سرویس جامعه جوان آنلاین: به گزارش خبرنگار ما، انگیزه مالی و بدست آوردن پولهای هنگفت یکی از عواملی است که مجرمان به خاطر آن دست به آدمربایی یا گروگانگیری میزنند که در نهایت نه تنها به هدف خود نمیرسند که در دام قانون هم گرفتار میشوند. از طرف دیگر افرادی هم پیدا میشوند که برای فرار از پرداخت بدهی یا تعهدی که نسبت به دیگران دارند نقشه آدمربایی دروغین طراحی و اجرا میکنند که این افراد هم در تحقیقات پلیسی خیلی زود دستشان رو میشود. پرونده تازهای که در اداره پلیس درباره شکایت مردی که مدعی است برای اخاذی از سوی زنی ربوده شدهاست پس از دستگیری متهم مشخص شد متهم زن صیغهای شاکی بوده که مهریه ۱۸۰سکهایاش را به اجرا گذاشته و شاکی هم به اتهام آدمربایی از او شکایت کرده است. چندی قبل مردی سراسیمه به اداره پلیس رفت و از زن جوانی به اتهام آدم ربایی و اخاذی میلیونی شکایت کرد.
شاکی در توضیح ماجرا گفت: ساعتی قبل زن جوانی را به عنوان مسافر سوار خودروام کردم. پس از طی مسافت کوتاهی ناگهان زن جوان چاقویی از صندلی عقب به پهلویم گذاشت و تهدید کرد هر چقدر پول و اموال با ارزش دارم به او بدهم. از آنجایی که پولی همراه نداشتم او مرا مجبور کرد تا با دوستانم تماس بگیرم و از آنها بخواهم به حساب او پول واریز کنند. خیلی ترسیده بودم و با دوستانم تماس گرفتم که یکی از آنها مبلغ ۵میلیون تومان به کارت او واریزکرد و در ادامه زن ناشناس هم مرا با تهدید چاقو از خودروام به پایین پرت کرد و خودروام را سرقت کرد. با طرح این شکایت پرونده به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی و شناسایی متهم در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت مأموران خودروی شاکی را در خیابان خلوتی که رها شده بود کشف کردند. مأموران در شاخه دیگر از تحقیقات صاحب حسابی که شاکی به آن پول واریز کردهبود شناسایی کردند که مشخص شد صاحب حساب زن جوانی به نام صفورا است. بنابراین مأموران صفورا را به عنوان مظنون حادثه بازداشت کردند. صفورا در بازجوییها آدمربایی را انکار کرد، اما وقتی با شاکی روبهرو شد راز این شکایت را بر ملا کرد.
وی گفت: هشتسال قبل به خاطر اختلاف خانوادگی از شوهرم جدا شدم و همراه دو دخترم زندگی تازهای را شروع کردم. چند سال قبل در حالی که با خودروام رانندگی میکردم در یکی از خیابانهای تهران با خودروی شاکی تصادف کردم و همین موضوع باعث آشنایی ما شد که در نهایت او مرا عقد موقت کرد. پس از این زندگی مشترک ما آغاز شد تا اینکه مدتی پیش او با دخترم مشاجره لفظی کرد و به او فحاشی کرد که تصمیم گرفتم از او جدا شوم و پس از آن در دادگاه مهریه ۱۸۰سکهام را اجرا گذاشتم و شاکی محکوم به پرداخت شد و طبق حکم دادگاه هر ماه یک سکه یا پول آن را به حساب من واریز میکرد. او چند ماهی بود که پولی بابت مهریه به من نداده بود که چند روز قبل او را دیدم و تهدید کردم اگر به حسابم پول واریز نکند در دادگاه از او شکایت میکنم که مجبور شد ۵میلیون تومان به حسابم واریز کرد. بعد از آن او نقشه آدمربایی دروغین را طراحی کرده و از من به اتهام آدمربایی شکایت کرده است تا مرا مجبور کند مهریهام را ببخشم.
پس از طرح این ادعا مأموران تحقیقات خود را برای روشن شدن زوایایی پنهان این حادثه آغاز کردند.