چند سال است که در آسيا نتيجه نگرفتهايم و ديگر زمان آن فرارسيده که نتيجه بگيريم. البته بايد توجه داشته باشيم که حال و هواي جام ملتهاي آسيا متفاوت از جام جهاني است و اينجا ديگر نبايد دفاعي بازي کنيم و برعکس بايد کاملاً هجومي و با هدف بازي کنيم تا بتوانيم قهرمان شويم. کرش تفکرات خاص خودش را دارد و با تکيه بر همين تفکرات جلو ميرود. به همين دليل است که به هيچکس کاري ندارد و کار خودش را ميکند، مثلاً در خصوص ليستي که اعلام کرده، انتقادهاي زيادي را شاهد هستيم. البته هر ليستي منتقداني دارد، اما مشخص است که کرش به اين بازيکنان اعتقاد دارد و نفراتي را كه دعوت کرده به تفکراتش نزديک هستند. از سوي ديگر سرمربي تيم ملي در جام جهاني نتيجه بدي نگرفت، پس طبيعي است که تصميم بگيرد از بازيکناني که در جام جهاني هم بودند، استفاده کند، حتي اگر اين بازيکنان برخلاف عقايد جامعه و کارشناسان فوتبال باشند. بنابراين نبايد فراموش کنيم، زماني که مربي با تيمي نتيجه ميگيرد، همه از او تعريف ميکنند و زماني که نتيجه نگيرد حملات زيادي نسبت به او خواهد شد. کرش اما بيتفاوت به تمام انتقادها کار خودش را ميکند. شخصاً معتقدم مسئله مهم اين است که امروز جو خوبي در تيم ملي وجود دارد و بحث بازيکنسالاري در تيم ملي از بين رفته است. درست است که با وجود تمام انتقادات درست و نادرست، کرش به حرفهاي کسي گوش نميدهد و تفکرات خودش را دارد، اما نبايد فراموش کرد که اين سرمربي تيم است که در جام ملتها بايد تيم ملي را هدايت کند و او بهتر ميداند که بايد چه کاری انجام دهد. شايد به همين دليل است که برخلاف هميشه با وجود خداحافظي سردار باز هم او را دعوت کرده است. البته بايد به اين بازيکن هم حق داد. او جوان است و نميتوانست بياحتراميها به خانوادهاش را تحمل کند، اما عجولانه تصميم گرفت. فکر ميکنم به همين دليل بود که کرش او را درک و بار ديگر به تيم ملي دعوت کرد.