جنب و جوش جدیدی درباره جنگ سوریه در امریکا دیده میشود، مایک پمپو، وزیر خارجه این کشور اخیراً پرونده سوریه را به یک دیپلمات کهنهکار به نام «جیمز جفری» محول کرده است. جفری روابط نزدیکی با لابیهای اسرائیلی دارد و قبل از انتصاب به این مقام در مؤسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن مشغول به کار بود.
همزمان با این تغییرات شاهد مواضع تند و قاطع کاخ سفید درباره سوریه بهویژه درباره ادلب هستیم. مقامات امریکایی میگویند بشار اسد استفاده از گاز شیمیایی در ادلب را تصویب کرده و در صورت انجام این کار واکنش امریکا قطعی است؛ مواضعی که نشان میدهد امریکاییها تصمیم به اقدام نظامی گرفتهاند و برای آنها مهم نیست تا چه حد ادعای آنها درباره سلاح شیمیایی مضحک و خندهدار است. امریکاییها هیچ وقت نتوانستند به این سؤال پاسخ دهند که چرا باید بشار اسد که جنگ را برده و در آستانه پیروزی مهمی است، دست به اقدامی بزند که میتواند به مثابه یک خودکشی سیاسی باشد.
نیکی هیلی، نماینده ترامپ در سازمان ملل، حتی پا را فراتر گذاشته و بهانه امریکا برای دخالت نظامی را صرفاً به استفاده از تسلیحات غیرمتعارف مانند سلاح شیمیایی محدود نکرده بلکه میگوید دولت سوریه و حامیان آن باید اقدام نظامی را در ادلب در هر شکلی که هست، متوقف کنند.
این اولین بار نیست که مقامات امریکایی مواضع تندی علیه دمشق اتخاذ و تهدید به اقدام نظامی میکنند. از زمان به قدرت رسیدن ترامپ امریکا تاکنون دو بار به بهانه شیمیایی مواضع ارتش سوریه را هدف قرار داده است. هرچند این حملات بیشتر نمادین بوده و هیچ تأثیری در موازنه قوا روی زمین نداشته است، اما آنچه باعث میشود تحرکات و تهدید جدید امریکا جدیتر از دفعات قبل به نظر برسد از یک طرف به تحولات داخلی امریکا و از طرف دیگر به تحولات میدانی جنگ سوریه برمیگردد.
اول انتشار کتاب باب وودوارد با عنوان «ترس: ترامپ در کاخ سفید» و سپس چاپ مقالهای در نیویورکتایمز از سوی نویسند های ناشناس، اما از مقامات ارشد کاخ سفید که در آنها رئیسجمهور امریکا «دیوانه» و «بیثبات» توصیف شده است وضعیت ترامپ را در داخل به شدت متزلزل کرده، در حدی که بعضی از سیاستمداران امریکایی از «کودتا» و «بحران قانون اساسی» نام بردهاند. در چنین شرایطی یک ماجراجویی جدید در خارج میتواند افکار عمومی را از وضعیت داخلی منحرف کند و از فشارها علیه ترامپ بکاهد. به یاد داشته باشیم دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۲ در توئیتی به باراک اوباما هشدار میدهد مبادا برای فرار از مشکلات داخلی دست به اقدام نظامی در سوریه بزند.
از طرف دیگر جنگ در سوریه به مرحلهای رسیده که یک گام بیشتر با پایان بعد داخلی خود فاصله ندارد. اگر نیروهای دولتی و متحدانشان موفق شوند استان ادلب را از کنترل گروههای تروریستی به رهبری جبهه النصره شاخه سوری القاعده خارج کنند تنها مناطقی که خارج از حاکمیت دولت مرکزی باقی میمانند مناطقی هستند که در کنترل اشغالگران خارجی قرار دارند. امریکاییها به بهانه مبارزه با داعش بخشی از شمال شرقی و همچنین گذرگاه مرزی در جنوب شرقی را به کنترل خود درآوردهاند.
با آزادسازی ادلب در مرحله اول ادامه حضور نیروهای امریکایی در سوریه با چالش بیشتری مواجه خواهد شد، بهویژه اینکه دولت سوریه و متحدانش با تلاش بیشتری متمرکز نیروهای اشغالگر خواهند شد. تیم جدید در امریکا ظاهراً تصمیم گرفته مانع از اعاده حاکمیت مرکزی بر استان ادلب شوند و برای رسیدن به این هدف گامهای جدی را برداشتهاند و آماده هستند اقدامات نظامی گستردهای انجام دهند.
باوجود این، گزینههای مقامات امریکایی در سوریه محدود است و آنها میدانند حملات امریکا حتی اگر گسترده باشد باز نخواهد توانست تغییری در موازنه میدانی ایجاد کند، چرا که واشنگتن نیروی زمینی مؤثر و قابل اعتمادی ندارد تا تکمیلکننده حملات هوایی باشد و حملات هوایی تنها میتواند سرعت پیشروی نیروهای دولتی و متحدانشان را بگیرد، اما نمیتواند نیروهای مقاومت را متوقف کند. امریکاییها پاسخی قانعکننده برای این سؤال ندارند که پس از حملات گسترده هوایی چه اتفاقی خواهد افتاد و برنامه بعدی آنها چیست؟ ناتوانی در پاسخ به این سؤال باعث میشود مراکز تصمیمگیری امریکا نسبت به عواقب و نتایج اقدام خود تردید جدی داشته باشند. اما مهمترین عاملی که باعث خواهد شد امریکا از ماجراجویی جدید در سوریه خودداری کند، ترس از واکنش گسترده دمشق و متحدانش است. اگر امریکاییها به این نتیجه برسند که برخلاف حملات قبلی این بار روسیه، ایران و سوریه سکوت نخواهند کرد و آماده هستند هزینههای واشنگتن را به مرحله غیرقابل تحملی برسانند، از اقدام نظامی در سوریه منصرف خواهند شد.