یکی از فدراسیون هایی که صنفی هم محسوب می شود فدراسیون ورزش کارگری است که دو علت و مشکل عمده بر سر راه جامعه مخاطب این بخش عظیم از ورزش کشور وجود دارد و همین عوامل باعث رکود و سکون و دو دستگی در سلامت و ورزش این بخش مهم و تاثیر گذار کشور شده است.
فدراسیون نوپای ورزش کارگری از جمله فدراسیونهای خاص در کشور ماست که جنس مدیرانش و رییس فدراسیونش هم باید خاص و از جنس و بدنه ورزش کارگری باشد.
تاکنون و به رغم نوپا بودن چند سرپرست و رییس از سال 90 تا به امروز به این فدراسیون آمده و رفته اند. از مصطفی کارخانه که چند هفته ایی بیشتر مهمان نبود تا علی میرزاخانی که سرپرستی و ریاست فدراسیون را گرفت و مهندس حسین زادگان که فدراسیون را به شکوفایی رساند ولی رفت و شد فرماندار ساری تا سید امیر حسینی فقط یک نفر از این مجموعه از خانواده کارگران بوده و اتفاقا کمترین اصطکاک را هم در دوره همین فرد بین فدراسیون و اداره کل ورزش کارگری شاهد بوده ایم.
آنهم زمانی بود که علی میرزاخانی رییس فدراسیون بود و چون خود او از بدنه ورزش کارگری بود امور ورزش کارگران بخوبی پیش می رفت.
مشکل از زمانی بوجود آمد که یک معاون ناآشنا با تشکیلات کارگری به وزارت کار آمد و مدت زیادی هم در این وزارت خانه نماند و در همین مدت پای ورود افرادی از جنس غیر کارگری را به فدراسیون باز کرد و سید امیر حسینی را وارد این عرصه کرد.
سیید امیر حسینی دارای کارنامه ای روشن و از مدیران با تجربه و با سابقه ورزش ایران است اما او با نگاهی قهرمانی و حرفه ای وارد این عرصه شد و بدون در نظر گرفتن شرایط و جامعه مخاطب و نیازهای ورزش کارگری درهای فدراسیون را باز کرد و اکنون بیش از 46 رشته و انجمن را در دل فدراسیون کارگری ایجاد کرده است! رشته هایی که نه تنها با کارگران و روح ورزش کارگری سنخیت ندارد بلکه در خود ورزش کشور هم هنوز ناشناخته اند ! و طبیعی است که کارگران و مسئولین ورزش کارگری در سراسر کشور با نوعی شک و تردید به فدراسیون نگاه کنند.
اداره کل ورزش کارگری به عنوان سیاست گذار ورزش کارگری که تمامی منابع و امکانات و ورزشگاهها در اختیار اوست در تمامی استانها نمایندگانی دارد تحت همین عنوان مسئول ورزش کارگری . همین ها ریاست هیات های فدراسیون کارگری را هم بر عهده د ارند.
به طور قانونی آن چیزی که از سوی ادار کل ورزشی وزارت کار به آنها ابلاغ می شود لازم الاجراست و اگر خارج از چارچوب و مقررات کار کنند اولا در محاسبات و امتیازاتی که استانها کسب می کنند این فعالیت های خارج از برنامه محاسبه نخواهد شد و ثانیا اداره کل وزارت کار امکانات خود در استانها را در اختیار رشته ها و مسابقاتی قرار می دهد که مورد تایید خود این اداره کل باشند.
الان مسئولین ورزش کارگری در استانها دچار یک پارادوکس و یک دوگانگی شده اند.
از طرفی اداره کل وزارت ورزش از طریق سیستم دولتی خود به تمامی ادارات کل کار استانها رسما اسامی 9 یا ده رشته ورزشی را که مورد تایید این اداره کل هستند رسما ابلاغ کرده و از مدیران کل کار استنانها خواسته این رشته ها ی قهرمانی دارای امتیازات و ارزشیابی هستند و از طرفی فدراسیون هر روز یک مسابقه و رشته جدید را فراخوان می دهد و استانها به دلایل زیادی از رشته هایی که نوظهور هستند استقبال چندانی نمی کنند اما فدراسیون به هر طریق ممکن و حتی با جمع کردن چند تیم غیر کارگری هم که شده مسابقاتش را با دریافت ورودیه برگزار می کند.
خروجی این دو گانگی ها برای کارگران در حد بسیار پایینی است و به اعتقاد ما نه فدراسیون مقصراست و نه اداره کل.
اداره کل ورزش کارگری برمبنای وظیفه و چارت سازمانی که خود دارد کار می کند و فدراسیون هم بنا بر تصمیمات شخصی سید امیر حسینی که خیلی خود را موظف به حضور در چارچوب های قانونی وزارت کار نمی داند حرکت می کند ولی آنجایی که منابع مالی و یا امکانات و ورزشگاه مورد نیاز است با اهرمهای فشاری که در اختیار دارد از وزارت کار استفاده های لازم را می برد. در حقیقت امکانات و بودجه ها را از وزارت کار می گیرد و مسابقات و اعزامهای خارجی را برای غیر کارگرانجام می دهد و همینکار صدای خیل عظیم ورزشکاران کارگر و مسئولین ورزش کارگری را در آورده است.
در همین حال سازمان بازرسی در نامه ایی که برای وزیر کار ارسال داشته حضور سید امیر حسینی را به دلیل بازنشسته بودن در فدراسیون کارگری غیر قانونی دانسته و خواهان برکناری وی از سوی وزارت کار و وزارت ورزش شده است.
اما چرا این اتفاق نمی افتد؟
ریشه این اتفاق برمی گردد به معاون اجتماعی وزارت کار که مسئولیت این بخش یعنی اداره کل ورزش و فدراسیون کارگری را برعهده دارد.
دکتر صادقی فر آنقدر درگیر مسایل کارگری و ریاست حوزه وزارتی و مدیرکل دفتر وزیر هست که شاید وقتی برای رسیدگی به این امور را ند ارد.
شاید برای همین باشد که هنوز بعد از دوسال فرصت نکرده حکم مدیرکل اداره ورزش کارگران را صادر کند و دکتر جواد رمضی کماکان بعد از دوسال همچنان سرپرست است!
اینها موارد قانونی و داخلی است اما دوتا موضوع را خدمت وزیر کار عرض می کنیم که واقعا برای یک تشکیلات بزرگی مثل وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی که سه وزارتخانه را در هم ادغام کردند تا این وزارت تشکیل شود خوب نیست که یک مساله مثل ورزش کاررگان را به حال خود واگذار کند حال آنکه تمام شور و نشاط کارگران از همین بخش نشات می گیرد:
اول اینکه نامه سازمان بازرسی را وزارت ورزش در همه فدراسیونهایی که رییس بازنشسته داشتند اعمال کرده و برمبنای همین نامه افراد سرشناس و بزرگی مثل احمد ناطق نوری و محمود مشحون و محمدرضا مقصودلو و...استعفا دادند و رفتند. سید امیر حسینی هم مشمول همین قانون است و باید استعفا بدهد و گرنه ممکن است در یک گلوگاهی جلو فدراسیون و فعالیت های آن را بگیرند. گفته می شود وزارت ورزش منوط به نظر وزیر کار کرده چرا که آنها بقدری با فدراسیونهای قهرمانی درگیر هستند که دنبال دردسری جدید نمی گردند.
دوم که خیلی هم مهمتر است چه امیر حسینی بازنشسته باشد و برود و چه نرود رییس فدراسیون کارگری باید از جنس خود کارگران و از جنس ورزش کارگری باشد تا سنخیتی بین اداره کل و فدراسیون داشته باشد.
در غیر اینصورت اگر وزیر ورزش را هم در راس فدراسیون کارگری قرار دهند چون اشرافی به این حوزه ندارد هیچ اتفاق مثبتی نمی افتد.
با این توضیح منتظر می مانیم تا ببینیم که شخص وزیر کار که اتفاقا ورزشی و رسانه ایی هم هست چه تصمیمی اتخاذ می کند و آیا به فکر سلامت کارگران هست که یقینا هست چون خودش کارگر بوده و از بنیان گذاران تشکیلات کارگری است ولی احتمالا معاون وی که مسئولیت این حوزه را دارد باید در این خصوص شفاف سازی کند.1 ماحصل بحث فوق در سه بخش خلاصه می شود: 1-رییس فدراسون کارگری باید از جنس کارگران باشد 2- تکلیف حکم سرپرستی مدیرکل ورزش کارگری روشن شود 3- جوابی قانع کننده به نامه سازمان بازرسی مبنی بر بازنشستگی و لزوم استعفای رییس فدراسیون کارگری داده شود.
وحید صابری