سرویس سیاسی جوان آنلاین: ماجرای همهگیری ویروس کرونا یکی از مهمترین و شاید مهمترین چالشی است که نظام بشری بعد از جنگ جهانی دوم با آن روبهرو است. واقعیت این است که در طول سالهای گذشته بحرانها اغلب محدودهای جغرافیایی و کشوری را دربر میگرفت، اما ویروس کرونا تمام کشورهای دنیا را درگیر کرد و تنها تقدم و تأخر زمانی در برخی کشورها باعث شد تا فراگیری جهانی آن کمی به تأخیر بیفتد.
صرفنظر از نحوه واکنش دولتها به این همهگیری و آمادگی برای مقابله با تبعات آن، واکنش جوامع مختلف به این بیماری ارزیابی جامعی از مواجهه انسان با این بیماری را در اختیار همه قرار داد. واقعیت این است که حتی یک نگاه محدود هم میتواند نشان دهد که صرفنظر از مشخصاتی همچون درآمد سرانه، سطح تحصیلات و سایر موارد مادی انسانها در شرایط بحران، واکنش کم و بیش یکسانی در شرایط بحرانی نشان میدهند. به عنوان مثال بهرغم وجود منابع مادی گسترده در کشورهای پیشرفته و ثروتمند زمانی که گسترش بیماری به یک واقعیت مسلم تبدیل شد، هجوم گستردهای به فروشگاهها آغاز شد. حتی سایتهایی همانند آمازون هم با افزایش قابل توجه قیمت اجناسی همچون ماسک و الکل از سوی ارائهکنندگان روبهرو شدند و به همین دلیل بسیاری از درگاههای فروش به خاطر افزایش غیرمنطقی قیمتها بسته شدند.
شورش جوامع پیشرفته در مقابل مشکلات کرونا
از سوی دیگر برخی کشورها نسبت به رفتار تبعیضآمیز نهادهای غربی به خود اعتراض کردند و آن را خلاف روابط دوجانبه میدانستند. به عنوان مثال هماکنون افکار عمومی در ایتالیا منتقد کمکهای ناکافی به این کشور در دوران اوج همهگیری است. به عنوان مثال برخی سیاستمداران ایتالیایی با سوزاندن پرچم اتحادیه اروپا از تنها ماندن این کشور در شرایط سخت کرونایی انتقاد کردهاند.
این موج به سرعت مورد استقبال شهروندان ایتالیایی قرار گرفت که با سوزاندن پرچم اتحادیه اروپا خواستار خروج این کشور از این تشکل اروپایی شدند. این استقبال بهقدری فراگیر بود که هشتگ «ایتال اگزیت» به سرعت در شبکه توییتر ترند شد.
همین رویکرد به شکل ملایمتری در اسپانیا نیز قابل مشاهده بود. این دو کشور هماکنون نیز دارای بالاترین آمار شیوع و کشتههای ناشی از همهگیری کرونا هستند و راه درازی تا مهار کامل این بیماری در پیش دارند. البته مشکل فوق تنها محدود به کشورهای کمتر برخوردار اتحادیه اروپا نیست. در آلمان و پس از تصویب بسته ۵۰۰ میلیارد یورویی برای کمک به کشورهای مختلف برای رهایی از مشکلات اقتصادی، اعتراضاتی نسبت به سهم بالای آلمان در تأمین این بسته مطرح شد. مشکلات فوق در حالی است که پیش از این تصور میشد به دلیل وجود یک نظام بهداشتی گسترده در کشورهای اروپایی کرونا تأثیر اجتماعی کمتری در این جوامع داشته باشد و ما شاهد تنشهای کمتر اجتماعی باشیم. حالا با گذشت زمان مشخص شده که اتفاقاً با از بین رفتن ویروس کرونا این کشورها ممکن است با مشکلات جدیتری روبهرو شوند که سابقه کمتری داشته باشند.
این اتفاقات در حالی روی میدهد که برخی جوامع با وجود بهرهمندی کمتر از مواهب مادی رفتار بهتری در مقابل همهگیری ویروس کرونا داشتند. این رفتار متفاوت این سؤال را ایجاد میکند که دلیل این واکنش متفاوت چیست؟ آیا ماهیت وجودی آدمها با یکدیگر تفاوت میکند و یا به دنبال دلیل درستتری باید بود؟
همبستگی اجتماعی جواب سؤال ماست؟
به نظر میرسد پاسخ این سؤال را باید در همبستگی اجتماعی بالاتر در این کشورها جست. یکی از مهمترین نقاط مهم در کشورهای شرق آسیا اعم از کرهجنوبی، ژاپن، چین یا سنگاپور در برخورد موفق با این بیماری بالا بودن همبستگی طبقات مختلف در مواجهه با بحرانها است. این مسئله سبب شد تا بر خلاف غرب و بهرغم فشارهای گسترده بیماری کمتر شاهد بینظمیها و سرپیچی کمتری در مقابل قوانین اجتماعی باشیم. بازتاب این مسئله به گونهای است که نشریات غربی نیز بر این نکته تأکید کردهاند که همبستگی پایین و فرهنگ فردگرایی سبب شده تا ساختارهای اجتماعی در مقابل بحرانها آسیبپذیر باشند. بررسی و تحلیلهای انجام شده توسط متخصصان هم بیانگر آن است که با وجود چالشهای اجرایی، ترویج اصول و رفتارهای اقتصادی تعاونگرا، در شرایط کنونی که تهدیدهای متعدد بینالمللی ثبات دنیا را تهدید میکنند، میتواند به عنوان پاسخ و راه حلی مناسب و مؤثر در راستای مقابله با اتفاقات فعلی مفید واقع شود. در طرف مقابل کشوری که دچار بحران یکپارچگی باشد هیچگاه نخواهد توانست راه رشد، تعالی و سعادت و کمال خود را طی کند چراکه قومیتهای مختلف درون جامعه هر کدام خود را تافتهای جدا بافته از کل احساس خواهند کرد و به یک هویت جامعی که کل کشور و قلمروهای سرزمینی آن را دربر میگیرد، باور ندارند؛ بنابراین چنین جامعهای دائم درگیر مسائل داخلی و خارجی خود خواهد بود و انرژی و سرمایههای مادی و معنوی آن در مسیر رشد، شکوفایی و بالندگی هزینه نخواهد شد.
به این ترتیب روشن است که برای مقابله با شرایط ویژهای که در دوران کرونا وجود دارد، باید همبستگی اجتماعی را با تمهیدات مختلف حفظ کرد و اجازه از بین رفتن آن را نداد.
تجربه خوب دفاع مقدس در مقابل چشمان همه
در ایران هم تجربه تاریخی نشان داده که همبستگی اجتماعی توانسته تا حدود زیادی به کمک جامعه ایرانی برای مقابله با بحرانهای بینالمللی بیاید. یکی از این تجربیات تاریخی که اتفاقاً به بازه زمانی مورد نظر ما نزدیک است، برهه دفاع مقدس و مقابله با دشمن بعثی است.
جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ تحمیلی توانست مخاطبانی را بیابد که از وحدت استراتژیک در مقابله با نیروهای حافظ وضع موجود برخوردار باشند. این نیروها هنوز هم همواره پشتوانه استراتژیک ایران در شرایط و بحرانهای مختلف هستند.
از جمله نمادهای تقویت هویت و انسجام ملی حضور پیروان ادیان توحیدی و اقوام مختلف در دفاع مقدس است. واقعیت آن است که در جنگ تحمیلی مسائل فرعی کنار گذاشته شد و تمامی اقوام و مذاهب یکپارچه به میدان آمدند و همین اتحاد باعث به سرانجام رسیدن پیروزی در دفاع مقدس شد.
مروری بر وضعیت حاکم بر دفاع مقدس و ترکیب جمعیتی رزمندگان از قومیتها و مذاهب مختلف گویای آن است که بعد از انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دفاع مقدس نیز تجلی همبستگی و تقویت هویت ملی ایرانیان بوده است. حتی میزان اعتماد سیاسی مردم به مسئولان در این دوران به نحو شگفتانگیزی بالا بوده است. هنوز هم این اتحاد بالای مذهبی و دینی به عنوان یک خاطره خوش در ذهن افکار عمومی به جا مانده است به گونهای که در برهههای مختلف به یک نمونه موفق برای یک دوره بحرانی ذکر میشود. حاالا سؤال اینجاست که جامعه ایرانی در شرایط فعلی چگونه میتواند به همبستگی بالا در مقابله با کرونا برسد؟
رزمایشی برای افزایش همبستگی اجتماعی
واقعیت این است که همانند سایر نقاط دنیا ایران هم شرایط سخت اقتصادی در پیش خواهد داشت و به طور حتم دولت نیز نمیتواند به تنهایی با این شرایط مقابله کند. اعلام مانور همیاری و کمک را میتوان حرکتی جدی از سوی مقام معظم رهبری برای بالا بردن همبستگی اجتماعی در شرایط فعلی دانست. اگرچه پیش از این نیز جامعه ایرانی کارنامه مطلوبی در مواقع اینچنینی از خود نشان داده و این رزمایش میتواند نیروی فوق را در یک جهت مناسب متمرکز کند. این اقدام نه تنها میتواند برای مقابله با مشکلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از همهگیری کرونا مفید باشد بلکه در مقابله با برخی سوءاستفادههای خارجی از شرایط سخت سال جاری نیز مفید خواهد بود. این مسئله زمانی عیانتر میشود که به تحلیلها و اخبار رسانههای غربی نگاهی بیندازیم.
در تمام این تحلیلها جامعه ایرانی یک منظومه از هم گسیخته معرفی میشود که به سمت فروپاشی اجتماعی حرکت میکند. طبیعی است که در شرایط فعلی یک حرکت گسترده اجتماعی با محوریت مردم نه تنها میتواند مشکلات فراوانی را از سر راه قشر نیازمند بردارد بلکه محاسبات کشورهای غربی برای سرمایهگذاری امنیتی در برخی مشکلات احتمالی را تغییر دهد. در این میان وظیفه نهادها و دستگاههای ذیربط نیز این است که با حمایت و پشتیبانی گسترده از نهادهای مردمنهاد و به خصوص گروههای جهادی مردم را در این حرکت مهم یاری دهند.