
اندراس راسموسن دبیر کل ناتو و نخستوزیر اسبق دانمارک از زمان تصدی مسؤولیت در آگوست سال جاری میلادی، به بسیاری از کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی سفر کرده است. اما دیدار دو روزه وی از ترکیه در مرکز توجه و اهتمام ویژه ناتو قرار گرفت.
ترکیه قویترین کشور پیمان ناتو نیست همانگونه که در طول 40 سال حاکمیت ژنرالها، عضو فعال و اساسی در پیمانهای منطقهای طرفدار سیاستهای غرب و مخالف آزادیهای ملی نبوده است و حتی رویکردی معکوس در برابر سیاستهای غرب داشته است.
از موضع ترکها در مخالفت با جنگ آمریکا در عراق گرفته تا اعلام انزجار از سیاستهای اسراییل و دفاع از مسائل مبتلابه مسلمانان مثل کاریکاتورهای موهن ضد اسلامی یا تجاوز وحشیانه صهیونیستها به غزه. از این رو ترکیه در نظر غرب به «بره سرگردان» یا حتی «منفور» تبدیل شد. موضعگیریهای ناتو در زمینه سیاستهای ترکیه در مورد اختلافات با یونان درباره قبرس، اختلافات با آذربایجان در خصوص قره باغ، کشتار ارامنه، موضعگیری ترکها در مورد دخالت ناتو در بالکان و موضعگیریهای شدید درباره حزب کارگر کردستان و حمایتهای مکرر و گوناگون غرب از آن و از اینها گذشته عدم برخورداری ترکیه از عضویت در ناتو و پیوستن آن به اتحادیه اروپا همواره محل اختلاف شدید غرب با ترکیه بوده است.
در ادامه طرح باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اتخاذ ترکیه به عنوان ایستگاه اول جهان اسلام، راسموسن تلاش میکند از ترکیه به عنوان پنجرهای از سازمان ناتو به جهان اسلام استفاده کند. راسموسن در سخنان خود از ترکیه، سعی کرد اسلام را نقطه عطف روابط ترکیه و پیمان آتلانتیک نشان دهد. وی گفت: ترکیه تنها کشور اسلامی در پیمان ناتو است. و ناتو بنا به اظهارات بعدی راسموسن «نیرویی است که از مسلمانان در برابر سرکوب حاکمانشان حمایت میکند»! این سخنان دبیر کل ناتو اشاره به دخالت ناتو در یوگسلاوی سابق و افغانستان است.
در زمانی که ناتو و همپیمانان از شکست سنگین در افغانستان آزردهخاطر و نگرانند و کشورهای شرکتکننده در جنگ افغانستان پس از اعزام کمترین تعداد ممکن از نیروها با شتابزدگی در اندیشه بیرون کشیدن نیروهای خود از باتلاق افغانستان هستند، واضح است راسموسن که به دنبال پیروزی در افغانستان از طریق معنابخشی تازهای به استراتژی ناتو است، ترکیه را به بهانه حمایت مسلمانان از کشتار به جنگ افغانستان بکشاند.
رؤیایی که به دنبال رؤیاهای استراتژیک نامحققی چون استفاده از پاکستان و هند، مذاکره با عناصر به اصطلاح «معتدل و میانهرو طالبان» در تغییر معادلات قدرت افغانستان، بهکارگیری گروههایی از مردم افغانستان برای جنگ در کنار نیروهای خارجی همپیمان و کمک گرفتن از ایران برای خروج آبرومندانهتر از خاک افغانستان، به اذهان غربیها متبادر شده است. رؤیاهای استراتژیکی که همگی شکست خوردهاند و نشان از سرگردانی شدید ناتو به سرکردگی آمریکا در افغانستان دارند.
گفته میشود که قرار است ترکیه 730 سرباز را با مأموریتهای غیرجنگی به افغانستان اعزام کند و طبیعی است که راسموسن به ترکیه در افغانستان تکیه کند؛ زیرا این کشور دارای امکانات مادی فراوان و نیروی انسانی قابل ملاحظه است و صرفنظر از این موارد تنها کشور اسلامی است که میتواند نقشی در خروج بیگانگان غیرمسلمان از ورطه افغانستان داشته باشد.
آنچه در این میان منطقی و معروف به نظر نمیرسد این است که ترکیه واکنشی مثبت و تأییدآمیز در قبال پیشنهادات راسموسن داشته باشد، شخصی که روابط قوی و تنگاتنگ وی با جورج بوش رئیسجمهور جمهوریخواه پیشین آمریکا زبانزد است. اندراس راسموسن، با حمایت راست افراطی در دانمارک به قدرت رسید و دانمارک را از شکل سنتی آن به عنوان یک کشور اسکاندیناوی خارج کرد تا به پایگاهی جدی برای جنگ در عراق و افغانستان بدل شود اما آنچه درباره موضع ترکیه میتوان گفت این است که ترکیه از دوران نخستوزیری راسموسن در دانمارک خاطرات و تجربیات خوشایندی ندارد. راسموسن کسی است که در عهد وی کاریکاتورهای توهینآمیز به ساحت نبیاکرم(ص) به طور گسترده منتشر شد و او به بهانه احترام به آزادی بیان به عنوان سنگ بنای دموکراسی، از این توهینها حمایت کرد و همچنان مصرانه از موضع خود دفاع میکند؛ کسی که کشورش سازمانها و رسانههایی را در خود پرورش میدهد که حامی حزب کارگران کردستان است که با هدف جدایی از ترکیه سلاح به دست گرفته است.