چند روزی است که حامیان اقتصادی دولت و اقتصاددانان فعال در دولت، فرمان جدیدی را در کابین خود در دستور کار قرار دادهاند. درست مانند سیاسیون حامی دولت فرمان تاختن با تمام قوا به سمت مخالفان فکری آنها در حال اجرا است. ظاهراً آنها که در این حلقه اقتصادی سالها و بلکه دهها سال مبانی تئوری اقتصادی دولتها را تنظیم کردهاند، تاب و طاقت شنیدن حرفهای دیگری را ندارند، بنابراین هر کس حرف کارشناسی یا حتی نقدی بر وضعیت موجود بکند «بیسواد»، «نادان»، «احمق»، «قلابی» و ملتهبآفرین است و باید علیه آن بیانیه صادر کرد یا اگر شخصی غیر معروف باشد، حرف مردم را زد باید عکس آن را گرفت و در گونی کرد!
از لحظهای که عدهای کارشناس اقتصادی و اقتصاددان نامهای نوشتهاند و حداقل در ترسیم فضای موجود تصویر کاملتری از فضای رانتی کشور ارائه دادند و رهبر انقلاب به آن اشاره کردند، تاکنون دهها مطلب در حمله به برخی از امضاکنندگان نوشته شده است و به طور غیرمستقیم برخی از این اقتصاددانان را «قلابی» و بیسواد و التهابآفرین خطاب کردند. چرا؟ چون از رانتهای بنگاههای بزرگ و مناسبات پیچیدهای سخن گفتهاند که در بدنه دولت به تصمیمگیریهای عجیب و غریب بدل شده و وضعیت موجود در سال جاری را برای مردم رقم زدهاند.
البته منظور و هدف نویسنده حمایت از یک جریان خاص فکری در حوزه اقتصادی نیست، اما آنجا نویسندگان اقتصادی را وادار به نوشتن یادداشتهای اینچنینی میکند که طی سه دهه اخیر به خصوص بعد از جنگ همواره جریان فکری نزدیک به اقتصاد بازار در مناصب بالای مدیریتی - اقتصادی حضور داشتهاند. از جمله میتوان به افرادی چون، آخوندی، نهاوندیان، نیلی نعمتزاده، زنگنه، جهانگیری، شریعتمداری و... اشاره کرده که هر کدام از آنها سابقه همکاریشان بیش از ۲۵ سال است.
اکنون نیز تمام و کمال در پنج سال اخیر افسار اقتصاد در اختیار آنها بوده و طیف همفکر آنها نیز روی صندلیهای سبز مجلس نشستهاست، اما باز هم میگویند که مشکل اقتصاد کشور حاکمشدن تفکر نهادگراها یا کمونیستهای مدرن (!) در فضای اقتصادی و دولت است!
گویی آنها بیش از آنکه مدیران بلند پایه تصمیمساز در دولت باشند، آدمهای بیجانی بودهاند که هیپنوتیزم شده و ملعبه کارشناسان در سایه رهاسازی اقتصاد به بهانه اقتصاد بازار آزاد بودهاند. این نوع نگرش از سوی بزرگان حامی طرفدار اقتصاد بازار نهتنها هیچ چشمانداز مثبتی را برای تحول و تغییر ساختارها نشان نمیدهد بلکه بهانه مناسبی برای فرار از زیر بار مسئولیت التهابات اخیر در بازارهای مختلف از ارز و سکه تا پوشک و دستمال کاغذی نیست. بستن گمرک روی تولیدکنندگان و عطای رانت هزاران میلیارد تومان به واردکنندگان و ایجاد بازارهای چندگانه ارز و... همگی نشان از تصمیمات اتخاذی در دولت دارد، نه مردان اقتصادی که آنها را مورد حمله قرار میدهند. البته در این میان حائز اهمیت است که مردان در حاشیه اقتصاد کشور که موسوم به نهادگرا هستند، نیز باید برای مشکلات موجود برنامههای مناسبی نشان دهند و گرنه ترسیم و توصیف مشکلات موجود کافی نیست. آنها همچنین نباید در دام دعوای ساختگی اقتصاددانان شکست خورده و مدافعان بنگاههای ورشکسته بیفتند. زیرا هر نوع درگیری در اینباره نه فقط نتیجهای برای اقتصاد ندارد، بلکه نظام تصمیمسازی را در ورطه تصمیمات نشئت گرفته از لجبازی میاندازد و اگر برنامهای عملیاتی و مناسب وضعیت موجود ارائه شود نیز به کناری گذاشته خواهد شد. خاصه آنکه در فضای کنونی کشور، اقتصاد نیاز به آرامش و نگاهی جامعنگرانهتر از نسخههای متأثر از منافع رانتخواران بزرگ، واردکنندگان سفارش شده و بنگاههای شبهانحصاری و انحصار کامل دارد. مراقب مردم در دعواهای ساختگی عدهای اقتصاددان باشیم.