کد خبر: 888853
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
دورنماي سال‌هاي دهه 40 هجوم كساني را به خيابان لاله‌زار تهران و كافه و تماشاخانه‌هاي آن نشان مي‌دهد آنهايي كه دستي بر ساز يا صدايي در حنجره داشتند شديداً تمايل پيدا مي‌كردند ...
  حسن روانشيد *
 دورنماي سال‌هاي دهه 40 هجوم كساني را به خيابان لاله‌زار تهران و كافه و تماشاخانه‌هاي آن نشان مي‌دهد آنهايي كه دستي بر ساز يا صدايي در حنجره داشتند شديداً تمايل پيدا مي‌كردند به‌واسطه دلالاني كه در اين محدوده كارچاق‌كن بودند به نحوي در يكي از صحنه‌هاي سينماي در حال رونق كشور حضور پيداكرده و مطرح شوند. آنها هر شب در خواب و هرلحظه در عالم رؤيا مي‌ديدند اسمشان روي تابلو سر در سينماها با رنگ صورتي نوشته‌شده تا همه بدانند صداي چه كسي در اين فيلم به گوششان مي‌رسد يا موسيقي آن متعلق به كدام هنرمند وطني است. آن روزها، شرق جهان بود و لاله‌زار كه البته هنوز خبر چنداني از باليوود هند به گوش نمي‌رسيد، بنابراين علاوه بر ايرانيان هنرمند از كشورهاي تركيه و پاكستان و همچنين سرتاسر سرزمين‌هاي عربي يا بهتر است بگوييم از نيل تا فرات طالب حضور در صحنه‌هاي اين خيابان نوستالژي بودند. اينجا معركه‌اي بر پا بود و هركس مي‌توانست پول چاي بيشتري به دلال‌هاي سينمايي در كوچه كوشك بپردازد زودتر به صحنه مي‌رفت و معروف مي‌شد.صدها خواننده و نوازنده كه اكثر آنها فاقد هنر از ريشه بودند و حتي نت‌هاي موسيقي را نمي‌شناختند در قهوه‌خانه‌هاي اين محدوده سكونت داشتند. آنها روزها را به بازي در فيلم و اجراي برنامه‌هاي روحوضي در تماشاخانه‌ها سپري كرده و شب‌ها به كافه‌هاي اين خيابان و بعضي وقت‌ها بالاي شهر مي‌رفتند تا امرارمعاش نمايند. هر خواننده يا بهتر است بگوييم مطرب براي خودش صاحب و مالكي داشت كه قراردادهاي او را مي‌بست و نوازندگان آهنگ‌هايش را فراهم مي‌نمودند كه البته درصد بالايي از وصولات را به خود اختصاص مي‌داد، بنابراين خواننده و موزيكال ناچار بودند تنها در محلي كه مدير تعيين مي‌كند به اجراي برنامه‌هاي طرب بپردازند تا به قول خودشان مايه‌تيله فراوان باشد! اگرچه پس از انقلاب اسلامي همه اين تابوها شكسته و دكان‌ها بسته و كركره‌ها پايين كشيده شد و هنر و صحنه نظم و نسخ خودش را پيدا كرد و سينما به‌سوي هنر فاخر رفت و توانست در همه زمينه‌ها و به خصوص در سطح بين‌المللي مطرح شود، اما بازهم بودند مديران پشت پرده‌اي كه اين مسير فاقد درآمد را نمي‌پسنديدند و بالطبع سعي مي‌كردند آرام و خزيده آن را تغيير دهند و امروز احساس مي‌شود بازهم سروكله كساني كه به هنر كاسبانه نگاه مي‌كنند پيداشده است! بحث اين دوران سواي سال‌هاي دهه 40 و راسته‌بازار لاله‌زار است، اما نتيجه همان‌گونه خاتمه مي‌يابد! سؤال اين است كه آيا كارگردانان و تهيه‌كنندگان فعلي در كنار داشته‌ها و دانسته‌هاي خود از موسيقي هم سررشته‌اي دارند يا براي انتخاب روابط جاي ضوابط را گرفته است؟ يا هزينه‌هاي اندك در ساخت فيلم حكمفرماست! زمان زيادي نمي‌گذرد از دوراني كه مرحوم علي حاتمي كارگردان و تهيه‌كننده فيلم‌هاي فاخر ارزش فراواني براي تك‌تك فِرِم‌هاي فيلم قائل بود! و براي همه پارامترهاي ساخته ‌و پرداخته خود و ازجمله موسيقي آن ‌وقت مي‌گذاشت و با وسواس تمام به آن مي‌پرداخت، سعي مي‌كرد اول از همه‌چيز و به‌اندازه كافي شناخت داشته باشد و بعد قاطعانه اظهارنظر كرده و تصميم بگيرد. عيب و مشكل اصلي عدم اشراف بعضي از كارگردانان فعلي از موسيقي آن است كه بدانند اصولاً كدام آهنگ و كلام با ساختار سناريوي در دست‌ساخت آنها سازگار است و كدام آهنگساز توان ساخت آن را دارد؟
متأسفانه امروز بعضي كساني در اين رشته پا گذاشته و فعاليت مجدانه و شبانه‌روزي دارند كه نتيجه كار را تنها در ماديات مي‌بينند. نه‌تنها كارگردان و سازنده موزيك فيلم بلكه تهيه‌كنندگان نيز به اين روش متمايل شده‌اند. روش و نحوه ساخت و اجراي موسيقي براي فيلم به‌كلي تغييريافته است و دفاتر سينمايي قراردادها را فله‌اي مي‌بندند و در حقيقت روش كارخانه‌هاي سري‌سازي را پيشه خود كرده‌اند! تهيه‌كننده و كارگردان نيز در به در به دنبال جنس ارزان مي‌گردند اگرچه چيني و يك بارمصرف باشد! و سعي مي‌كنند در همه فيلم‌هاي خود اينگونه عمل كنند. سنت‌هاي جست‌وجو در بين موزيك‌هاي فاخر قديمي و دِمُده شده است، زيرا صرفه‌جويي و ارزان خريدن بدعت تازه‌اي در توليد هنر و به خصوص فيلم است همانگونه كه صنايع‌دستي به ماشيني تبديل شده و كارخانه‌هاي چين و تركيه جاي نگارخانه‌هاي اصفهان و شيراز را غصب كرده‌اند! مرحوم علي حاتمي در كارهايش با چندين آهنگساز كار مي‌كرد و در حقيقت موسيقي فيلمش را از بين آنها انتخاب مي‌نمود، اما امروز طرف قرارداد تهيه‌كننده تنها يكي دو نفر هستند كه براي كسب درآمد بيشتر در موسيقايي خود از جنبه تبليغات هم استفاده مي‌كنند! اعضاي دسته‌هاي موزيك را معمولاً خانواده‌ها تشكيل مي‌دهند البته شايد هدف اصلي استفاده از پتانسيل معروف يك خانواده براي استفاده در يك فيلم و جذب تماشاچي به اين بهانه به‌سوي گيشه‌هاست! آنچه امروز بيش از همه دوران مطرح است تنها بازدهي موسيقي براي كسب درآمد بيشتر فيلم است.
*روزنامه‌نگار پيشكسوت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار