كشورهاي غربي به رهبري آمريكا پس از 11 سپتامبر 2001 به بهانه مبارزه با طالبان و القاعده به كشور افغانستان حمله كردند و از ابتدا به افكار عمومي جهان قول دادند كه در اين راه هم تروريسم و هم كشت مواد مخدر را در افغانستان ريشهكن خواهند كرد، چون اين كشور 80 درصد مخدر جهان را توليد ميكند. اما پس از گذشت چند سال از حمله به افغانستان در خبرها آمد كه انگلستان با حمايت از كشت خشخاش در اين كشور نه تنها به تجارت آن پرداخته بلكه جنگ جديد ترياك را عليه كشورهاي منطقه آغاز كرده است. در اين خصوص نظر دكتر نوذر شفيعي، كارشناس مسائل شبه قاره را جويا شدهايم. رضا پويابر اساس اخبار موجود، انگليسيها در افغانستان در حال انجام تجارت مواد مخدر هستند. آيا اين مسأله صحت دارد؟ در صورت مثبت بودن جواب، انگليس با اين كار چه اهدافي را دنبال ميكند؟ به نظر من بايد بين دولت انگليس و نيروهاي مستقر در افغانستان تفاوت قائل شد. شايد هيچ دولتي به طور رسمي در پي تجارت و ترانزيت مواد مخدر نباشد اما نيروهاي انگليسي كه فرسنگها از كشور خود فاصله دارند و در محيط سخت افغانستان به خدمت گرفته شدهاند ممكن است در چارچوب زد و بندهاي داخلي با مافياي مواد مخدر در افغانستان يا به دليل افسردگي ناشي از حضور در اين كشور به سمت مصرف مواد مخدر و در كنار آن به تجارت آن نيز روي بياورند.در مناطقي از افغانستان كه انگليس در آنجا حضور دارد كشت مواد مخدر افزايش پيدا كرده است، برخي از كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه انگليس با كشت مواد مخدر و صدور آن به كشورهاي منطقه مثل روسيه، ايران و ... به جنگ جديد ترياك روي آورده است و از اين طريق در پي تضعيف زير پوستي كشورهايي است كه سياست همساني با كشورهاي غربي ندارند، نظر شما در اين باره چيست؟چند نكته در مورد انگلستان و مسأله مبارزه با مواد مخدر را بايد در ذهن داشته باشيم. يكي از مناطقي كه مواد مخدر افغانستان به آنجا منتقل ميشود اروپا و از جمله خود انگلستان است. از اين رو انگليس بايد به مبارزه جدي با آن بپردازد. اما اگر كوتاهي در اين زمينه صورت گرفته باشد سه عامل ميتواند در آن دخيل باشد؛ اول اينكه آمريكايي ها به انگلستان فشار آوردهاند تا به مبارزه جدي با مواد مخدر نپردازند چون آمريكا معتقد است هر نوع برخورد با دهقانان و كشاورزان افغان ميتواند به نوعي به شورش اجتماعي منجر شود و كار ناتو و آمريكا عليه تروريسم را با مشكل مواجه كند. دوم اينكه تعلل احتمالي انگلستان در اين مورد ممكن است با هدف شراكت دادن ساير كشورهاي اروپايي به مبارزه با مواد مخدر مربوط شود. به عبارت ديگر انگليسيها نميخواهند هزينه مبارزه مخدر را يكتنه تقبل كنند بلكه تمايل دارند كه كشورهاي اروپايي نيز در اين زمينه سهمي به عهده بگيرند. و سوم اينكه شايد انگليسيها به دنبال اين هستند كه بعضي از كشورهايي كه مخالف سلطه و نفوذ غرب در سراسر جهان هستند به نوعي دچار آلودگي مواد مخدر شده و به جاي اينكه توجهشان معطوف به مبارزه با سياستهاي غرب باشد به سمت مشكلات داخلي كشانده شوند. برخي از كارشناسان بر اين عقيدهاند تا زماني كه مسأله فقر و مواد مخدر در افغانستان حل نشود مشكلات غرب و ناتو در اين كشور پا برجا خواهد ماند. با اين وجود به نظر شما آيا غرب بهويژه انگلستان با حمايت از كاشت مواد مخدر دچار تضاد رفتاري نشدهاند كه هم خود و هم مردم افغان را گرفتار كردهاند؟ اين يك واقعيت است. اولا كشت خشخاش در افغانستان به عنوان يك كشت سنتي مطرح است كه زحمت كم اما منافع زيادي به همراه دارد و متاسفانه هنوز هيچ طرح جامعي براي حل اين معضل ارائه نشده است حتي كشت جايگزين خشخاش هم به نتيجه اي نرسيد و طرح يك موسسه فرانسوي براي قانونمند كردن توليد مواد مخدر در افغانستان تا كنون بدون نتيجه باقي مانده است. آنچه مشخص است اين است كه آمريكا و اروپا در افغانستان و در ارتباط با بحث مواد مخدر با يك تناقض جدي مواجه هستند. آنها از يك طرف ميترسند مبارزه با مواد مخدر به شورش اجتماعي منجر شود، بنابراين در اين مورد تعلل ميكنند. از طرفي ديگر درآمدهاي حاصل از تجارت مواد مخدر اقتصاد جنگي طالبان را تغذيه ميكند و امكان پايداري بيشتري را به آنها ميدهد. اين تناقضي است كه در استراتژي هاي آمريكا و غرب وجود دارد. حال به نظر ميآيد باراك اوباما با طرح سياست «اف – پك» سعي ميكند با در پيش گرفتن خط مشي جامع كه در آن مقولههايي همچون امنيت، سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع توامان در نظر گرفته شوند با مسأله افغانستان برخورد كند تا در ذيل آن بتواند بحث مواد مخدر را هم حل كند كه در اين باره بايد منتظر آينده و عملكرد اوباما ماند.