
نويسنده: محمدرضا هاديلو
کافيست به گذشته بازگرديم. به روزگاري نچندان دوري که از بختگان به عنوان عاملی برای افزایش رطوبت هوا نام برده مي شد و به علت بلند بودن ارتفاع کوه های پیرامونش، رطوبت حاصله در هوای همان منطقه باقی ماند و باعث ثمردهی درختان انجیر، بادام، رز و زیتون در کوه ها می شد، اکنون و تحت تأثیر برخی عوامل انسانی و طبیعی به کلی خشک شده است.
نفسها به شماره افتاده
عوامل و تصميمات اشتباه و خودخواهانه انسانها بلايي به سر بختگان آورد که حالا آتش آن دامن عواملش را گرفته است. گواه اين ادعا همين بش که به خاطر بياوريم در پی کاهش ورودی آب رودخانه کر به دلیل ساختن سد درودزن در دهه های گذشته، ورودی آب این تالاب تنها محدود به سیلاب های منطقه آباده طشک، شهرستان بختگان، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان شد و در این میان، پس از ساختن سد سیوند بر روی رود سیوند در تنگه بلاغی، دیگر سیلاب رودخانه سیوند نیز به رود «کر»، نرسید و در نتیجه منابع آبی این تالاب به کلی از بین رفت.
وقتي به عکس هاي تالاب خشک شده مي نگريم به خوبي مشخص است که چه فاجعه اي رقم خورده است. دریاچه ۳۵۰۰ کیلومتر مربعي که روزگاري زیستگاه زمستانه پرندگان مهاجري از روسیه و دشتهای سیبری به ایران بود. فلامینگو، درنا، کبوتر دریایی، آبچلیک، مرغابی، غاز و همه آنهايي که در حفظ بومساختار و محیط زیست نقش بسیار ارزندهای داشتنند، ديگر راه خود را به اين طرف کج نمي کنند. چون آنها هم مي دانند از درياچه شوره زاري بيش باقي نمانده که فقط مي تواند منشا ايجاد گرد و غبار، خاک و ریز گردهاي کشنده باشند.
شايد مسئولاني که روزي دستور ساخت سه سد سیوند، درودزن و ملاصدرا را صادر و همه منابع آبی و حقابه این تالاب را در اختیار کشاورزی، شرب و صنعت بالادست حوضه آبریز قرار دادند و مجوزهای زيادي برای برداشت آب از منابع زیر زمینی صادر کردند امروز جزو افرادي باشند که نفس هايشان با نفس های آخر تالاب به شماره افتاده باشد.
بهر حال مدیریت ناهماهنگ، توسعه ناپایدار و عدم رعایت ملاحظات و حقابه های زیست محیطی این حوضه آبریز کاملاً مشهود است. اکنون و در شرایطی که مجموعه اقدامات تا کنون به نابودی تالاب منجر شده است، دیگر فرصتی برای تکرار خطاهای گذشته و یا روی آوردن به خطاهای جدید وجود ندارد و متولیان آب و محیط زیست کشور چاره ای جز انتخاب یک راه سنجیده و فوری برای خروج از بحران آبی و زیست محیطی در شمال استان فارس ندارند؛ اتفاقی که اگر رخ ندهند خیلی زود جان چند میلیون شهروند ساکن این استان را به چالش خواهد کشید و تبعات ویرانگر آن به حوضه های سیاسی و اجتماعی نیز نفوذ خواهد کرد.