
علی کفاشیان که دی ماه 86 با هزار و امید آرزو پا به فدراسیون فوتبال گذاشت حتی فکرش را هم نمیکرد که حضورش بر صندلی ریاست به دو سال نرسیده لرزان شده و احتمال برکناریاش هر روز بیشتر از قبل شود. شاید اگر کفاشیان میدانست چه روزهایی در انتظارش است در همان جلسه مجمع برای انتخاب ریاست فدراسیون به پیشنهاد علیآبادی مبنی بر رفتن به فدراسیون و کاندیدا شدن جواب منفی میداد و حضور در کمیتههای المپیک را ترجیح میداد تا این روزها را تجربه نکند. به هر حال کفاشیان ماند تا با لبخندهایش مشکلات فوتبال را برطرف کند در حالی که آقای رئیس پس از گذشت دو سال از حضورش در ساختمان خیابان سئول به این نتیجه رسیده که با لبخند خشک و خالی نمیشود کاری را از پیش برد.
کفاشیان این روزها با واعظ که او را رئیس بیاختیار نامیده هم عقیده شده: «قبول دارم که در اساسنامه جدید اختیارات رئیس فدراسیون فوتبال نسبت به دورههای قبل کمتر شده، من حرفهای واعظ را قبول دارم،مشکلاتی در اساسنامه فدراسیون وجود دارد، البته این طور نیست که رئیس فدراسیون هیچ کاره باشد.» واعظ در صحبتهای جنجالیاش از کفاشیان خواسته بود تا با همین اختیارات محدودش دستور تشکیل مجمع را برای تغییر اساسنامه بدهد، درخواستی که با استقبال کفاشیان مواجه شده: «هر چند معتقدم کارها در فدراسیون با مشورت پیش میرود ولی بد نیست تغییراتی در اساسنامه جدید ایجاد شود، تغییراتی که به رئیس فدراسیون اختیارات بیشتری بدهد.» به نظر میرسد کفاشیان خیلی دیر به این نتیجه رسید که اختیاراتش برای ریاست کافی نیست چون این روزها در برزخ ماندن و رفتن قرار گرفته است.