مبتنی بر نگاه اصیل شیعـی، هویت «امت» قابل تفکیک از هویت «امام» نیست. بر این اساس و در عصر حاضر، تمام شئون امت با شأن ولیفقیه گره خورده و این دو دارای هویتی مشترک هستند، لذا اگر شأن و جایگاه ولیفقیه، خدشهدار شده و حرمت آن هتک شود، آنگاه راه برای اعمال هرگونه ظلم و تجاوز و تعدی بر امت، به سهولت باز خواهد شد!
در جریان نهضت کربلا، یکی از مسائلی که سبب شد بسیاری از افراد امت- که اندک دلسوزی و علاقهای به حضرت سیدالشهدا (ع) داشتند- زبان به مدح آن امام همام باز کنند، شخصیت والا و بیبدیل آن حضرت در میان امت بود.
این مدح و ثنا- که عمدتاً هم از زبان کسانی بوده که اساساً شیعه آن حضرت محسوب نمیشدهاند- حکایت از جایگاه والای آن حضرت در میان امت دارد، به عنوان نمونه، در تاریخ کربلا، نقل است که «عبداللهبنمطیع» - به رغم آنکه از هواداران عبدالله بن زبیر بوده و در زمره شیعیان سیدالشهدا (ع) به حساب نمیآمده- در ملاقاتی که با آن حضرت در راه مدینه به مکه دارد، از تعابیر عجیبی در وصف آن حضرت استفاده میکند که جالب توجه است، مثلاً میگوید: «اگر بنیامیه تو را بکشند، دیگر در کشتن هیچکس هراسی نخواهند داشت...»، یا اینکه: «اگر تو کشته شوی، ما مسلمانان به بندگی و بردگی [یزید]درخواهیم آمد...»
تعابیری از این دست- که نمونههای آن در تاریخ نهضت کربلا کم هم نیست- علاوه بر آنکه حاکی از جایگاه والای آن حضرت در میان امت است، حقیقتی دیگر را نیز در درون خود نهفته دارد و آن، موقعیت ویژه حسینبنعلی (ع) در حراست از کیان امت اسلام است. فارغ از آنکه حسینبنعلی (ع)، در کسوت امام مفترضالطاعه شیعیان دیده شود یا در جایگاه فردی والامقام و عدالتطلب- که حس احترام بسیاری از بزرگان امت را برمیانگیزد- در هر دو حالت، وی آنقدر جایگاهش رفیع است که اگر این جایگاه هتک شود، راه بر هرگونه گردنکشی و تجاوزی بر امت اسلام هموار خواهد شد!
این قلق تاریخی، حقیقتی است که باید در هر عصر و زمانی مورد توجه جدی قرار گیرد، اینکه یکی از شئون حقیقی امام امت، نقش او به مثابه «حافظ امت» است، بدین معناست که اگر حریم و جایگاه امام عادل مخدوش شد، دیگر تضمینی برای حفظ امت، وجود نخواهد داشت.
مبتنی بر الگوی اصیل امام- امت، در امت اسلامی، هویت امام جامعه و مردم، هویتی مشترک و غیرقابل تفکیک است و قطعاً یکی از شئون این هویت مشترک، حفظ موجودیت و امنیت امت است. مبتنی بر الگوی مذکور، موجودیت و امنیت مسلمین، با موجودیت و امنیت امام گره خورده، بدین معنا که اگر موجودیت امام مسلمین به خطر افتاد، مردم دیگر نباید تصور کنند که موجودیتشان سالم و امن خواهد ماند، بلکه خدشه بر امام امت، مساوی با خدشه بر امت امام خواهد بود.
در حدیثی معتبر از امام رضا (ع) - که در نوع خود، «سند امامشناسی» تشیع بوده و به اعتقاد برخی، همارز زیارت «جامعه کبیره» است- درباره جایگاه پرعظمت امام، اینطور آمده است: «امامت، مقام انبیا و ارث اوصیاست.
امامت، خلافت از طرف خدا و رسول خدا و مقام امیرالمؤمنین (ع) است و میراث حسن و حسین (علیهم السلام). به راستى امامت، زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است.
امامت، بنیاد پاک اسلام و شاخه بابرکت آن است. به وسیله امامت، نماز و روزه و زکاه و حج و جهاد درست میشوند...» حدیث مذکور، مهمترین مقامات و شئون الهی امام را بازگو میکند تا بدانجا میرسد که میگوید: «به وسیله امام... مرزها و نواحى کشور مصون مىشوند...» این فراز، به وضوح اثبات مینماید که در میان امت، اگر هم آرامش و امنیتی در شهرها و حدود و ثغور قلمرو اسلام حاکم است، به برکت وجود امام است.
در فرازی دیگر آمده: «امام، نظام دین و عزت مسلمین و [مایه]خشم منافقین و هلاک کفار است...» یعنی همانا این امام است که در صدر قافلهسالاری امت، مایه نظم و انسجام دین در جامعه و عزتیافتن مسلمین میشود و وجود او، موجب خشم منافقین و هلاک کفار میگردد.
اگر مبتنی بر نگاه اصیل شیعی- یا به تعبیر امام راحل (ره)، «اسلام ناب محمدی» - به مسئله امامت و رابطه آن با امت نگریسته شود، روشن خواهد شد که هویت امت، قابل تفکیک از هویت امام نیست.
بر این اساس، در عصر حاضر نیز- که ولیفقیه، در جایگاه امام عادل قرار گرفته است- تمام شئون امت، با شأن امام گره خورده و این دو، دارای هویتی مشترک هستند و لذا اگر شأن و جایگاه ولیفقیه خدشهدار شده، حرمت آن هتک شود، آنگاه راه برای اعمال هرگونه ظلم و تجاوز و تعدی بر امت، به سهولت باز خواهد شد و به تعبیر عبداللهبنمطیع، از آن پس، مسلمانان به بندگی و بردگی طاغوت زمان درخواهند آمد!
ذکر یک نکته در ادامه این مبحث ضروری مینماید: نقد و انتقاد در جامعه اسلامی، سازوکارها و الزامات خاص خود را دارد که در ضمن اظهار این نقدها، رعایت الزامات مذکور هم ضروری است، اما اگر این الزامات و خطوط قرمز، هنگام بیان نقدها و اظهار مشکلات، رعایت نشده و مسیر بیان نقدها و مشکلات موجود، خواسته یا ناخواسته، به سمتی هدایت شود که باب تندگویی و هتاکی به سوی امام امت باز شده و نوک پیکان تمام گلایهها و شکایتها به سوی شخص امام باشد، آنگاه مردم جامعه- یا همان امت امام- دیگر نباید تصور کنند که با این روش، نقدها و گلایهها، حلوفصل خواهد شد و شرایط بهبود خواهد یافت بلکه به عکس، این روش، سرآغاز از دست رفتن امنیت و موجودیت جامعه اسلامی خواهد بود، زیرا:
«إن الْإمامة زمامُ الدین و نظامُ الْمُسْلمین و صلاحُ الدنْیا و عز الْمُؤْمنین...».
منبع: برهان