انقلابها و شورشهای به پا شده در کشورهای عربی در ابتدای امر خود را اینگونه نشان ندادند کهفقط به قطبنمای آزادی مشغول و سرگرم هستند. نام فلسطین در شعارها یا گفتمان سیاسیهمواره به شکلی غیرمستقیم و خیلی آرام بر زبانها جاری میگردید. تا اینکه فلسطینیها متوجه شدند که از اشغالگری خود غافل و به دیگر اشغالگریها توجه و اهتمام می ورزند. و با آزاد شدن سرزمینهای عربی رژیم اشغالگر اسرائیل و امپریالیسم جهانی هم در هم خواهد شکست. و بدین ترتیب بود که فعالان موسیقی فلسطینی با دیگر مردمان کشورهای عربی در آماده ساختن این راه سهیم و شریک شدند.
در موقع نوشتن این مقاله به ترانههای گروه موسیقی "دیوان عکی" گوش میکردم. یک گروه موسیقی که در آغاز دهه نود تأسیس گردید و مجموعهای از ترانههای ضبط شده در طی کنسرت برگزار شده در عکا به سال 1995را انتشار نمود. اعضای این گروه موسیقی در آن موقع از افرادی همچون عبدو متى، خير فودة، إبراهيم قدورة، ميسرة مصري، أحمد طاهر وغناء سحر فودةتشکیل میشدند. و همه اینان جوانان فعال و باانگیزهای بودند که به دنبال تحول و نوآوری درموسیقی کشورشان ترانههای خوبی را تولید و اجرا کردند. اما هیچ وقت نتوانستند به صورت یک گروه ارکستر ظهور پیدا کنند. البته خوشبختانه این ترانهها ضبط شدند تا افرادی که در آن سالها حضور نداشتند بعدها بتوانند با این سرودهها و ترانههاآشنا شوند و راه آنها را ادامه دهند. از جمله ترانههای موفق آن دوره و آن گروه میتوان به ترانههای «فاطمه»، «برهوم»، «کلن حرامية» و «عبدالله بیاع الکاز» اشاره کرد که همه اینها در ژانر هنر مقاومت و هنر متعهد گنجانده میشوند. منظور از هنر متعهد اینجا هنری است که به لحاظ کلمات و سیاق و آهنگ با انسان و خاک و میراث تاریخی و هویتی شهر عکا انس داشته باشد و برای آینده این منطقه دل بسوزاند.
گروههای موسیقی بسیاری با این ویژگی که بتوان آنها را در دایره موسیقی متعهد قرار داد در فلسطین و به خصوص شهر عکا در دو دهه اخیر ظهور پیدا کردند و توانستند نقش بسزایی در بازسازی هویت اسلامی و عربی مردمان فلسطین ایفا کنند. این گروههای موسیقی همچون شناسنامه یا گذرنامه فلسطین هستند که ترانههای آنان مانند یک کتاب عمل کرده و داستان فلسطین و هویت و خاک غارت شده آن و غربت مردمان آن را به جهان معرفی میکنند. در دهه نود که چنین گروههایی شکل گرفتند، شبکههای اجتماعی مجازی به شکل امروزی فعال نبودند ولی با این وجود این موج موسیقی با طرفداران و هواداران بسیاری از فلسطین و دیگر کشورهای عربی و غیرعربی مواجه شد و فایل آهنگهای آنان دست به دست میچرخید.
از جمله این گروههای موسیقی و مشهورترینشان می توان به گروه"صابرین" اشاره کرد که در سال 1982 میلادی تأسیس و تا به امروز یک مدرسه موسیقی و آواز به حساب میآید.ونیز گروه موسیقی "الشاطئ" به عنوان گروهی متعلق به موسیقی راک که در سال 1989 میلادی در حیفا تأسیس شد و بیشتر در سطح کشور فلسطین به شهرت و شناختی قابل توجهدست یافت و پس از گسترش شبکههای اینترنتی نقش عمدهای در رساندن این موسیقی به جهان داشته است.ولی فعالترین اینها که بیشترین نقش را در معرفی موسیقی متعهد و انقلابی فلسطین به خارج از مرزها داشت، گروه موسیقی "أغانی العاشقین"است که در سال 1977 میلادی در دمشق تاسیس شد و در زمره گروههای موسیقی به شمار میآید که به طور مستقیم و بیپروا ترانههایی را راجع به مقاطع مختلف انقلاب فلسطینیها سروده است.
علاوهبر گروههای موسیقی نامبرده در بالا میتوان گفت"موسیقی متعهد"را هر شخص یا گروهی با تکیه بر ترانههای قدیمی و ملی فلسطین و استفاده از اشعار حماسی ادامه میدهد و این نیاز به یک گروه حرفهای موسیقی نیست.
بدون شک فضای موسیقی در کشور فلسطین علی رغم عدم حضور شرکتهای فلسطینی خارج از کشور به دلیل تحریمهای اسرائیلی و عدم سرمایهگذاری صندوقهای حمایتی و یارانهای و بیتوجی شرکتهای جهانی فعال در عرصه هنر و موسیقی و صرفا متکی بر سرمایههای خودجوش مردمی، به لحاظ کمی و کیفی بسیار فعال و رضایتبخش بوده و این مساله آینهای از فضای واقعی مقطع کنونی فلسطین را پیش روی ما نشان میدهد که میتوان آن را دوره گذار نامید. دورهای که موسیقی روایتگر داستانی از زندگی اجتماعی مردم با تمام مشکلات و حواشی آن است.
اما به تازگی و با گسترش شبکههای اجتماعی مجازی و دیگر امکانات اینترنتی نشر موسیقی که اجازه نشر تک ترانهها را نیز داده است، فعالان موسیقی متعهد فلسطینی و گروههای مختلف اقدام به تولید کلیپهای تصویری کوتاه و کمحجم و انتشار گسترده آن در شبکههای اجتماعی کردند. البته این روش درست است که سود مادی گروهها را کم میکند و با مشکلاتی همچون سرقت ادبی و هنری و رونوشت از اثر مواجه میشود، اما اثربخشی آن را چند برابر کرده است.
در آغاز انقلابهای اخیر عربی و خروش مردمی که از کشور تونس در تاریخ 17 دسامبر 2010 آغاز شد، موجی از موسیقی اعتراضی و انقلابی بوجود آمد که ابتدا ناهماهنگیهایی بین گروههای کشورهای مختلف در سبک و آهنگ و متن و لهجه وجود داشت اما رفته رفته شاهد تولید آثار فاخری شدیم که در ژانر «ترانههای انقلابی» تعریف میشدند و بر عمومیت و جهانشمولی آنها افزوده میشد. خوانندگان فلسطینی که برای تونس و یا با لهجه مصری و فلسطینی برای انقلاب مصر میخواندند که از جمله آنها ترانه «نسیم آزادی» با آهنگسازی کاملیا جبران و شعر سید حجاب و اجرای گروه موسیقی صابرین بود که با لهجه مصری اجرا شد. در این ترانه آمده است: "میخواهم برای نسیم آزادیو رویای پاکی که در دلهازیسته و پابرجاست و برای گل سرخ خیسی که شکفته شده و برای دنیایی که با آن به خوبی زندگی نکردهایم، ترانهای بسرایم".
بنابراین دایره تعریف موسیقی متعهد فلسطینی در بهار عربی گسترش یافت و دغدغه آن دیگر نه فقط فلسطین بلکه دولتهای عربی مظلوم و انقلابی گردید. این حرکت تداعی کننده ترانههای زوج انقلابی مصر یعنی شیخ امام و احمد فؤاد نجم است که در نیم قرن اخیر دهها ترانه برای اعلام همبستگی با مردم فلسطین سرودند و اجرا کردند. گروههای فلسطینی جدید نیز هم در آهنگ و هم در مضمون، از آن زوج مصری بسیار الگو گرفتهاند. در این میان میتوان به پوسترهای طراحی شده توسط حافظ عمر هنرمند فلسطینی اشاره کرد که به صورت گسترده در شبکههای مجازی منتشر شده و حامل شعارها و شعرهای انقلابی و اعتراضی و ضددیکتاتوری و ضداسرائیلی است که بیشتر برگرفته از اشعار احمد فواد نجم و ترانههای شیخ امام است. مانند: "دانش آموزان بازگشتند" ، وترانه بزم " ای محبوبم ای مصر " همراه با تصاویری از انقلاب مردمی کشور مصر.
بعد از فرار بن علی رئیس جمهور سابق کشور تونس و شکلگیری انقلابهای مردمی، گروههای موسیقی فلسطینی تصمیم گرفتند نقش معکوسی را بازی کنند که به نوعی جبران تمام زحمات فعالان موسیقی انقلابی و اعتراضی حامی فلسطین در مصر و تونس در نیم قرن اخیر بود. آنها احساس کردند که اینک نوبت نقشآفرینی شهروند فلسطینی است که با همکیشان و برادران خود در دو کشور تونس و مصر و از طریق سرودن ترانههایی با موضوع بهار عربی با مردم انقلابی آنها اعلام همبستگی کند. از بین ترانههای فلسطینی سروده شده برای بهار عربی میتوان به ترانه "ای مصری به پاخیز و قیام کن"سروده حیفاوی علاء عزام اشاره کرد که کلمات و موسیقی و آهنگسازی و اجرای ترانه را خود او انجام داده است.ولی ضبط و تولید موسیقی این اثر توسط برونو کروز انجام شد.
علاوه بر ترانه نامبرده، مجد کیال کارگردانی تولید ترانه دیگری را برعهده داشت که پیش از این در سال 2006 توسط جمال عبده با نام "آواز و ترانه مصری فلسطینی" سروده شده بود. این ترانه توسط خضر شاما آهنگساز فلسطینی مجددا آهنگسازی شد و توسط گروه موسیقی فلسطینی "حق" در سال 2011 اجرا گردید.
ولی از میان بیشترین ترانههایی که به طور گسترده در روزهای انقلاب مردمی مصر و تونس در سطح کشور فلسطین و کشورهای عربی مورد توجه قرار گرفت، ترانه ای با عنوان "انقلاب سبز" بود که یادآور انقلاب زیتون فلسطین است. در این کار تعداد بسیاری از نوازندگان و خوانندگان فلسطینی و سوری از مناطق اشغالی جولان، همچون عدی کریم، میساء ضو، میساء سبیب، تریز سلیمان، عاید فضل، حسن نخله، شادی عویدان، رامی نخله، سامی مطر و برونو کروز در اجرای این ترانه حضور داشتند. کار تولید و ضبط ترانه انقلاب سبز سه شبانهروز متوالی طول کشید و در تاریخ بیست و پنجم ژانویه 2011 میلادی در قالب یک ویدیوی تصویری به همراهی تصاویر روزهای نخستین انقلاب مردمی تونس منتشر گردید. یک ماه بعد در پانزدهم فوریه ویدیوی این ترانه با سرمایهگذاری شخصی در شهر حیفا و با کارگردانی ایلی رزق، عاید فضل و سهیل نفار تصویر برداری شد و در معرض دید همگان قرار گرفت.
در یک دهه اخیر، موسیقی در کشور فلسطین با گذار از دوران آزمون و خطا و تجربه روزهای سخت، توانسته است وارد مرحله جدیدی از موسیقی حرفهای و جهانی شود و با افراد خارج از مرزهای خود ارتباط معنایی و فنی برقرار کند. این ارتباط و همبستگی در ضمن نواهای موسیقی است که ماهیت و چیستی "اندوه و رویا و آرزوی یکسان" این منطقه را درک میکند. وچه بسا این منطقه مورد نظر یعنی فلسطین،نخستین ایستگاهی بود که قابلیت حرکت برای ساختار شکنی و عبور از مرزها و موانعی که میان کشورهای منطقه تحمیل شده است را داشت. و البته شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نیز به این حرکت جسورانه و بیپروا کمک بسیاری کرد تا اینکه با شکلگیری انقلابهای مردمی کشورهای عربی، این موسیقی به درجه پختگی و کمال خود رسید.
شاید این ارتباط در واقعیت و بر روی سکوها و ستونهایواقعی ادامه یابد و ثمرهاش هم همکاریهای مشترک موسیقی میان تابعیتهای مختلف عربی است. و همینطور انقلاب و خروش موسیقی ولی نه بر خود آن بلکه بر مرزهای جغرافیایی و زبانی و فکری منطقه.