یکم - اسناد به دست آمده درباره فتنه آبان ۹۸ نشان میدهد که سوءمدیریت دستگاه اجرایی در نحوه اجرای طرح افزایش قیمت بنزین، صرفاً بهانه و دستاویزی برای شروع اغتشاشات و آشوبگریها و در واقع اسم رمز عملیات براندازی هنگ کنگی در ایران بوده است و ائتلاف «غربی، عبری، وهابی» به سرکردگی شیطان بزرگ از حداقل سه سال قبل با خروج از برجام و تشدید تحریمها با هدف عاصی سازی مردم ایران، با «ایجاد و تجهیز سه مرکز بزرگ سایبری در ریاض، آلبانی و واشنگتن با دو مأموریت: «عضوگیری، آموزش، سازماندهی، تجهیز و انجام مانورهای عملیاتی» و «تولید محتوی و تکثیر و انتشار شایعات»، «ایجاد ساختار و شبکه ارتباطی سازمان فتنه هنگ کنگی در دنیای مجازی نظیر توئیتر، فیس بوک، اینستاگرام، تلگرام و...»، «ساماندهی و مدیریت تمامی شبکههای ماهوارهای نظیر بی. بی. سی، وی. او. ای، منو تو، ایران اینترنشنال، رادیواسرائیل و...»، «سازماندهی و تجهیز دهها و بلکه صدها سازمان مردم نهاد برای مدیریت و هدایت براندازی در مرحله پسافتنه»، «ایجاد خط تماس سرویسهای جاسوسی محور ائتلاف با شبکه سازماندهی شده فتنه از طریق سفارتخانههای محور ائتلاف» و... خود را برای حمله ۹۸ آماده میکرده و در واقع فتنه تابستان داغ، فتنه دی ماه ۹۶، همایش سیرک گونه منافقین در پاریس و وعده سقوط جمهوری اسلامی و گرفتن جشن کریسمس در تهران و... مانورهای عملیاتی جنگ نسل چهارم هنگ کنگی ۹۸ بوده است.
دوم - سؤال مهم و اساسی این است که اولاً اگر حماسه بی نظیر ۹ دی ۸۸ مهر پایانی بر کودتای امریکایی و فتنه سبز اموی در سال ۸۸ (کودتای امریکایی بود، چون طبق اسناد بیشمار و مدارک و مستندات موجود امریکا از چهار سال قبل با استفاده از ظرفیت و انگیزه بازندگان انتخابات ۸٤ برای کودتا برنامهریزی کرده و در طول هشت ماه فتنهگری دم خروس از زیر شنل اوباما، تونی بلر، مرکل و... بیرون زد؛ و فتنه بود، چون همه افراد حقیقی و حقوقی، احزاب سیاسی، ملیگراها، منافقین و اپوزیسیون خارج نشین و... با بازندههای انتخابات ۸٤ هم پیمان شده و با کنار گذاشتن اختلافات، خود را برای اجرای مو به موی دستورات ستاد کودتا و براندازی نظام آماده کرده بودند) بود، پس چرا بعد از ۹ دی بازهم شاهد فتنههای متعدد فتنهگران داخلی با هدایت شیطان بزرگ بوده و هستیم و ثانیاً علت العلل ناکامی فتنهگران داخلی و شکست دشمن بیرونی در فتنههای متعدد چیست. پاسخگویی به این دو سؤال مهم کلید اصلی دفع و رفع فتنههای بعدی در کشور خواهد بود.
سوم - نظام اسلامی، ناکامی فتنه گران داخلی و دشمن بیرونی را مرهون حضور مؤثر و قوی مردم به عنوان صاحبان اصلی انقلاب از یکسو و مدیریت و هدایت مقام عظمای ولایت از سوی دیگر است و متأسفانه دستگاهها و نهادهای اجرایی، اطلاعاتی، امنیتی، قضایی و... در این خصوص نقش تعیین کننده و حداکثری نداشته و نمره قابل قبولی دریافت نکردهاند و، اما در باره علل تکرار فتنه (در ابعادی بزرگتر و پیچیدهتر) باید گفت در تمامی فتنههای تاریخ انقلاب، مدیریت و هدایت دشمن خارجی کاملاً مشهود است و این به معنای وجود شبکه عمیق، گسترده و حمایت شده نفوذ جریانی در ساختار حاکمیتی و در بدنه تصمیم سازی در کشور بوده و هست. حضرت امام خامنهای کراراً در باره نفوذ جریانی و موردی، مسئولان امر را انذار داده و خطرات این شبکه را گوشزد کردهاند. اینکه پس از وقوع فتنه در کشور و بازجویی مسببان فتنه و یافتن مدارک و مستندات به برنامه ریزی طولانی مدت برای فتنه دست مییابیم نشانگر غفلت مسئولان امر از شبکه نفوذ است و به جرئت میتوان گفت علت اصلی تکرار فتنهها ضعف در برخورد جدی با مسئله نفوذ است.
چهارم - در برخورد با مسئله فتنه به حکم عقل و قانون و شریعت، باید گذشته چراغ راه آینده باشد، در غیراینصورت سخن گفتن در باره فتنهها به قصه گویی و شاهنامه خوانی شبیه است. بر این اساس در باره عملکرد و آثار شبکه نفوذ و ضعف موجود در برخورد با شبکه نفوذ، ذکر چند نکته ضروری است:
۱ - دشمن برای نفوذ در حاکمیت، باید تور خود را در دریای خواص پهن کرده و از بین خواص مستعد (که پیش از این در پستهای مسئولیتی نظام حضور مؤثر داشته و اینک به دلیل تعارض منافع مستعد همکاری با دشمن هستند) که در بین مردم از شهرت خوبی برخوردار بوده و قدرت جذب و مدیریت مردم را داشته باشند یارگیری کند.
۲ - خواص به دلیل تعارض منافع ناشی از «چرب و شیرین دنیا»، «دلبستگی به فرزند و خانواده آلوده»، «منافع حزبی و جریانی»، «سهلاندیشی»، «اشرافیگری»، «همنشینی و همزیستی با افراد فاسد» و... در تور نفوذ گرفتار میشوند.
۳ - افراد جذب شده در شبکه نفوذ، عمدتاً به دلیل حفاظت از منافع فردی و جریانی و ترجیح منافع خود بر منافع ملی، به استحاله فکری و سپس به استحاله فرهنگی دچار شده و خط استحاله نظام اسلامی و براندازی جمهوری اسلامی را نه به عنوان اجرای دستور سرویس جاسوسی دشمن بلکه احمقانه به عنوان یک راهکار و وظیفه ملی برای حل مشکلات کشور دنبال میکنند.
٤ - شناسایی خواص گرفتار شده در تور نفوذ به حکم آیه ۳۰ سوره محمد (ص) بسیار آسان بوده و از طریق «مواضع سیاسی و فرهنگی»، «سبک زندگی»، «مقایسه گذشته این افراد با وضع حال آنان»، «بررسی عملکرد فعلی آنها و میزان کمکاری»، «بررسی ارتباطات و دوستی و دلبستگیهای آنها» و... به راحتی قابل شناسایی هستند.
۵ - افراد جذب شده در شبکه نفوذ به هیچ عنوان نباید در مشاغل کلیدی و مؤثر نظام (در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و...) به کار گیری شوند و روی کار آمدن یک جریان سیاسی مطلقاً مجوزی برای بهکارگیری نفوذیها در مصادر امور نیست و از این حیث دستگاههای نظارتی، اطلاعاتی، امنیتی و قضایی مسئولیت سنگینی دارند.
۶ - کسانی که از آشوبگران آبان ۹۸ حمایت کردهاند دقیقاً همان کسانی هستند که سلسله جنبان فتنه ۸۸ بوده و در صف مقدم همه فتنههای علیه نظام حضور داشتهاند.
۷ - مجلس شورای اسلامی، در خط مقدم مراقبت و صیانت از نظام اسلامی بوده و به حکم قانون و وصیت حضرت امام خمینی باید مراقب باشد نااهلان و نامحرمان به دلیل علایق حزبی تصدی پست وزارت را عهده دار نشوند، چیزی که متأسفانه در دولت دهم و یازدهم شاهد آن بوده ایم. نظام اسلامی باید یکبار و برای همیشه بهکارگیری افراد نشان دار در شبکه نفوذ را در پستهای مؤثر نظام مطلقاً ممنوع و اعلام نموده و این مهم به صورت قانون درآید.
۸ - هزینه سنگین کم کاری و ضعف دستگاههای مسئول در تمامی حوزههای نظارتی، اطلاعاتی، امنیتی و... را در تمامی فتنههای گذشته مردم پرداختهاند و از این حیث تمام ارکان و مسئولان نظام زیر بار دِین سنگین مردم قرار دارند.
۹ - حمایت احزاب سیاسی برنده شده در انتخاباتها دلیل اصلی ماندگاری و ایجاد حاشیه امن برای نفوذیها بوده و همین امر موجب ناامیدی و تقویت روحیه سکولار و بی میلی به مشارکت سیاسی در عرصه راهپیماییها و انتخاباتهای مختلف در بدنه جامعه خواهد شد و متضرر واقعی این اقدام نظام اسلامی خواهد بود.
۱۰ - نگاه دقیق برای تحقق بیانیه گام دوم انقلاب مستلزم تعامل و هماهنگی گسترده قوای کشوری و لشکری به مقوله مقابله با نفوذ بوده و انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در دوم اسفندماه سال جاری آزمون واقعی فراروی دستگاههای مسئول در نظام اسلامی در زمینه مقابله عملی برای ریشه کن کردن نفوذ جریانی در کشور است.