کد خبر: 886923
تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
امروز از هر دانش آموخته اقتصادي و غيراقتصادي بپرسيد كه مشكل اقتصاد كجاست؟ و راه‌حل آن چيست؟
مهران ابراهیمیان
امروز از هر دانش آموخته اقتصادي و غيراقتصادي بپرسيد كه مشكل اقتصاد كجاست؟ و راه‌حل آن چيست؟ بلافاصله جواب مي‌دهد كه اشتغال، توليد و بانك‌ها دچار مشكل است و بعد بلافاصله نيز راهكار را هدايت نقدينگي به سمت توليد مي‌داند و اين نسخه درست همان كاري است كه دولت بايد در بودجه 97 انجام دهد، يعني بنزين را گران و يارانه‌هاي نقدي را حذف كند تا منابع براي ايجاد اشتغال و توليد تزريق شود اما اگر راه‌حل تا اين حد ساده است، چرا با وجود گذشت بيش از پنج دهه و دوران‌هاي طلايي درآمدهاي نفتي و طرح‌هايي مانند طرح زودبازده و... همچنان مسائل و مشكلات اقتصادي همان‌هايي است كه بوده؟! چرا نسخه‌هاي اقتصادي شفابخش نيستند؟ 

اجازه مي‌خواهم قبل از پاسخ به اين سؤال به مقدمه‌اي بپردازم، به‌خصوص از زمان پس از جنگ همواره تفكري بر فضاي اقتصادي حاكم بوده كه همواره راه‌حل اين موضوع را رقابتي‌كردن و سپردن امور به دست بازار و حمايت از توليد دانسته است و صاحبان اين انديشه نيز همواره سعي كرده‌اند با اعمال سياست‌هاي مالي و پولي به اين هدف برسند. با اين حال هر بار كه پول به اقتصاد تزريق شده و پول‌ها خود را به بازارها رسانده‌اند به جاي افزايش منطقي و دوام‌دار توليد و ايجاد شغل پايدار در عمل تورم مزمن پايدار (به طور متوسط 12درصد) ايجاد شده كه در مقاطعي نيز تورم را تا 47درصد هم بالا برده است.

به عبارت بهتر اقتصاددانان مي‌دانند كه مريض اقتصادي وقتي تب بالايي دارد، بايد پايين بياورند و تورم را كاهش دهند. اقتصاددانان و حتي سياسيون مي‌دانند كه وقتي پول‌ها در بانك‌ها حبس هستند و به سمت توليد نمي‌روند بايد توليد را رونق داد، درست مثل اين است كه بگوييم بدن انسان بايد تغذيه درست داشته باشد. 

اما وقتي مي‌گوييم كه بيمار دچار تورم مزمن است درست مانند فردي كه دچار فشار خون بالاست در نهايت به مرگ مغزي منجر خواهد شد. در عين حال با دولت بزرگ و متورم هر آن ممكن است تورم و انباشت خون در نقطه‌اي موجب آمبولي شود و مثلاً كليه و ريه يا اعضای ديگر را از كار بندازد يا مثلاً دچار خونريزي داخلي شود، اين همان چيزي است كه اقتصاددانان نهادگرايي از آن به عنوان «تو در تويي نهادي» ياد مي‌كنند. وقتي بيماري در اثر فشار خون مزمن و بالا دچار سكته مغزي مي‌شود بايد هر آن منتظر عفونت ريه، از كار افتادن ساير اعضای بدن بود، بنابراين يك متخصص داخلي يا يك متخصص مغز و اعصاب به تنهايي قادر نيست با يك نسخه ساده براي رفع گرفتگي رگ در مغز (در مثال ما منظور افزايش هزينه‌هاي دولت و تلنبار خطر در آن بخش است) به رقيق‌سازي خون و بي‌ارزش كردن پول و ايجاد تورم بپردازد، زيرا ممكن است اين رقيق‌سازي باعث حركت خون‌هاي لخته شده در بقيه بخش‌ها و در نهايت منجر به مرگ بيمار شود، يعني با پول‌پاشي و تزريق پول به نام توليد و اشتغال نه تنها ممكن است، مشكل بيمار حل نشود بلكه جان بيمار نيز به خطر بيفتد، البته هدف همه متخصصان سرپا كردن بيمار است اما تصميم‌هاي فردي براي يك عضو از بيمار با پيچيدگي‌هاي امروز خطرناك است. 

در چنين حالتي ضمن نگهداري بيمار در محيطي مناسب كه علائم حياتي آن قابل ثبت و آناليز است، تيمي از متخصصان بخش‌هاي مختلف با اجماع و بررسي پرونده بيمار و با احتياط كامل و اجماع هم‌انديشي به دنبال حل مسائل اولويت‌دار رفته و تهديد‌كننده‌هاي اصلي را مداوا مي‌كند. پس نخستين گام براي بيمار اجماع و اتخاذ تصميم واحد در نسخه پيچي است، وگرنه امروز با نگاهي به اخبار به راحتي مي‌توان دريافت كه نسخه‌هاي موجود بدون هيچ استثنايي در حمايت از توليد و كاهش فشار بر مردم است و همه نيز از ايجاد اشتغال دم مي‌زنند.  در بخش دوم، به نسخه‌هاي غلط حاميان توليد و توليدكننده نماها خواهيم پرداخت و اينكه دولتمردان و كارشناس‌نماها چگونه حال بيمار اقتصادي را بدتر مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار