اینکه نفت ایران در بازار نفت قابلشناسایی است یا خیر، تبدیل به یک چالش میان موافقان و مخالفان عرضه نفت در بورس شدهاست؛ مخالفان روی یک استدلال روشن اتفاقنظر دارند که نفت ایران بهراحتی قابلشناسایی است و ریسکهای عملیاتی و سیاسی برای خریداران نفت ایران، مهمترین عوامل در عدم رغبت مشتریان برای همکاری با شرکت ملی نفت است.
موافقان، اما معتقدند مهمترین عامل در شناسایی نفت ایران درجه API نفت ایران است که میتوان با اختلاط نفت با انواع دیگر نفتخام، این مشکل را برطرف کرد تا دیگر نفت ایران قابلشناسایی نباشد و از این رو پس میتوان یکی از موانع فروش نفت ایران را با کمک بخش خصوصی برطرف کرد. از سوی دیگر، گفته میشود ایران در میادین مشترک نفتی را استخراج میکند که همسایگان تولید میکنند، پس دیگر راهی برای شناسایی نفت ایران در مخازن خریداران وجود ندارد.
برای پاسخ به این موضوع باید گفت: درجه API تنها یکی از راههای شناسایی نفت ایران است و دیگر ویژگیهای نفت مانند ویسکوزیته، آروماتیک یا الفینی بودن نفت و... هم برای شناسایی نفت ایران در دسترس است، اما مهمترین ویژگی نفت ایران «وانادیوم» و «نیکل» نفت است که به هیچ عنوان قابلتغییر نیست، این ویژگی، فلزات نفت ایران را مشخص میکند که با یک آزمایش ساده قابلتشخیص است؛ متأسفانه کسانی که بر این باورند شناسایی نفت ایران با یک تغییر ساده در درجه API قابل تغییر است، هنوز به درک درست و دقیقی از دانش «شیمی نفت» نرسیدند. این گروه DNA نفت ایران را به درجه API محدود کردهاند که در دنیای تجارت نفت، چنین القاب و برچسبهایی جایگاهی ندارد؛ چراکه حتی میتوان با آزمایش نفت کوره، منشأ پالایشی و خوراکی آن را هم با همین شاخص وانادیوم میتوان شناسایی کرد، ولی این مشکل اصلی فروش نفت نیست. فرض کنیم با اختلاط انواع نفت، درجه سبک یا سنگینی نفت ایران تغییر یابد و کسی هم پی نبرد این نفت متعلق به ایران است؛ با تغییر درجه API نفت، یا نفت جدیدی راهی بازار میشود یا نوعی نفت شبیه به نفت دیگری از انواع نفت خام جهان میشود.
این راهکارهای سطحی سعی دارد بازار نفت را به مثابه بازار حبوبات در نظر بگیرد در حالی که بازار نفت بازار شناخته شده با ارتباطات محدودی است که فعالان آن سالهاست با یکدیگر در ارتباط هستند و اینگونه نیست که با یک تغییر ساده در نفت، جای جدیدی برای نفت ایران باز شود. حتی اگر فرض بگیریم بخش خصوصی موفق به تغییر درجه API شد سؤال اینجاست که چه خریداری میخواهد این نفت را خریداری کند؟
خریداران نفت ایران برای استفاده از این نوع نفت جدید که زمان بسیاری میبرد تا در بازار شناخته شود، با دو ریسک بزرگ روبهرو هستند. یکی ریسک عملیاتی و دیگری ریسک سیاسی. برای تشریح ریسک عملیاتی باید گفت: اصولاً هر واحد پالایشی، طراحی مدل پالایشی خودرا بر اساس نفت مشخصی انجام میدهد و با توجه به اینکه میخواهد چه فرآوردههایی را تولید کند، نفت خام خود را انتخاب میکند که این نفت، دارای ویژگیهای خاص خود است. اگر این پالایشگاه با نفت درجه API ۳۵ انتخاب کند و سایر ویژگیهای نفت را هم در نظر بگیرد، نمیتواند نفت دیگری را برای پالایش برگزیند، زیرا میان خوراک و بهرهوری پالایشی، رابطه مستقیمی وجود دارد و سود پالایشگاه را تعیین میکند. این همان ریسک عملیاتی است که اصولاً هیچ پالایشگاهی علاقه ندارد چنین ریسکی را بپذیرد، در چنین شرایطی شرکتهای پالایشی در جستوجوی نفتی خواهند بود که بیشترین شباهت به خوراکی را داشته باشد که در تأمین آن دچار محدودیت شدهاند.
در این وضعیت، ریسک سیاسی هم به میان میآید و پالایشگران با وجود اینکه میتوانند از روشهای دیگری برای تداوم تأمین خوراک اصلی خود استفاده کنند، اما دست به این ریسک نمیزنند و ترجیح میدهند با جایگزینی نفت ایران، کمی از بهرهوری خود بکاهند، اما با جریمههای سنگین امریکا مواجه نشوند.
اما در پاسخ به استدلال فروش نفت میادین مشترک، باید گفت که منابع تأمین پالایشگاههای جهان اغلب مشخص است، همه فعالان بازار نفت میدانند نفت مورد نیاز پالایشگاه اسار هند از چه منابعی تأمین شده و دارای چه قراردادهایی هستند؛ همچنین بازار نفت با وجود اینکه دارای روابط مشخص سیاسی – اقتصادی است، از روابط دوستانه و شخصی هم بهره میبرد که اطلاعات مربوط به قراردادها و منابع را هم در اختیار ذینفعان قرار میدهد. با این توضیحات باید گفت: اولاً نفت میادین مشترک دارای مشتریان خود است و دوماً در صورت سپردن فروش نفت خام این میادین به بخش خصوصی، منشا نفت مورد معامله تنها با یک تماس قابلشناسایی است. برای رهگیرندگان نفت ایران که آمار دقیق تولید ایران و بارگیریها را در اختیار دارند، بسیار ساده است رهگیری نفت یک میدان مشترک که از سوی موافقان عرضه نفت در بورس، یک امتیاز محسوب میشود!
البته مجدداً تأکید میشود نفت ایران به راحتی قابلشناسایی است، ولی اگر مدافعان حضور بخش خصوصی در تجارت نفت معتقدند میتوان با تغییر در مختصات نفت ایران، این مشکل را برطرف کرد بهتر است به این پرسش پاسخ دهند که آیا شرکت ملی نفت خود در بلندینگ نفت دارای محدودیت است و آیا با حضور بخش خصوصی در این عرصه، ریسکهای عملیاتی و سیاسی مشتریان نفت ایران به صفر متمایل میشود؟!