
به گزارش خبرنگار ما، اول مردادماه سال90 به مأموران پليس تهران خبر رسيد كه مردي جوان بعد از سقوط از طبقه چهارم ساختماني مسكوني حوالي ميدان شهدا جان خود را از دست داده است. بررسيهاي بعدي پليس نشان داد كه اميرحسين از خردهفروشان موادمخدر است كه در آپارتمان مجردياش زندگي ميكرد و مصرفكنندگان مواد مدام به در خانهاش رفت و آمد داشتند. همچنين مشخص شد كه لحظاتي قبل از حادثه زن46سالهاي به نام اعظم كه از مصرفكنندگان مواد مخدر بود در خانه اميرحسين ديده شده است. از آنجا كه احتمال ميرفت اميرحسين به پايين پرتاب شده باشد با انتقال جسد به پزشكي قانوني اعظم به عنوان مظنون اصلي تحت تعقيب قرار گرفت تا اينكه 15ماه پس از وقوع حادثه در شهرستان اصفهان شناسايي و بازداشت شد. او در بازجوييها گفت: چند سال قبل به مصرف مواد اعتياد پيدا كردم. من مواد خودم را از اميرحسين تهيه ميكردم. مدتي قبل كه براي خريد مواد به خانهاش رفته بودم من را با آبميوه مسموم بيهوش كرد. او كليد خانهام را برداشت و با همدستي يك از دوستانش به خانهام دستبرد زد. بعد از آن سعي كردم وسايلي كه سرقت كرده بود را پس بگيرم، اما هر بار بهانه ميآورد. روز حادثه وقتي به خانهاش رفتم، خواستم كه وسايل دزدي را پس بدهد، اما انكار كرد. من هم او را با لوله جاروبرقي كتك زدم. اميرحسين حالت طبيعي نداشت. او به طرف پنجره دويد كه ناگهان به پايين سقوط كرد.
بعد از كامل شدن تحقيقات، بازپرس اعظم را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و كيفرخواست عليه وي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در حالي كه اوليايدم براي او درخواست قصاص كرده بودند اعظم بار ديگر ماجرا را شرح داد و گفت كه در قتل او نقش نداشته است. هيئت قضات هم بعد از شور، اعظم را از ارتكاب قتل تبرئه كرد. با اعتراض اولياي دم به رأي دادگاه پرونده به شعبه نهم ديوان عالي كشور فرستاده شد.
قضات ديوان بعد از بررسي اوراق پرونده حادثه را لوث تشخيص داده و رأي به برگزاري مراسم قسامه دادند. آخرين جلسه رسيدگي به پرونده روز گذشته در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي برگزار شد. اوليايدم وقتي در جايگاه حاضر شدند، گفتند كه مراسم قسامه را به متهم واگذار ميكنند. سپس اعظم در جايگاه حاضر شد و 50 بار سوگند خورد كه در قتل اميرحسين نقش نداشته است. بعد از ختم جلسه هيئت قضايي رأي به برائت اعظم داد.