سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: غلامحسین لطفی به تسنیم، گفت: من دوست دارم باشم، چون دکترای بازیگری و کارگردانی دارم. سالها در خدمت هنر این مملکت بودهام و از هیچ کوششی برای به بار نشستنِ یک نقش و کاراکتر، دریغ نکردهام، اما این روزها با من تماس نمیگیرند و پیشنهادی نمیدهند. انگار که یادشان رفته روزی بازیگر و کارگردان بودهایم. ناگفته نماند آکتور را هیچکس نمیتواند فراموش کند و کارنامهاش همیشه جلوی دید همگان است. من نیستم شاید برای این است که در محور باندبازیهای برخی قرار ندارم، هرگز برای نقش و کار به کسی مراجعه نکردهام و هرگز به روابط خاص هم آشنایی نداشتهام. لطفی با اشاره به سریال «آیینه» خاطرنشان کرد: قطعاً اولین سریال پربیننده بعد از انقلاب «آیینه» میباشد که مسیر پرداختن به کارهای خانوادگی را نیز هموار کرد. واقعاً میتوانم بگویم دوشنبهها که این سریال از تلویزیون پخش میشد همه خیابانها خلوت میشدند ولی چرا امروز نمیتوانند خانواده ایرانی بسازند و سبک زندگی خودمان را نشان دهند، چون هیچ تحقیق و پژوهشی ندارند و برخی مدیران هم از روی رابطه با ساخت یک اثری موافقت میکنند نه اینکه به جوانب مختلف آن کار بیندیشند و نهایتاً مردم نظارهگر «خانواده ایرانی» باشند. مشکل تلویزیون و فقدان جذابیت و تأثیرگذاری برنامهها و سریالها به همین نکته برمیگردد که خانوادههای ایرانی در محور پرداختها، گُم شدهاند.
وی با اشاره به تشویقنامه دفتر امام (ره) بابت ساخت سریال «آیینه» افزود: یادم نمیرود با آن دوربینهای بزرگ و حجیم سریالی ماندگار ساخته شد که هزینه آن دقیقهای ۲ هزارو ۵۰۰ تومان بود، اما امروز دوربینهای با کیفیتی وجود دارند و ابزارها و تجهیزاتی در اختیار کارگردانان است که با دقیقهای ۵ میلیون تومان هم نمیتوانند «آیینه» را تکرار کنند، چون آن پرداخت و نگاه به سوژهها، اصیل بود، ما دنبال نشان دادن سبک زندگی ایرانی بودیم، حتی طرح ادامه «آیینه» را حدوداً ۱۵ سال پیش به شبکه ۳ دادم، اما هیچوقت خبری از آن طرح نشد. «آیینه» همیشه برای گوشزد راهکارها و مشکلات خانوادگی لازم است، مخصوصاً امروز که این روابط تیره و تار شده و نیازمند این مفاهیم درست و حرفهای جدی درباره خانواده هستیم، نه سریالهایی که موضوعات آشفته و بیربط با جامعه را روی آنتن میبرند. اینجا مقصر مدیران مربوطه هم هستند که این فیلمنامهها و طرحها را تصویب میکنند.
لطفی درباره سریالهای امروز افزود: گاهی اوقات سریالهایی ساخته میشود که با موقعیت ایران و ایرانی همخوانی ندارد، اصلاً نمیتواند با مردم ارتباط برقرار کند، چون نه مدیران و نه عوامل کارها تحقیق و پژوهشی ندارند که امروز نیازمند چه پرداختهای نمایشی و برنامهای هستیم. من فکر میکنم مدیران شبکهها در دهههای ۶۰ و ۷۰ موشکافانهتر با طرحها موافقت میکردند یا حتی در زمان تولید هم حضور فعالانهتری داشتند ولی الان شاهد یک سریالهایی روی آنتن هستیم که مدیر مربوطه میتوانست در زمان ارائه طرح، جلوی کار را بگیرد یا در زمان تولید با نظرات دقیقتری از آسیبها و مشکلاتش بکاهد. به هر حال مدیرانی باید بر عرصه سریالسازی نظارت و مدیریت کنند که فضای کار فیلم و سریال و نمایش را بشناسند، امروز کمتر مدیران ما این عرصه را تجربه کردهاند و با آداب سریالسازی آشنایی کامل و جامعی ندارند.