كوسه يكي از موجودات هراسانگيز دنياي ما است كه اغلب در فيلمها حضورش آرامش دريا و ساحل را بر هم ميزند و چه قربانياني كه از ميان گردشگران دريايي در سراسر دنيا گرفته است. اما در حال حاضر در درياي جنوب ايران ماجراي متفاوتي براي اين جانور رقم ميخورد. بهطوريكه داوود ميرشكار، مديركل زيستبومهاي دريايي سازمان حفاظت محيطزيست ميگويد: ضعف يگان حفاظت دريايي باعث رشد روزافزون صيد كوسههايي شده كه در معرض خطر انقراضند، كوسهها مثله ميشوند و بالههايشان براي توليد نخ پزشكي و سوپ چينيها از مرزهاي دريايي خارج ميشود. سوپ باله چينيها بسيار گرانقيمت است و چينيها پول خوبي براي كوسههاي ايراني ميدهند.
شرايط تحريم باعث شد چينيها به مرور به يك شريك استراتژيك در مناسبات اقتصادي با كشورمان تبديل شوند. در نتيجه از بس بهشان رو داديم آسترش را هم ميخواهند. وقتي نفت را از ما گرفتند و به جاي پولش اجناسي كه بوي نفت و لاستيك ميدادند را روانه بازارمان كردند، فكرش را نميكرديم كه سوداي زدن ريشه منابع ديگر كشورمان را هم در سر دارند. از جمله منابع زيستي دريايي، آمد و رفت و زندگي در مناطق نفتي و گازي جنوب و بنادر تجاري و سياحتي ما طبع آنها را نسبت به غذاهاي دريايي ايراني به طمع انداخته است.
همداستاني طمع چينيها و بيتدبيري مسئولان محيطزيست در تقويت يگان حفاظت دريايي از سلاطين آبهاي جنوب ايران قربانياني به مقصد سفرههاي چينيها ساخته است. صيادان غيرمجازي كه كوسهها را از درياي خليجفارس شكار ميكنند در همان زمان صيد بالهزني كرده و اجسادشان را در دريا ميريزند؛ چراكه جريمه حدود 30ميليون تومان صيد هر كوسه گريبانشان را نگيرد.
البته گروهي از صيادان هم هستند كه به قصد شكار كوسه به دريا نميزنند و كوسهها به عنوان صيد ضمنيشان به شمار ميروند، با اين حال وسوسه پول چينيها نميگذارد كوسههاي اتفاقي در دام افتاده را رها كنند. به بيان ديگر آن قسمت از ذخاير دريايي جنوب كشور كه از دست انواع آلايندهها جان سالم به در ميبرند گرفتار زيادهخواهي عدهاي ميشود. در حالي كه ناآگاهي تعدادي از صيادان و طمع آنها براي كسب درآمد بيشتر باعث شده اينطور به جان اكوسيستم دريايي ما بيفتند و خبر سلاخي آنها افكار عمومي را تحتتأثير قرار دهد، عيسي كلانتري، رئيس سازمان حفاظت محيطزيست كشور بعد از فشارهايي كه سوءمديريت وي بر دولت وارد كرده از گروكشي با صنعت و آغاز افشاگريهايش عليه مديران صنعتي ميگويد. اين در حالي است كه تأمين اعتبار حوزه رديايي محيطزيست ارتباط چنداني با افشاگريهاي كلانتري ندارد. در حال حاضر به دليل كاهش ذخاير دريايي، بسياري از صيدها بهصورت غيرمسئولانه در زيستگاههاي مهم و در كنار آب سنگهاي مرجاني صورت ميگيرد و موجب كاهش ذخاير دريايي ما ميشود. علاوه بر اين بسياري از زيستگاههاي دريايي به دليل تغيير اقليم در حال از دست رفتن هستند و به همين دليل براي كنترل ذخيرههاي دريايي بايد صيد و صيادي كنترل شود. البته هرگونه برنامه براي مديريت زيست دريايي كشور بايد طوري طرحريزي شود كه با تأمين معيشت صيادان تداخل نداشته باشد. چنانچه ميرشكار پرورش ماهي در قفس و توليد بچه ماهي را فرصتي براي تجديد ذخاير دريايي با حفظ شرايط زندگي صيادان ميداند.