سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، جلسه رسیدگی به این پرونده صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. بعد از رسمیت یافتن جلسه، قاضی از نماینده دادستان درخواست کرد کیفرخواست صادر شده از سوی دادسرا را برای دادگاه قرائت کند. سپس نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: حادثه قتل یکسال و نیم قبل در یکی از خیابانهای تهران اتفاق افتاده است. روز حادثه رهگذران با شنیدن فریادهای کمک خواهی زنی به کمک او رفتند و دیدند که مردی او و پسرش را مورد ضرب و جرح قرار دادهاست. بعد از آن با حضور پلیس مرد ضارب که فرشاد نام داشت تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. فرشاد در بازجوییها به ضرب و جرح مادر و پسر که مینا و فرید نام داشتند و قتل مردی به نام امیر اعتراف کرد. او گفت که امیر برادر مینا بود که به خاطر اختلاف مالی او را به قتل رساندهاست. متهم گفت: ما با هم اختلاف مالی داشتیم و میخواستم با هم حرف بزنیم که فحاشی کرد و من او را به قتل رساندم و جسدش را داخل چاه انداختم و فهمیدم که مینا و پسرش از قرار ملاقات ما خبر داشتهاند برای همین میخواستم آنها را هم به قتل برسانم که بازداشت شدم.
نماینده دادستان تهران ادامه داد: تحقیقات بعدی پلیس نشان دادهاست که فرشاد به مدت ۹سال با خانواده امیر ارتباط داشته و با معرفی خودش به عنوان فردی نیکوکار ۵۰۰میلیون تومان به بهانه صرف امور خیریه از آنها گرفته، اما امیر متوجه میشود که فرشاد مردی فریبکار است، بنابراین از او میخواهد پول را به خانوادهاش برگرداند که به حادثه قتل منجر میشود.
نماینده دادستان در آخر گفت: اتهام فرشاد مباشرت در قتل امیر و اقدام به قتل مینا و فرید و همچنین وارد کردن ضربات جرحی به آن هاست که درخواست رسیدگی دارم.
در ادامه اولیایدم برای متهم درخواست قصاص کردند. سپس مینا در جایگاه قرار گرفت و گفت: ۹سال قبل از حادثه با فرشاد آشنا شدیم. او خودش را فردی خیر معرفی کردهبود و توانست خیلی زود در خانواده ما نفوذ پیدا کند. وقتی برادرم امیر فهمید که فرشاد به ما دروغ گفته از او خواست پولهایی که گرفته است را برگرداند. فرشاد، اما ادعا کرد که شرکتی در خارج از کشور راه انداخته و میتواند شرایط اقامت ما را در اروپا فراهم کند. او این بار به بهانه اقامت در اروپا ما را فریب داد. روز حادثه به من گفت که برادرم امیر به فرودگاه رفته است. او همچنین گفت که برای من و فرید سورپرایز دارد. ما را سوار ماشین کرد و گفت که کار اقامت ما در اروپا درست شده است. بعد مقابل ساختمانی توقف کرد و همراه پسرم وارد ساختمان شد. دقایقی بعد فرشاد خودش را رساند و گفت که فرید حالش بد شده و داخل چاه افتاده است. وقتی وارد ساختمان شدم ناگهان فرشاد به من حمله کرد که با جیغ و فریاد از مردم کمک خواستم.
فرید هم در شرح حادثه گفت: وقتی وارد آن ساختمان شدم فرشاد گفت که مدارک اعزام به اروپا را داخل چاه پنهان کرده است. او گفت «من پاهایت را میگیرم و تو خم شو و مدارک را بردار» که قبول کردم، اما او من را رها کرد که به خاطر تنگ بودن چاه من گیر کردم. او سپس رویم سنگ و چوب ریخت تا بمیرم که فریاد کشیدم و مادرم را صدا زدم که به کمک من آمد و نجات پیدا کردم. در ادامه فرشاد در جایگاه قرار گرفت و اتهام قتل را انکار کرد، اما اقدام به قتل مینا و فرید را پذیرفت. متهم توضیح داد: خواهر مینا که زنی به نام زیبا است، مدتی قبل فیلمی از من به دست آورده بود و تهدیدم کرده بود که باید به خواستههایش عمل کنم وگرنه آبرویم را میبرد. زیبا رابطه خوبی با امیر نداشت و به من خبر داد که به او الهام شده که باید امیر، مینا و فرید از بین بروند. من قبول نکردم این کار را بکنم، اما برای به دست آوردن آن فیلم بین خانواده امیر اختلاف انداختم تا شاید بتوانم به این ترتیب به فیلم دست پیدا کنم. به هر حال من توانستم در خانواده آنها نفوذ پیدا کنم. زیبا پیشنهاد داد که به اسم فراهم شدن شرایط زندگی در اروپا مرتکب قتل آنها بشوم که باز هم قبول نکردم. سرانجام من شرایط را فراهم کردم و زیبا با برنامهریزی که انجام دادهبود با کمک برادرانش، امیر را از میان برداشت. بعد هم من قتل را گردن گرفتم، چون قرار بود که زیبا از خانوادهاش رضایت بگیرد، اما به حرفش عمل نکرد و من هم حالا حقیقت را گفتم. قاضی سؤال کرد که اعتراف کردهای به خاطر اختلاف ۵۰۰میلیون تومانی مرتکب قتل شدهای چرا حالا حرفت را تغییر دادی؟ متهم جواب داد: خواهر مینا بعد از حادثه زیر حرفش زد و برای رضایت اقدام نکرد و من هم حالا حقیقت را گفتم. هیئت قضایی بعد از ختم جلسه وارد شور شد.