
خروج ايالات متحده امريكا از توافق هستهاي را ميتوان از ابعاد مختلفي نظير ، 1- چرايي نقض قواعد آمره حقوق بینالملل توسط دولت امريكا، 2-هزينههاي اجراي «برجام منهاي امريكا» و 3- اهداف اصلي ايالات متحده ذيل خروج از برجام، مورد بررسي قرار داد. پاسخ به اين سه گزاره را در سه بند به صورت اجمالي بيان ميكنيم.
1- بر اساس قواعد حقوق بينالملل و مفاد مندرج در متن برجام رويكردهاي دولت امريكا( چه در زمان باراك اوباما و چه در زمان دونالد ترامپ) خلاف بسياري از قوانين آمره حقوق بینالملل از جمله «اصل حسن نيت» و با «متن و روح برجام» در تناقض است.
مطابق «عهدنامه وين 1969» حسن نيت يكى از قواعد اساسى در اجراى معاهدات بينالمللى به شمار ميآيد و بر اساس آن هيچ كشور يا سازمان بينالمللى متعاهدى نبايد اقدامي را صورت دهد كه «موضوع» و «هدف» معاهده را با خطر مواجه سازد.
«اصل حسن نيت» در بخشهاي مهمي از برجام نيز مورد تأکید قرار گرفته است و در ماده۲۶ بخش تحريمها از ايالات متحده امريكا درخواست ميكند: «ايالات متحده، با حسن نيت، نهايت تلاش خود را براي دوام اين برجام و پيشگيري از ايجاد تداخل در تحقق متمتع شدن ايران از لغو تحريمهاي مشخص شده ... ». خروج ايالات متحده امريكا از برجام همانند وضع قانون محدوديت ورود شهروندان 38 كشور به ايران يا قانون آيسا در زمان باراك اوباما مغاير با مواد ۲۶، ۳۱، ۶۰و۶۶حقوق معاهدات وين۱۹۶۹ است چرا كه بر اساس اين كنوانسيون دو طرف يك توافق بينالمللي پس از انعقاد توافق نبايد با رفتار خود «اهداف و موضوع» آن توافق را نقض كنند.
2-كشورهاي اروپايي طي پنج سال اخير در سه محور اقدامات ضد ایرانی خود را توسعه دادهاند:
الف-اروپاييها هیچکدام از تعهدات دهگانه خود در برجام را اجرايي نکردهاند.
ب- همگام با امريكا ايران را متهم به نقض روح برجام –قطعنامه 2231کردهاند.
پ- براي وضع تحريمهاي «حقوق بشر»و«موشكي»و «منطقهای» عليه ايران مستندسازي كردهاند.
1-2- اروپا در پيوست 2 برجام موظف بود «تحريمهاي ضد ایرانی را لغو» و « موانع بانكي ـ اقتصادي جهت سرمايهگذاري اشخاص حقيقي و حقوقي اروپايي در ايران»را هموار كند كه بخشي از اين تعهدات در سرفصلهاي «تدابير مربوط به امور مالي، بانكي و بيمه»، «بخشهاي نفت، گاز و پتروشيمي»، «طلا، ساير فلزات گرانبها، اسكناس و سكه»، «بخشهاي كشتيراني، كشتيسازي و حمل و نقل» و «تدابير مرتبط با اشاعه هستهاي» مورد توجه قرار گرفته است.
اگر اروپا طي 30 ماه گذشته برجام را با حسن نيت اجرايي ميكرد و تعهدات دهگانه خود را اجرايي ميكند بيش از 50 درصد از مشكلات بانكي-تجاري ايران مرتفع ميشد.
از سوي ديگر اروپاييها در «رفع حل و فصل اختلافات در نظام حقوقي برجام» نيز گام حداقلي را برنداشتهاند و حتي یکبار در بيانيههاي یازدهگانه كميسيون مشترك برجام حتي به تلويح اشارهاي به نقض و عدم اجراي تعهدات امريكا نداشتهاند.
2-2-اروپاييها به كرات ايران را متهم به نقض قطعنامه 2231 كردهاند و نزديك به پنج بار به صورت مشترك با امريكا ، پرونده ايران را (به بهانههايي مانند آزمايش موشكي و حضور سردار سليماني در حلب سوريه )به شوراي امنيت سازمان ملل كشاندهاند.
در حمله موشكي انصارالله يمن به فرودگاه عربستان كشورهاي اروپايي به متهم كردن ايران به نقض صلح و ثبات منطقهاي ، پرونده ايران را به شوراي امنيت بردند.
3-2- اروپاييها همچنين در مسير وضع تحريمهاي حقوق بشري (موازي با اقدامات بند قبل) از پاييز92 تا پاييز96 با اقدامات فشرده و هدفمند و اتخاذ روشهاي نظير «ديدار رسمي هيئتهاي ديپلماتيك اين كشورها با فعالان حقوق بشر در داخل كشور»، «متهم كردن ايران به نقض حقوق بشر در تريبونهاي رسمي»، «گزارشنویسی به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل»جهت سندسازی حقوق بشري عليه كشورمان گام برداشتهاند. با مرور اجمالي رويكرد و رويههاي كشورهاي اروپايي قبل و بعد از برجام اين پرسش مطرح ميشود كه بر اساس كدام منطق بینالمللی، بايد برجام را با حضور اروپاييها ادامه داد در حالي كه اروپا قبل از تجديد تحريمهاي اوليه و ثانويه توسط ترامپ و در شرايطي كه ميتوانستند حداقل 20درصد از تعهدات خود را اجرايي كنند، اقدام به چنين كاري نكردند حال چگونه ممكن است با وضع تحريمهاي 90 و 180 روزه ترامپ ، اروپاييها خواهند توانست كه به تعهدات خود پايبند بمانند. بهتر است براي ادامه برجام بدون امريكا، «نقض برجام» توسط اروپا را به استناد آنچه عنوان شد نيز مورد توجه قرار دهيم.
3-ايالات متحده رفتارسنجي مناسبي از فضاي حاكم بر دستگاه ديپلماسي كشورمان را برآورد کرده كه بر اساس «نقض مكرر»برجام توسط امريكا قطعاً هيچ پاسخ چشمگيري را از سوي مقامات داراي صلاحيت در كشورمان به همراه نخواهد داشت و چنانچه خروج امروز امريكا با پاسخهاي مناسبي نظير « از سرگيري فعاليتهاي هستهاي گذشته»همراه نشود بدون ترديد اروپاييها هم همانند گذشته از اجراي تعهدات سرباز زده و آن را مجدداً نقض خواهند كرد و از سوي ديگر فشارهاي ايالات متحده عليه كشورمان افزايش خواهد يافت. در حالي تمايزانگاري ميان دولت ترامپ و هيئت حاكمه امريكا يكي از اشتباهات فاحش در داخل كشور است كه برجام با «فقدان ضمانت اجرا» و«عدم تضمينهاي لازم حقوقي-سياسي» به اينجا رسيد و چنانچه رويههاي اشتباه گذشته تكرار شود هزينههاي توافق هستهاي به ميزان قابلتوجهی افزايش خواهد يافت.
جناب اسماعیلی این بحث ها را که حدود 2 سال قبل خدمتتان عرض شد و همانموقع در کامنت ها گفته شد که اروپا همانند امریکا به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست . اما جنابعالی در یک مقاله ای راهبردهای هوشمندانه برای اروپا از طرف امور خارجه ... ما را خواستار بودید. به هر حال از همان موقع در نقطه عقد توافقنامه متاسفانه ... تیم مذاکره کننده ... نتوانستند ان موقع حفره های خالی قطعنامه را تشخیص دهند ... و حتی مجلس ... ما هم تشخیص نقصان های برجام را ندانست.