
به گزارش خبرنگار ما، دهم مهرماه سال 92، مأموران پليس آگاهي تهران از قتل زن 28 سالهاي به نام سودابه در شهر قدس باخبر و راهي محل شدند. برادر سودابه به مأموران گفت: «بعد از فوت پدرم، خواهرم با ما زندگي ميكرد. امروز وقتي از محل كار به خانه برگشتم، متوجه بوي گاز شدم. نگران شدم و سراغ شیلنگ گاز رفتم ولي انگار كسي آن را بريده بود. نگران شدم و در جستوجوي خواهرم بودم كه ناگهان با جسدش در اتاق روبهرو شدم.» با انتقال جسد به پزشكي قانوني، مشخص شد زن جوان بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن فوت كرده و بريدگي شیلنگ گاز هم عمدي بوده است. به اين ترتيب پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و كارآگاهان در تحقيقات اوليه با بررسي فهرست مكالمات و پيامكهاي گوشي همراه مقتول به مرد جواني به نام رامين مظنون شدند و او را بازداشت كردند.
او در بازجوييها گفت: «بعد از ازدواج در حالي كه دو فرزند داشتم به خاطر اعتياد با همسرم اختلاف داشتم. او حرف از طلاق ميزد و من راضي به طلاق نبودم، در اين كشمكشها بود كه با سودابه آشنا شدم. رابطهمان در حد تلفن و پيامك بود، او از مشكلاتي كه داشت درددل ميكرد و من سعي ميكردم كمكش كنم. حدود هشت سال بود ارتباطمان ادامه داشت که باعث شد او به من علاقه شديدي پيدا كند و پيشنهاد ازدواج دهد اما من قبول نكردم. مخالفت من با ازدواج باعث شد چند بار به آدرس منزلمان بيايد. با آمدنش همسرم از ارتباط من و سودابه باخبر شد و حتي آنها يكبار با هم درگير شدند. آن زمان در حال ترك مواد بودم و از او خواستم ارتباطمان را قطع كنيم، وگرنه زندگيام را از دست ميدهم.» متهم در ادامه گفت: «صبح روز حادثه مقتول پيامكي فرستاد و خواست به خانهشان بروم تا با هم صحبت كنيم. قبول كردم اما مثل قرارهاي قبلي هرگز به ديدنش نرفتم. فرداي آن روز بود كه از طريق يكي از دوستانش متوجه شدم فوت كرده است. باور كنيد من در قتل او نقشي نداشتم.» با انكار متهم با توجه به شواهد و قرائن موجود، رامين روانه زندان و پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسيدگي اولياي دم درخواست قصاص كردند و متهم با انكار جرمش از خودش دفاع كرد. در پايان هیئت قضايي پرونده را به دادسرا ارجاع داد تا آنتندهي تلفن همراه متهم در محل جنايت از مخابرات استعلام شود اما اين استعلام نيز به نتيجهاي نرسيد و صبح ديروز متهم بار ديگر در همان شعبه به رياست قاضي قربانزاده و مستشار غفاري پاي ميز محاكمه قرار گرفت. با اعلام رسميت جلسه، اولياي دم درخواست قصاص كردند اما گفتند توانايي پرداخت تفاضل ديه را ندارند، سپس متهم در جايگاه ايستاد و گفت: «قسم ميخورم در قتل سودابه نقشي نداشتهام و چهار سال بيگناه در زندانم هستم و بچههايم آواره هستند.» در پايان با توجه به انكارهاي متهم، هیئت قضايي حكم به برگزاري مراسم قسامه داد تا اولياي دم 50 نفر از بستگان نسبي خود را به دادگاه معرفي كنند تا سوگند بخورند كه علي قاتل است، در غير اين صورت متهم 50 بار سوگند بيگناهي ميخورد و از قتل تبرئه ميشود.