
مجله «ن» به مدیر مسئولی «حسین. و» در شماره 11 خود با درج مطلبی با عناون «شکسپیر در آیینه اولیس فرانک با جن» با ترجمه «امید. ق» به درج مطالب غیر اخلاقی و لمپن پرداخته است.
در بخشی از این مطلب آمده:
اما مولیگان مخالفت میکند، صبر کن اول چند لیوان آب جو بزنم و بعد به ملاقات استفان میرود تا ثابت کند با کمتر از سه لیوان آب جو نمیتوانسته درباره آن موضوع صبحت کند... شاید موضوع فعالیت مغز در بعدازظهر با مساله نهار در ارتباط باشد. ممکن است یک نهار سبک، فعالیت مغز را تحریک کند. در حالی که نار سنگین فعالیت مغز را به تأخیر میاندازد. فعلایت مغز استفان نوشیدنیهایی را شامل میشود که با روزنامهنویسان در مشروبهایی را شامل میشود که با روزنامهنویسان در مشروبفروشی مونی خورده است. او غذا نخورده و نمیتوانسته بیشتر از سه نوشیدنی داشته باشد...
... هنگامی که او از خانه دور است، برادرانش دلدادگان زن او میشوند. شاعر هیچگاه تفوق آن بر خود را از یاد نبرده ـ او ادونیس است که ونوس ستیزهجو بر او برتری مییابد ـ و هرگز خیانت زناشویی او را فراموش نمیکند...
شاعری که کاترین خوشقیافه و سلیطه و کلئوپاترای بسیار دوستداشتنی را خلق کرده میدانست که زیبایی یک زن چیست. دراین مورد هیچ شکی وجود نداردو جز این که آن جذاب ود ولی شکسپیر او را انتخاب نکرد. او شکسپیر را برگزید.
آن او را اغوا کرد، دلربا و بیست و ش ساله. الهه چشمخاکستری که بر رویا و پسیرک ادونیس خم میشود ـ خم میشود تا او را فتح کند، همچون پیشدرآمدی بر نمایشی طغیانی ـ یک روسپی وقیح اهل استراتفورد است که در هیبت معشوقی جوانتر از خود به داخل یک مزرعه ذرت میغلتد...
چرا شکسپیر برای جلب نظر بانوی روی از دوست جوان و زیباروی خود استفاده کرد؟ این بانو قابل دسترسیتر از آن بود که گمانش میرفت. او خلیجی بود که همه مردان آن را در مینوردیدند. بانوی محترمی بود که دوران جوانیاش مایه بیآبرویی بود ... عقده حقارت در کجای این هیأت نمایندگی خطرها و امتیازهای عاشق او قرار داشت. چرا همین مسأله که شکسپیر ربالنوع زبان بوده و در امورات دنیوی نیز موفق بود کافی به نظر نمیرسید؟ جواب استفان این است که: فتح آنها...»
درج اینگونه مطالب لمپن با گرایش روشنفکری چپگرایانه در یک نشریه ادبی به نزول متون ادبی نیز کمک میکند. به نظر میرسد اینگونه مطالب سخیف از طرف هیأت نظارت بر مطبوعاتی باید مورد توجه و تذکر قرار گیرد.