امیر کوشا
تبریز، این بار در حالی مقابل دیدگان چند میلیون ایرانی حقانیت خود برای حضور در لیگ برتر را فریاد زد که نماینده محبوبش تراکتورسازی در اولین رویاروییاش برابر قطبهای بزرگ تهران، پس از قریب به یک دهه، پیروز نشد! اما در حقیقت تبریز پیروز هفته شناخته میشود. اگر با نگاهی فرا ورزشی و از زاویهای اجتماعی به بازی تراکتورسازی مقابل استقلال نگاهی بیاندازیم، به برتری نه - یک شهر پی میبریم. شهری که بیش از هشت سال از خودنمایی استعدادهایش در لیگ برتر محروم مانده بود.
تمامی ایران که نه، میتوانیم تمامی خاورمیانه را با چشمهایی کاملاً باز و با ذرهبینی در دست بگردیم. چند تیم را میشناسید که از چنین پشتوانه مردمی و هواداری برخوردار باشد؟ چند تیم را در ایران سراغ دارید که وقتی مقابل قطبهای پایتخت میایستد کمتر از یک دهم از ورزشگاه خود را در اختیار تماشاگران این دو تیم ببیند؟ شعار و ادعای همیشگی تیم های متمول، اما کم هوادار ذوب و سپاهان را شنیدهایم که بیش از هر بازی با استقلال و پرسپولیس مدعی میشوند ورزشگاههای خود را در اختیار هواداران رقیب قرار نخواهند داد و اما سرانجام مجبور به تن دادن به حضور هوادارانی میشوند که صرفاً برای دیدن بازی این دو قطب راهی ورزشگاه شدهاند!
در تبریز اما داستان کاملاً متفاوت است. هواداری و هواخواهی تراکتور، جزئی لاینفک از ماهیت مردم این شهر شده است و چه جالب و قابل اعتناست که میبینیم ورزشگاهی 80 هزار نفری تا پاسی از شب با حضور هواداران این تیم لبریز از جمعیت میشود. کدام نمونه داخلی را سراغ دارید؟ آیا غیر از اینکه تیمهای عربی برای جلب هزار هوادار، از اقسام جوایز نفیس استفاده میبرند؟! کدام نمونه در خاورمیانه میتواند با این کلونی هواداری برابری کند؟!
نه تنها تراکتور که فوتبال ایران، گوهری دارد که تا امروز قدرش را ندانسته است. داشتن 80 هزار هواداری که دو هفته پیاپی (یک بازی مقابل راه آهن و یک بازی برابر استقلال) ورزشگاه را لبریز کردند، برای فوتبالی که سالها فریاد خروج از دو قطبی بودن را میزد یک غنیمت است. آیا فدراسیون فوتبال ایران با دیدن همین جمعیت به این حقیقت اندیشید که بسیاری از بازیهای ملی که با استقبال کم هواداران فوتبال زده تهرانی روبهرو میشود را میتوان برای این جمعیت به نمایش گذاشت تا هم گستره فوتبال ملی از انحصار تهران خارج شود و هم تیم ملی مقابل ورزشگاهی پر از تماشاگر به میدان برود؟!
آنچه در تبریز دیدیم، نمونهای بینمونه بود. آیا تراکتورسازی و فوتبال ملی ایران قدر این همه انرژی مثبت و بی بدیل را میدانند؟ این جمعیت را میتوان برای قطب شدن تراکتورسازی در لیگ استفاده کرد. فوتبال ما اگر حرفهای بود، تیمهایی مانند تراکتورسازی و شموشک و ابومسلم یا حتی استقلال اهواز و... به کنج انزوا نمیرفتند و تیمهای صنعتی که از بودجه دولتی و بیتالمال ارتزاق میکنند اینگونه در فوتبال و لیگ برتر حکومت نمیکردند!