
چه کسي تصور ميکرد در نخستين فصل حضورش در بارساي دردسرزده چنين رؤيايي پرواز و طرفداران را به تکرار موفقيتهاي پپ و انريکه اميدوار کند، به فتح سه جام با والورده، اما آيا بارسا توان مقاومت برابر شلاقهاي سخت را دارد؟ بارسا برابر اسپانيول تا مرز شکست پيش رفت، تيمي که نوار شکستناپذيري اين تيم را بعد از 29 بازي در جام حذفي پاره کرد. بارسا و والورده رکورد جديدي ثبت کردند. 22 بازي بيشکست در ليگ و صدرنشيني با فاصله 9 امتيازي با اتلتيکو تيم دوم جدول، 18 امتيازي با والنسيا و 19 امتيازي با رئال! اين شايد ليگ را دست نيافتني کند، اما جام حذفي و ليگ قهرمانان چطور؟ خط مياني بارسا متنوعتر شده و کوتينيو به صف مردان والورده اضافه شده است. بارسا در 22 بازي 60 گل زده، 27 گل بيشتر از اتلتيکو. سه تفنگدار کاتالانها 44 بار دروازهها را به آتش کشيدهاند؛ مسي 20، سوارز 16 و پائولينيوی تازهوارد هشت بار، اما اين يعني هيچ بازيکن ديگري بيش از دو گل نزده که اين بهاي سنگين مصدوميت مسي و سوارز را هشدار ميدهد. در کنار اينها، تعداد فزاينده ديدارهاي طاقتفرساي آغاز نيمفصل دوم هم هست. زمان انريکه بارسا هر سه روز يک بازي داشت که منجر به شکست برابر ياران سيمئونه شد که در آن دوره سه بازي کمتر انجام داده و سريعتر بازي کرده بودند و از ليگ قهرمانان حذف شدند! بارسا فصل پيش هم در همين دوره به بند کشيده شد. انجام 12 بازي پرتنش طي 34 روز، يعني کمي کمتر از يک بازي در هر سه روز (مسي در آن روزها جز 27 دقيقه در همه دقايق در ميدان جان کند و بارسا در کورس قهرماني ليگ باقي ماند.) شکست 4 بر صفر برابر پاريسنژرمن، باخت 2 بر يك برابر دپورتيولاکرونيا و 2 بر صفر برابر مالاگا در ليگ و 3 بر صفر مقابل يوونتوس در ليگ قهرمانان و سردرگمي در نيوکمپ برابر بانوي پير که چهار بازي کمتر انجام داده بود، بازیهای دشوار بارسا در آن مقطع بود. در چنين قابي والورده در اين برهه با بحران مدافع مياني، تساوي برابر اسپانيول آميخته به مصدوميت گلزن بارسا هم مواجه شده بود، آنهم در حاليکه نبرد با والنسيا در جام حذفي، ختافه در ليگ و چلسي در ليگ قهرمانان پيشرو است. فوريه تبزده تازه آغاز شده و همه تيمها شلاقهايشان را براي بارسلونا از نيام بيرون کشيدهاند.