
پرونده جنجالي ستايش، دختربچه ششساله افغان سرانجام با اعدام عامل جنايت كه صبح روز پنجشنبه در زندان رجايي شهر كرج اجرا شد بسته شد.
مجتبي فرحبخش، وكيل اميرحسين، قاتل ستايش در توضيح روز اجراي حكم به خبرنگار ما گفت: «با تماس مسئولان زندان رجاييشهر كرج، خانواده اميرحسين يك روز قبل از اجراي حكم، براي آخرين ملاقات در زندان حاضر شدند. هر چند براي جلب رضايت تلاش كرديم، اما روز پنجشنبه چهاردهم ديماه، حكم قصاص درحاليكه موكلم 18سال تمام داشت اجرا شد.» وي ادامه داد: «پس از اعلام روز اجراي حكم، طبق هماهنگي با مقامات قضايي و كسب اجازه از آنها رأس ساعت4 بامداد همراه پدر و مادر اميرحسين در زندان حاضر شدم تا شايد با درخواست از اوليايدم بتوانيم رضايت آنها را جلب كنيم، اما بيفايده بود و حكم حوالي ساعت7 الي7 و نيم صبح پنجشنبه با حضور قاضي شيردل، درمحوطه زندان رجاييشهر به مرحله اجرا درآمد. زمان اجراي حكم پدر و مادر اميرحسين، همراه خواهرانش و دو تن از بستگان، همچنين پدر ستايش و تعدادي از بستگان وي حاضر بودند، اما مادر ستايش غايب بود. قبل از اجراي حكم خانوادهها از محوطه زندان خارج شدند و پس از بيقراري و شيون از سوي مادر و خواهران اميرحسين حكم اجرا شد. ساعتي بعد از آن بود كه پدر اميرحسين جسد پسرش را از مسئولان زندان تحويل گرفت و قرار شد در شهرستان خيرآباد ورامين دفن شود.»
واكنش پدر ستايش به اعدام قاتل
پدر ستايش هم پس از اعدام قاتل دخترش، نامهاي خطاب به مردم ايران و مهاجران افغانستاني ساكن ايران منتشر كرد. در متن نامه آمده است: « قاتل دختر عزيزم ستايش، قصاص شد، برطبق قوانين ايران، كشوري كه بيشتر عمر من و فرزندانم در آن گذشته تقريباً يكسال و 10 ماه است كه از آن اتفاق ميگذرد و هر روز براي ما سخت گذشتهاست. امروز كه حكم قصاص قاتل ستايش عزيزم اجرا شد، براي ما مايۀ خوشحالي نبود. چون امروز خانواده ديگري، مثل ما، فرزندش را از دست داد. فرزندان ما، هر چه باشند و هر كاري كه كرده باشند، حاصل عمر و زندگي ما هستند و دوستشان داريم. ستايش ما به ناحق از ميان ما رفت، ولي قاتل او هم فرزند خانوادهاي مثل خانواده ما بود. درست است كه قصاص حق است و بايد تسليم خواست خدا و قانون بود، ولي به هر حال خانوادهاي از برادران ايرانيام، امروز در غم فرزند نشسته است. قصاص درخواست من و خانواده من بود تا مرهمي باشد بر زخم از دست دادن دختر كوچكم و براي ما افغانستانيهاي ساكن ايران، اجراي عدالت آرزوي بزرگي است. تمام عمر در ميان برادران ايرانيمان با آرامش زندگي كردهايم و براي خود اعتبار و آبرو خريدهايم. مردم محله ما در ورامين به ما احترام ميگذارند، چون چيزي جزء زحمت صادقانه از ما نديدهاند و سعي كردهايم در سرزمين برادران هم دين و هم زبانمان كه با بزرگي ما را پذيرفتهاند، نان حلال براي خانوادهمان ببريم. اين قصاص، براي من و خانوادهام و براي ستايش عزيزم و البته براي كل ملت ايران و مهاجران افغانستاني، آرامش و عزت به همراه خواهد آورد. از همه وطنداران افغانستاني و برادران ايرانيام كه ما را در اين غم همراهي كردند سپاسگزارم. اميدوارم ديگر هيچ وقت و براي هيچ خانوادهاي، چنين روزهاي سختي پيش نيايد.»
عصر روز 22 فروردينماه 95
روز يكشنبه، 22 فروردين ماه سال گذشته ستايش از خانهشان در خيرآباد ورامين خارج شد و قدم به خانه همسايه گذاشت. جايي كه لحظاتي بعد از آن، يكي از هولناكترين پروندههاي جنايي سال در آن جا رقم خورد. اميرحسين، پسر 17ساله وقتي خودش را با ستايش تنها ديد، فكري شيطاني از ذهنش عبور كرد. ستايش را به بهانهاي به اتاق خود كشاند و آن حادثه هولناك اتفاق افتاد. انتشار خبر و دست به دست شدن آن در شبكههاي اجتماعي، خشم عمومي جامعه و واكنشهاي جهاني را هم به همراه داشت. اميرحسين بعد از بازداشت به كانون اصلاح و تربيت تهران فرستاده شد و در جريان همه مراحل بازجويي به تعرض به دخترك خردسال، قتل و سوزاندن جسد وي با اسيد اعتراف كرد.
نماي نزديك
اميرحسين، متولد 25 آذرماه سال78، در تحقيقات گفت كه از 14سالگي مشروبات الكلي مصرف ميكرد. او از 14سالگي رابطه جنسي كامل با زني كه سالها از خودش بزرگتر بود، داشته است. اميرحسين همچنين گفت كه يكي از تفريحات او دانلود و ديدن فيلمهاي غيراخلاقي بوده است. او ساعتي قبل از ارتكاب جنايت در مدرسه از گوشي تلفن همراه همكلاسي خود هم اين فيلمها را ديده بود. متهم در توضيح روز حادثه هم گفت: «ستايش هميشه براي بازي با تبلت خواهرزادهام به خانهمان ميآمد. آن روز هم ساعتي را با خواهرزادهام بازي كرد. وقتي خواهرزادهام از خانهمان رفت ستايش هم رفت، اما ساعتي بعد دوباره به خانهمان برگشت چون فكر ميكرد كه خواهرزادهام به خانهمان برگشته است. آنجا بود كه و سوسهشدم و... .»
در مسير قانون
قوه قضائيه بنا به سنت ديرينه خويش هنگام مواجهه با پروندههاي جنجالي، رسيدگي به پرونده را در اولويت قرار داد تا شايد به اين سبب از خشم عمومي نسبت به رفتار اميرحسين بكاهد. بنابراين بعد از اينكه پزشكي قانوني سلامت رواني اميرحسين را تأييد كرد، پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد، تجاوز به عنف و جنايت بر ميت صادر و براي رسيدگي به شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران ويژه رسيدگي به جرائم اطفال فرستاده شد و متهم 24شهريورماه سال قبل پاي ميز محاكمه ايستاد.
آن روز شوم
اميرحسين در جلسه رسيدگي جزئيات بيشتري از حادثه را توضيح داد. او گفت:«من هر روز بعد از برگشت از مدرسه مشروب مصرف ميكردم. آنروز با دختر مورد علاقهام تماس گرفتم تا ساعتي را همراه او باشم، اما گفت كه برايش خواستگار آمده و ميخواهد با او ازدواج كند. ناراحت شدم. وقتي از مدرسه برگشتم از ناراحتي سراغ شيشه مشروب دستساز رفتم و چهار ليوان خوردم و سياه مست شدم. ساعت13:30 بود كه ستايش مثل خيلي وقتها كه براي بازي با خواهرزادهام به خانهمان ميآمد وارد خانهمان شد.
بعد از دقايقي كه مادر و خواهرم براي خريد از خانه بيرون رفتند، ستايش را تنها ديدم و وسوسه شدم. به بهانهاي او را به طبقه بالا كه كاملاً در اختيار خودم بود، بردم. در اتاق را بستم و در حالي كه مقاومت ميكرد به او تعرض كردم. بعد هم مانع بيرون رفتنش شدم. لحظاتي بعد شنيدم كه مادرش در كوچه به دنبالش ميگردد. از ترس آبروريزي او را به آشپزخانه بردم و به قتل رساندم و جسدش را داخل يك كارتن پنهان كردم. فرداي آن روز به مدرسه رفتم و ماجرا را با همكلاسيام در ميان گذاشتم. او پيشنهاد داد براي از بين بردن جسد از اسيد استفاده كنم. به خانه آمدم و اسيدي كه تهيه كرده بودم را روي جنازه ريختم. براي از بين بردن بوي اسيد، الكل صنعتي و اسپند ريختم، سپس با كبريت آتش زدم. چند ساعت بعد دوستم به منزلمان آمد و جعبه را نشانش دادم. او ترسيد و قرار شد موضوع را به امام جمعه بگويد. بعد از آن بود كه ماجرا را به پدرم گفتم و او مرا به كلانتري برد.»
فرزندان رها شده
قاضي اسلامي يكي از قضات رسيدگي كننده به پرونده در حاشيه جلسه گفت: در بحث جرمشناسي، جامعهشناسي و تحليلهايي كه در مورد اين جرم داشتيم، باورم اين بود كه قمست عمده از وقوع اين جرم به خاطر عدم نظارت يا عدم توجه والدين بود، چه در مورد ستايش كه پدر و مادرش او رها كرده و به خانه همسايه ميفرستادند چه در مورد اميرحسين كه يك طبقه مستقل در اختيار او قرار داده بودند و او هر كاري كه دلش ميخواست، ميكرد. اين موارد مربوط به بحث خانواده و عدم نظارت خانواده است، بعد به بحث حاشيهاي و چراها ميرسيم، چراهايي مانند اينكه چرا مشروب و مواد مخدر در جامعه زياد است؟
مادر متهم: تاوان اشتباهمان را داديم
مادر اميرحسين بعد از جلسه رسيدگي به خبرنگار ما گفت كه صاحب سه دختر و يك پسر كه اميرحسين است. او گفت: «آن روز با دخترم براي خريد خانه را ترك كردم. به ستايش هم گفتم برود خانهشان. ولي اشتباه كردم بايد خودم او را ميبردم و تحويل مادرش ميدادم. من از كارهاي اميرحسين خبر نداشتم و نميدانستم كه چه ميكند. اشتباه كردم و تاوان سختي هم پس دادم.» قاضي بعد از ختم جلسه اميرحسين را به خاطر قتل عمد به قصاص، تجاوز به عنف به اعدام و بابت جنايت بر ميت به ديه و 74ضربه شلاق محكوم كرد و اين حكم در شعبه 32ديوان عالي كشور تأييد شد. بعد از انجام تشريفات قانوني اجراي حكم تنفيذ حكم، مرادطلب، دادستان ورامين زمان اجراي حكم را 27مهرماه امسال تعيين كرد و گفت كه اميرحسين به سن 18سال رسيده و ميتوان رأي دادگاه را اجرا كرد. وي گفت: حكم اعدام اميرحسين از طرف قوه قضائيه قابل اجرا تشخيص داده شده و وي به دار مجازات آويخته ميشود. ضمن اينكه خانواده ستايش اجراي حكم اعدام را درخواست كردهاند. شرايط اجراي حكم اما روز موعود فراهم نشد. غلامحسين اسماعيلي، رئيس كل دادگستري استان تهران درباره دليل تعويق حكم گفت: با وجود اعلام قبلي براي اجراي حكم، مشورتي صورت گرفت و به اين نتيجه رسيديم كه اين اقدام به بعد از ماه صفر موكول شود. البته هيچ منع شرعي و قانوني براي اين كار وجود ندارد، اما به اين نظر رسيديم كه اجراي حكم بعد از ماه صفر بهتر است. بعد از آن بود كه روز پنجشنبه زمان اجراي حكم اعلام شد. زماني كه به فرصت ديگري موكول نشد و پرونده اميرحسين در زندان رجايي شهر كرج براي هميشه بسته شد.