آنقدر در سالنهای نمور و با وسایل فرسوده تمرین کردهاند که وقتی وزیر سری به اردویشان میزند، خواستههایشان خلاصه میشود در وسایل تمرینی مناسب و پاداشی که بموقع پرداخت شود. لاکچریبازی و حاشیههای فوتبالیها را ندارند، اما در مقابل مدالها و افتخاراتشان آنقدر زیاد است که فوتبالیها به گردشان هم نمیرسند، اما وقتی زمان توجه و فراهم کردن امکانات میشود، میروند ته خط، طوری که باید با سختترین شرایط خودشان را آماده رقبایی تا دندان مسلح آسیایی و جهانی کنند. رقابتی که اگر خوشرنگترین مدال را هم بیاورند، اما فاصله پاداشهایشان فرسنگها با فوتبالیها فاصله دارد به حدی که برای آنها، نه خبری از پاداشهای چندصد هزار دلاری است و نه مانند فوتبالیها عرقشان خشک نشده، پرداخت میشود. گاهی وقتها سالها به انتظار میمانند تا از تهماندههای بودجهای که مانده، پاداشهایشان را دریافت کنند، آن هم نه سکهای که در آییننامه وزارت ورزش آمده، بلکه کارت هدیهای که معادل قیمت قبل از گرانی سکه در نظر گرفته شده است.
این حکایت شرایط سخت قهرمانان منهای فوتبالی است، قهرمانانی مانند بچههای وزنهبرداری که این روزها در سالن تکیده و قدیمی مجموعه ورزشی آزادی با بالا بردن چندین تن وزنه، خودشان را آماده یک افتخارآفرینی دیگر میکنند. بازیهای آسیایی جاکارتا نزدیک است و طبیعی است که از وزیر و رئیس خودشان را به سالن قدیمی وزنهبرداری غرب تهران برسانند و به یک دوجین قهرمان مانند بهداد سلیمی، کیانوش رستمی و سهراب مرادی که سهمشان در مدالهای خوشرنگ کشورمان در المپیک و جهانی کم نبوده، خداقوت بگویند و زیرچشمی به آنها بفهمانند که روی مدالهایشان، آن هم نوع طلاییاش حساب ویژهای باز کردهاند.
تمرین تمام قهرمانان وزنهبرداری که مدالهای جهانی و المپیکیشان سنگینی میکند در آن سالن محقر با آن امکانات ابتدایی شاید بهترین نمونه برای تبعیضی باشد که ورزش گرفتار آن است. البته نوع نگاه تبعیضآمیز وزیر ورزش به رشتههای منهای فوتبالی و مدالآور را میتوان در برخورد سرد او با خواستههای دو قهرمان وزنهبرداری دید، جایی که سهراب مرادی قهرمان جهان از وزیر ورزش پیگیر پاداشی میشود که برای خرید خانه به او وعده داده شده بود، اما وزیر ورزش با بیتفاوتی از کنار این قهرمان جهان رد میشود که این مسئله ناراحتی مرادی را در پی دارد. همچنین بهداد سلیمی خواستار پاداش قهرمانی جهان از وزیر ورزش شد که سلطانیفر اهمیت خاصی به این صحبتها نداد!
شاید به همین دلیل است که وقتی مسعود سلطانیفر وزیر ورزش و رضا صالحیامیری رئیس کمیته ملی المپیک را میبینند، سفره دلشان باز و گلایهها سرازیر میشود. بهداد سلیمی است که به نمایندگی بلند میشود و از وضعیت سختشان صحبت میکند: «در بحث تجهیزات ما واقعاً با همان وسایل ۲۰ سال قبل تمرین میکنیم و این احتمال آسیبدیدگی را بالا میبرد. بارها به کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش این مسئله را اعلام کردیم، اما هنوز اتفاقی نیفتاده و ملیپوشان با همان تجهیزات قدیمی کار خود را دنبال میکنند. این وسایل قدیمی گاهی باعث آسیبدیدگی نیز شده است.»
گلایه از وعدههایی که عملی نمیشود، آنقدر تکراری است که قهرمان فوقسنگین جهان و المپیک دیگر آن را از بر شده است. او میگوید: «وزیر قبل از مسابقات قهرمانی جهان برای قهرمان شدن قولهای مساعدی داد، اما با وجود اینکه تیم ما برای اولین بار در تاریخ قهرمان جهان شد، آن قولها عملی نشد. شخصاً به عنوان کسی که از نزدیک از وزیر شناخت دارد، انتظارم از او خیلی بیشتر بود. انتظار داشتم بیشتر از این به مشکلات ما رسیدگی کند. شاید رشتههای دیگر وقتش را پر کرده و وقتی ندارد که به وزنهبرداری برسد. از طرفی وزیر ورزش به جای سکه به ورزشکاران کارت هدیه داد و این برای ما بسیار ناراحتکننده بود.»
حرفهای پایانی بهداد هم عمق تبعیضها را نشان میدهد: «فوتبالیستهای عزیز هنوز عرقشان خشک نشده پاداش خود را دریافت کردند، اما نزدیک به یک سال از مسابقات جهانی میگذرد و ما هنوز نتوانستهایم پاداشهایی که برای قهرمانی در جهان قولش را از وزیر گرفته بودیم، نقد کنیم.»
دردآورتر این است که انگار وزیر قولش را فراموش کرده، جایی که رو به بهداد سلیمی میگوید: «اگر خبرنگاران فیلمی برای من آوردند که چنین حرفی زده بودم، فکری به حال پاداش شما میکنیم.» به همین سادگی! سلطانیفر در ادامه هم وعده میدهد که تجهیزات سالن نو و نوار شود، هرچند شاید خیلی از قهرمانان وزنهبرداری در دلشان پوزخندی میزنند و خودشان را آماده میکنند تا با همین تجهیزات فرسوده بعد از آسیایی جاکارتا برای قهرمانی جهان و المپیک توکیو دورخیز کنند.
دقایقی بعد وزیر و رئیس عکسهایشان را گرفتهاند و رفتهاند، آن هم پس از اینکه مثل همیشه وزیر جلوی دوربینها در اردوی وزنهبرداری برای هزارمین بار از موفقیت فوتبال در جام جهانی صحبت میکند. مقابل قهرمانانی که سنگینی ارزش مدالهایشان در المپیک و جهانی را یک تریلی هم نمیتواند بکشد، اما گویا برای سلطانیفر تیمی که حتی از گروهش هم بالا نیامده، ارجحتر است!