
«قرار است رئيسجمهور امريكا روز دوشنبه با ديپلماتهاي شوراي امنيت سازمان ملل ديدار كند، اين ملاقات بخشي از تلاشهاي دولت امريكا براي به راه انداختن ائتلافي بينالمللي عليه ايران است» اين بخشي از گزارش روز گذشته رسانه امريكايي رويترز است كه نشان ميدهد امريكاييها بيش از گذشته پروژه ايرانهراسي را دنبال كردهاند و برخلاف ادعاهاي ابراز شده در داخل كشور، برجام نه تنها سهمي در كاهش ايرانهراسي نداشته بلكه عاملي براي تشديد ايرانهراسي نيز شده است.
درشرايطي «خاتمه ايرانهراسي» يكي از دستاوردهاي توافق هستهاي عنوان ميشود كه ادبيات بهكارگرفته شده توسط مقامات غربي در دوران پسا برجام بهخوبي نشان ميدهد برجام عاملي براي تشديد فشارها به ايران در عرصه بينالمللي و تقويت پروژه ايرانهراسي شده است. تكرار عباراتي مانند «مخالفت ايران با صلح و ثبات منطقهاي»، « تهاجمي بودن فناوريهاي دفاعي ايران»، «حمايت ايران از تروريسم»، «نقض حقوق بشر در ايران»، «دخالت ايران در امور كشورها»، «تروريست معرفي كردن ايران»، «معرفي ايران بهعنوان محور و كانون شرارت در جهان»، «غيرصلحآميز معرفي كردن پيشرفتهاي هستهاي ايران»، «القاي خطر فناوري موشكي ايران براي اروپا»و«ايران به دنبال استيلا بر كشورهاي منطقه است»دقيقاً با همين هدف مورد توجه قرار گرفته است.
به كارگيري ادبياتی نظير «مردم جهان درپي مذاكرات موفق هستهاي دريافتند كه ايرانهراسي واقعيت ندارد و مردم ايران مردمي صلحدوست و صلحخواه هستند... جمهوري اسلامي به هيچ كشوري چشم طمع نداشته و در امور داخلي هيچ يك از آنها دخالت نكرده و نخواهد كرد» يا «پيش از روي كار آمدن دولت يازدهم، دشمنان تلاش ميكردند تا ايرانهراسي را ايجاد كنند... برجام پروژه ايرانهراسي را شكست» بارها توسط مقامات ارشد دولت تدبير و اميد تكرار شده است آن هم در شرايطي كه واقعيت موجود در صحنه بينالمللي موضوع ديگري را نشان ميدهد.
يكي از دستاوردهاي ذهني توافق هستهاي كه توسط مذاكرهكنندگان ارشد كشورمان حين مذاكرات هستهاي ايران و1+5 عنوان و از آن به عنوان عاملي براي برداشته شدن فشارهاي بينالمللي عليه كشورمان ياد ميشد«خنثيسازي ايرانهراسي» بود؛ پروژهاي كه قدمت آن به روزهاي نخستين شكلگيري انقلاب اسلامي است و در تمام40 سال گذشته غرب تلاش كرده است به بهانههاي مختلف ايران را عامل تهديدي براي صلح جامعه جهاني عنوان كند. لازمه پيشبرد سياستي به نام ايرانهراسي آن بوده كه ساير كشورها نيز به ائتلاف جهاني عليه ايران بپیوندند و از اعمال سياستهاي ضدايراني اعلام حمايت كنند.
امروز هر چه از روز امضاي برجام فاصله ميگيريم به وضوح ميبينيم كه نه تنها ائتلاف شكل گرفته عليه ايران جهت معرفي كردن كشورمان به عنوان تهديدي براي امنيت بينالمللي تضعيف نشده بلكه بهانههاي جديدي براي تقويت آن نيز ايجاد شده كه مهمترين آن تعهداتي است كه ايران در برجام و قطعنامه 2231 به طرفهاي غربي داده است. تعهدات داده شده توسط ايران به كشورهاي غربي ذيل توافق هستهاي منجر به آن شده كه به صورت متوسط هفتهاي يك بار از طرف مقامات ارشد كشورهایي نظير امريكا، فرانسه، آلمان و انگليس، ايران به عنوان عامل ناامني در منطقه غرب آسيا معرفي شود.
رويترز: هدف امريكا تقويت ايرانهراسي است
رويترز درباره استمرار پروژه ايرانهراسي در گزارش خود مينويسد: «امريكا به دنبال تشديد فشار بر ايران و تمركز بر پرونده اين كشور در ديدار اعضاي سازمان ملل از واشنگتن است. ايالات متحده قصد دارد اقدامات خود عليه ايران در سازمان ملل را تقويت كند و اين اتفاق در زماني خواهد افتاد كه نمايندگان اعضاي شوراي امنيت روز دوشنبه از واشنگتن ديدار كنند. قرار است در اين ديدار قطعاتي از تسليحاتي كه «نيكي هيلي» سفير امريكا در سازمان ملل گفته توسط تهران به گروه حوثيهاي يمن داده شده، در معرض ديد اعضاي شوراي امنيت قرار گيرد.»
ايجاد هراس در بين كشورها نسبت به ايران تنها مختص به دولت ترامپ نيست و پيش از اين نيز در تمام دولتهاي امريكا يك اولويت به شمار آمده است، به عنوان نمونه دولت باراك اوباما با تمركز بر ايرانهراسي توانست130ميليارد دلار جنگنده و سلاحهاي جديد به كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس بفروشد و موازي با آن تلاش داشت از طريق راه حل سياسي رفتار ايران را كنترل كند.
چندي پيش روزنامه رأي اليوم نيز نوشت كه دونالد ترامپ طرح ايجاد محوري «عربي ـ اسرائيلي» را مطرح كرده است كه در واقع اعلام جنگ عليه ايران نيست بلكه هدف واقعي آن به كارگيري ايرانهراسي براي عاديسازي روابط عربها با دولت اشغالگر اسرائيل است.
ذوقزدگي از پايان خيالي « ايرانهراسي»
همسان با برخی سياستمداران ارشد دولت، رسانهها و شخصيتهاي طيف غربباور داخلي نيز بارها از دستاوردهاي غيرملموس توافق هستهاي سخن به ميان آوردهاند، به عنوان نمونه روزنامههاي زنجيرهاي بارها برجام را عامل كاهش تهديدات و دشمني غرب با جامعه ايران عنوان و تأكيد کردهاند چنانچه ايران رويه دشمني خود با غرب را خاتمه دهد، غرب نيز از اهرم فشار و تهديد دست برمیدارد و در مسير ايرانهراسي گام برنخواهد داشت، به عنوان نمونه روزنامه شرق در آذر1396 مينويسد: «پايانبخشيدن به ايرانهراسي در صحنه بينالمللي و آغاز دوره جديد از تعامل جهاني، از جمله مهمترين دستاوردهاي برجام است كه بايد آن را پاس داشت و از هر اقدامي كه روابط ايران با جهان را به دوره قبل از برجام برگرداند، پرهيز كرد.»
در حالي اين روزنامه همانند بسياري از عناصر خوشبين به غرب چنين مسئلهاي را عنوان ميكند كه در سال 96 و دو سال بعد از برجام كشورهاي اروپايي به صورت ويژه پروژه ايرانهراسي را دنبال ميكنند، به عنوان نمونه امانوئل ماكرون رئيسجمهور فرانسه در شهريور۹۶ عنوان ميكند: با توجه به تحولات وضعيت منطقه و فشار فزايندهاي كه ايران به منطقه وارد ميكند و با توجه به فعاليت رو به گسترش ايران در زمينه موشكهاي بالستيك، بايد براي محدود كردن فعاليت موشكي ايران و تمديد محدوديتهاي برجام بر غنيسازي ايران براي دوران پس از سال۲۰۲۵، با اين كشور گفتوگو كرد» يا آنگلا مركل صدراعظم آلمان و ترزا مي نخستوزير انگليس در گفتوگوي تلفني در مهر۹۶ تأكيد ميكنند: «لازم است جامعه جهاني براي مقابله با فعاليتهاي منطقهاي بيثباتكننده ايران و بررسي روشهاي رفع نگرانيها درباره برنامه موشكي ايران همراه شود.»
ايرانهراسي در صدر راهبرد امنيت ملي امريكا
ايرانهراسي در راهبرد امنيتي جديد امريكا نيز بخش قابل توجهي را به خود اختصاص داده است، به طوري كه در بخش«اقدامات داراي اولويت»و زيربخش«ارتقاي توان پدافند موشكي» ميآيد: «ايالات متحده در حال استقرار يك سامانه دفاع موشكي چند لايه با تمركز بر ايران و كره شمالي است تا بتوانيم از ميهنمان در برابر حملات موشكي دفاع كنيم. رژيم ايران در حال ساخت موشكهاي بالستيك توانمندتر است و قابليت ازسرگيري كار خود بر تسليحات هستهاي را دارد؛ تسليحاتي كه ميتواند ايالات متحده و شركاي ما را تهديد كند.»
در بخش ديگري از اين سند، بار ديگر دونالد ترامپ از ايران نام برده و ضمن«اصليترين حامي تروريسم دولتي» خواندن كشورمان، ايران را به بهرهگيري از بيثباتي خاورميانه براي بسط نفوذ خود و اقدام به حمله سايبري عليه منافع امريكا متهم كرده است.
اينكه تصور شود امضاي يك توافق بين ايران و امريكا ميتواند دشمنيها را كاهش يا نخستين گام براي تعديل دشمنيها عليه ايران باشد، اندك تطابقي با واقعيت ندارد و خود زمينهای براي تشديد دشمنيها عليه جامعه ايراني خواهد شد، كمااينكه برجام عاملي براي تشديد ايرانهراسي شده كه آخرين مصداق آن رايزني ترامپ با اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل است.