کد خبر: 889683
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
مشاجره دو پسر عموي افغان در محله زمزم تهران با قتل يكي از آنها پايان يافت.
به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز جمعه، 15 دي‌ماه مأموران كلانتري 161 ابوذر قتل مردي افغان را به قاضي نقدي‌نژاد، بازپرس ويژه قتل خبر دادند. با حضور بازپرس و كارآگاهان اداره مبارزه با موادمخدر و پليس‌آگاهي در محل معلوم شد كه مردي 23‌ساله به نام اسماعيل كه تبعه افغان بود با ضربه چاقوي پسرعمويش كه مردي 24‌ساله به نام عليرضا بود كشته شده است. 
در تحقيقات ميداني معلوم شد كه عليرضا و اسماعيل هر دو كارگر يك شركت خدماتي بودند تا اينكه از دو هفته قبل به خاطر موضوع كاري با هم اختلاف پيدا مي‌كنند. در اين مدت سر همان موضوع با هم مشاجره داشتند تا اينكه روز جمعه اسماعيل به در خانه عليرضا مي‌آيد و شروع به مشاجره مي‌كند. وقتي مشاجره بالا مي‌گيرد عليرضا به داخل خانه مي‌رود و لحظاتي بعد در حالي كه چاقويي در دست دارد باز مي‌گردد و با چاقو ضربه‌اي به اسماعيل مي‌زند كه كشته مي‌شود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني كارآگاهان موفق شدند عليرضا را بازداشت كنند. 
سرهنگ كارآگاه حميد مكرم، معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: تحقيقات بيشتر از متهم در اداره دهم پليس آگاهي تهران جريان دارد. 

گفت‌وگو با متهم 
خودت را معرفي كن‌؟  
عليرضا هستم 23 ساله اهل افغانستان. 
در ايران به چه كاري مشغول بودي‌؟  
كارگر شركت كابل برق هستم. 
چه شد كه پسر عمويت را به قتل رساندي‌؟
من قصد قتل او را نداشتم. فقط مي‌خواستم او را بترسانم كه چاقو به بدنش اصابت كرد. فكر نمي‌كردم به قتل برسد. 
براي چه درگير شديد‌؟  
او هميشه پشت‌سر من و خانواده‌ام بدگويي مي‌كرد. ‏بارها به او تذكر داده بودم، اما گوشش بدهكار نبود. او هر وقت به افغانستان مي‌رفت از خانواده ما و به خصوص از من بد مي‌گفت و ادعا مي‌كرد من فرهنگم را تغيير داده‌ام. بدگويي و دروغگويي او آنقدر ادامه داشت كه وقتي ما به افغانستان مي‌رفتيم بستگان به چشم ديگري به ما نگاه مي‌كردند. 
قبل از اين با هم درگيري نداشتيد‌؟  
همين موضوع باعث اختلاف ما شده بود و مقتول چندين بار برايم پيغام فرستاد تا او را در پارك يا محل زندگي‌اش ملاقات كنم، اما من هيچ‌گاه به محل قرار نرفتم. مي‌دانستم اگر يكديگر را ببينيم حتماً اتفاقي خواهد افتاد و از طرفي هم بستگان و دوستانم از من خواسته بودن به ديدن او نروم. آنها به من گفتند كه مقتول قصد درگيري با من دارد. چند روز قبل دوباره با من تماس گرفت و گفت براي حرف زدن به پارك بروم، اما من نرفتم تا اينكه روز حادثه به جلو در خانه ما آمد و اين اتفاق افتاد. 
درباره روز حادثه توضيح بده‌؟
آن روز مقتول همراه دو نفر از دوستانش به جلوی در خانه ما آمد. دوستانش داخل خودروي پرايد بودند وخودش زنگ خانه ما را به صدا در آورد. پدرم به من گفت اسماعيل است و از من خواست به در خانه نروم، اما من از ترس چاقويي از آشپزخانه برداشتم و به در خانه رفتم. وقتي به هم رسيديم يقه يكديگر را گرفتيم و من براي ترساندش چاقو را به سويش پرتاب كردم كه به او اصابت كرد. 
بعد چه شد‌؟
او خونين روي زمين افتاد و دوستانش او را به بيمارستان رساندند. من از ترس دو روز به محل كارم نرفتم و اصلاً فكر نمي‌كردم به قتل برسد تا اينكه مرا به جرم قتل دستگير كردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار