«او نگاهش را به ارث گذاشت» داستان زندگي يكي از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس است كه با نثري داستاني و خواندني براي گروه سني نوجوانان نوشته و منتشر شده است. گلستان جعفريان، نويسنده با سابقه حوزه ادبيات پايداري، در مقدمهاي كه سال 88 بر اين كتاب نوشته، توضيح داده است كه هدف او از نگارش اين كتاب، پرداختن به نوع نگاه شهيد آبشناسان به زندگي و خانواده است، نه بعد نظامي او:
اين نوشته داستانوارهاي است از زندگي پرفراز و نشيب حسن آبشناسان. او پيش از آنكه فرماندهاي توانا، چريكي بينظير در برنامهريزي، اجرا و طراحي نقشههاي جنگ باشد، از نظر شخصيتي فرد مهمي است. او در كودكي و نوجواني پسري پرمسئوليت بود، چراكه در خانوادهاي فقير اما با فرهنگ بزرگ شده بود. . .
اين مرد بزرگ پس از شهادتش ميراثي نداشت جز 4 هزار جلد كتاب و انبوهي از يادداشتهاي عرفاني كه از روح زيباي او سخن ميگفت. به پسرش افشين گفته بود: «پسرم، من براي تو پول، ملك و فرش به ارث نگذاشتهام. من در زندگي به دنبال بهتر كردن منزل، وسايل زندگي يا پسانداز پولهايم در بانك نبودهام. من در زندگي به دنبال ساختن شخصيت خودم بودم. به دنبال شكل گرفتن نگاه و ديدگاهم به دنيا و مسائل جاري در آن. اميدوارم آنچه در من نسبت به دين، اعتقادات و حس بندگي و تسليمدر مقابل پروردگارم محقق شده، براي شما هم توشهاي باشد و چراغ راهي!»
جعفريان كه در كارهايش معمولاً شخصيت بيش از حادثه برايش اهميت دارد، در اين اثر نيز تلاش دارد با پرداختن به روحيات و سبك زندگي شهيد آبشناسان، شخصيت او را به مخاطب معرفي كند، از اين رو كتاب، «او نگاهش را به ارث گذاشت» نامگذاري شد. اين اثر كه در 12 فصل تدوينشده، از خاطرات دوران كودكي شهيد آغاز شده و تا شهادت او ادامه مييابد. يك كتاب كمحجم، اما خواندني كه به مخاطب نوجوان مجال ميدهد زندگي يكي از فرماندهان جنگ را از نگاهي نزديكتر دنبال كند. چاپ سوم «او نگاهش را به ارث گذاشت»، بيستو هشتمين اثر از مجموعه «قصه فرماندهان» است؛ مجموعهاي كه گفته ميشود تاكنون 5/1 ميليون نسخه از آن به فروش رفته است. داستان زندگي شهيد آبشناسان از سوي سوره مهر در شمارگان هزارو100 نسخه و به قيمت 50 هزار ريال منتشر شده است.