ترامپ را مستأصل کرده است.
جالب این که ترامپ خود هم از اتفاقات سال ۵۸ و ۵۹ شمسی به عنوان یک کابوس یاد کرده و کارتر را یک بازنده میداند. واقعیت این است که بیماری کووید ۱۹ تمام پیشبینیهای ترامپ را برای برد بدون دردسر انتخابات ریاست جمهوری بر هم زده است. شاید تا همین چند ماه پیش بررسی تمام شاخصهای اقتصادی نشان میداد که ترامپ صرفنظر از کاندیدای مقابل خود کار راحتی در انتخابات ریاست جمهوری در پیش دارد.
نرخ بیکاری بهرغم رشد کمتر از حد انتظار اقتصاد امریکا در سال ۲۰۱۹ به کمتر از ۴ درصد رسیده بود که این عدد در طول ۵۰ سال گذشته بیسابقه است. از طرف دیگر شاخص «داو جونز» به عنوان مطرحترین بازار مالی امریکا در رکوردی باورنکردنی از مرز ۳۰ هزار واحد نیز عبور کرده بود. تمام این کارنامه فوقالعاده ناگهان با گسترش بیماری کووید ۱۹ بر باد رفت. ظرف کمتر از یک ماه شاخص داوجونز نزدیک به یکسوم ارزش خود را از دست داد و تمام رکوردهای ثبت نام برای بیکاری در ماههای آوریل و مارس در امریکا شکست.
تحلیلهای خوشبینانه نشان میدهد اقتصاد امریکا تا شش ماه اول سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۵ درصد کوچکتر میشود. چنین ضربه اقتصادی تنها با بحران وسیع اقتصادی سال ۱۹۲۹ میلادی قابل مقایسه است. بحرانی که اتفاقاً «هربرت هوور» رئیسجمهور وقت امریکا را در مقابله با رقیب دموکراتش تبدیل به یک رئیسجمهور یکدورهای کرد. با در نظر گرفتن این شرایط میتوان گفت ترامپ واقعاً برای پیروزی در انتخابات نیاز به یک معجزه دارد. هماکنون طبق نظرسنجیها «جو بایدن»، کاندیدای حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۸ درصد از ترامپ جلوتر است. از سوی دیگر ترامپ که در یک ماه اول بحران کرونا توانسته بود با استفاده از کنفرانسهای خبری روزانه حمایت بیش از ۵۰ درصد مردم امریکا برای مقابله با ویروس کرونا را به دست آورد، هماکنون حمایت کمتر از ۵۰ درصد مردم را در اختیار دارد.
تاریخ باز هم تکرار میشود؟
برای گفتن این که کرونا همانگونه که شنهای طبس کارتر را ناکام کردند، اینجا هم ترامپ را از رسیدن به دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری مصون میکنند شاید کمی زود باشد. با این حال طبق گفته مورخان تاریخ همواره تکرار میشود.
البته شخص ترامپ هم ابزارهای خاص خود را برای مقابله با این شرایط دارد، اما شاید این روزها رئیس جمهور امریکا زمانی که خود را در آیینه میبیند، بیشتر از همه چهره کارتر ۴۰ سال پیش و آن هم در بحبوحه شکست عملیات شکست گروگانها در صحرای طبس را میبیند؛ کابوسی که برای فرار از آن تنها شش ماه وقت دارد.