در فرمايشهاي حضرت امام خامنهاي در جمع مداحان و ستايشگران اهلبيت عليهمالسلام مانند بسياري از فرمايشهاي پيشين معظم له به يك نكته بسيار مهم در عرصه مديريتي كشور اشاره شد كه توجه و عمل به آن، حلال مشكلات كشور خواهد بود و آن استقلال و عدم وابستگي فكري و عملي مديران نظام به مدلهاي مديريتي بيگانگان بهويژه غرب است.
سالهاست كه مقام معظم رهبري موضوع اقتصاد مقاومتي را بهعنوان يك واجب و دستور حكومتي به مسئولان و دولتمردان يادآوري و هر سال را به نامي مرتبط با اقتصاد مقاومتي نامگذاري ميفرمايند اما واقعيت اين است كه طي اين سالها پيشرفت قابل توجهي در عرصه اقتصاد مقاومتي نداشتهايم. علت چيست؟ اگر چه دلايل زيادي را ميتوان براي اين امر برشمرد، ليكن به نظر ميرسد بايد علت اصلي را در حوزه مديريت كشور جستوجو كنيم. مديريت كشور در بسياري از موارد با اقتصاد مقاومتي همسو نيست. اقتصاد مقاومتي به مديريت مقاومتي و مديران مقاومتي نياز دارد و مديريت مقاومتي به هيچ وجه زلف پيشرفت كشور را به نسخههاي نظام سلطه نظير FATF , 2030 و... گره نميزند. مديريت مقاومتي هرگز به فكر راضي كردن بيگانگان در موضوعات مختلف نظير كشف حجاب نيست.
سال ۹۶ در كنار همه حوادث و بلاياي طبيعي و غيرطبيعي (كه در اداره بحرانهاي ناشي از اين حوادث متأسفانه رد پاي عدم پيشبيني، بيبرنامگي، فقدان تجهيزات لازم و بعضاً سوءمديريت كمابيش مشاهده ميشد) كشور ما با بحران اخلاقي كارگزاران نيز روبهرو شده و صحنههاي غيرقابل قبول از بداخلاقي كارگزاران روح و روان مردم را آزار داده و ميدهد. در ميان همه بداخلاقيها توهين و افترا به منتقدان و مردم بيش از ساير موارد آزاردهنده، تلخ و باورنكردني بود.
سال ۹۶ در شرايطي آغاز شد كه دهه ۶۰ (دهه اول پيروزي انقلاب اسلامي، دهه حيات پربركت امام بزرگوار، دهه تعيين كننده سرنوشت ايران و ايراني، دهه آزمونهاي بزرگ و پيروزيهاي بزرگتر، دهه غلبه بر خشنترين تروريسم تاريخ ايران، دهه افتخارآفرين پيروزي در جنگ تحميلي، دهه مبارزه با تجزيهطلبان، دهه ظهور و تجلي ارادههاي مستحكم مردم، دهه غلبه بر ناتوانيها و ظهور ما ميتوانيم و دهه ايستادگي و مقاومت و عزم ملي براي مبارزه با افزونطلبي نظام سلطه) با جابهجايي جلاد و شهيد در مبارزات انتخاباتي يكي از نامزدهاي انتخابات با تلخكامي آغاز شد و در شرايطي رو به پايان است كه منتقدين دولت كمعقل و يا بيعقل ناميده شدند.
سخنان رئيسجمهور در بيعقل و يا كمعقل خواندن منتقدان نيز نشانه رويكرد تهديد محور در مديريت كشور و مصداق بارز توهين و افترا به همه مردم ايران است، چرا كه تقريباً تمام ۸۰ ميليون نفر مردم ايران نسبت به مشكلات معيشتي و اقتصادي، بحران فقر و فساد و تبعيض و بيكاري، معضلات اجتماعي، اشرافيگري و انواع قاچاق و دهها مورد وعده داده شده به مردم مطالبه داشته و منتقد هستند، اگر چه سطوح و كيفيت انتقادها در بين مردم متفاوت و مختلف است اما در مجموع با جرئت ميتوان گفت در شرايط كنوني (از كارگراني كه ماههاست حقوق نگرفتهاند تا خيل عظيم بيكاران تا... ) كسي را نميتوان يافت كه نسبت به عملكرد دولت انتقاد نداشته باشد، بايد بپذيريم كه:
۱ - رويكرد تهديد محور به مردم و منتقدان و عوض كردن جاي شاكي و متشاكي موجب رنجش خاطر همان كساني خواهد شد كه در ديماه امسال به رغم وجود مشكلات فراوان و غيرقابل انكار، در برابر سوءاستفاده دشمنان و عوامل داخلي آنان به ميدان آمدند و از اصل نظام دفاع جانانه و بالاخره با خلق ۲۲ بهمن تماشايي امسال دشمنان را مأيوس كردند و در عين حال به مسئولان و دولتمردان نيز براي جزم نمودن عزم خود جهت رفع و دفع مشكلات مردم تذكر جدي دادند.
۲ - يكي از ظالمانهترين نگاهها در پيگيري مشكلات مردم اين است كه جوانان برومند و سرمايهها و فرصتهاي اصلي ايران براي تحقق اهداف بلند كشور را تهديد و مشكلساز ببينيم. مردم بهعنوان صاحبان اصلي كشور و انقلاب نهتنها مشكلساز و مشكلآفرين نيستند، بلكه دل بريدن از غرب و اعتماد به مردم و سپردن امور به جوانان حلال واقعي مشكلات كشور است.
۳ - اينكه جناب آقاي روحاني «دولتش را عِدل نظام معرفي»، «لباس مخالفت با دولت و نظام بر قامت منتقدان پوشانده»، «انگ نقد انتخاباتي به منتقدان زده» و به اينترتيب دهان منتقدان و مردم را به اتهام مخالفت با نظام ببندد نيز از بداخلاقيهاي مديريتي و رجوع به مديريت غيرمقاومتي و توجيه محور است. مديريت مقاومتي به ما ميآموزد كه: منتقدان «مخالف دولت نيستند»، «تهديد دولت نيستند»، «مشكلساز و مشكلآفرين نيستند» بلكه «سرمايههاي ارزشمند نظام»، «دلسوزان نظام»، «پشتوانه دولت در برابر بيگانگان و دشمنان» و «تكيهگاه واقعي دولت» هستند.