
مواضع خصمانه سردمداران رژيم امريكا عليه مردم ايران كه اين روزها و به بهانههاي مختلف به اوج خود رسيده است، اگرچه نشان از سردرگمي و عصبانيت سران كاخ سفيد در ناتواني و مهار حركت انقلاب اسلامي و نيروهاي جبهه مقاومت دارد، اما در عين حال بيانگر توفيق ايران در طراحي و اجراي نقشه راه «ايستادگي و مقاومت» به عنوان تنها راه مقابله با فزونخواهيهاي نظام سلطه است، امري كه فرازهاي حساس انقلاب در زمان شگلگيري و پس از آن جلوههاي كم نظيري را به اثبات رسانيده است.
در آبان سال 1343 در حالي كه رژيم پهلوي با بهرهگيري از عناصر وابسته در صدد به تصويب رساندن پنهاني قانون كاپيتولاسيون براي قانوني كردن جنايات اتباع امريكايي در ايران بود، خروش حضرت امام در اعتراض به اين قانون استعماري، رژيم را به اقدام واكنشي دستگيري و تبعيد حضرت امام(ره) واداشت، با اين تصور كه با اين اقدام قادر به سركوب و نابودي حركت انقلاب امام(ره) است، اما امام با بهرهگيري از فرصت تبعيد نجف، حركت انقلابي را نهادينه كرد و 14 سال بعد آن را به پيروزي رسانيد. پس از پيروزي انقلاب نيز رژيم امريكا با پناه دادن به شاه فراري و حمايت از اقدامات تجزيهطلبانه و تروريسم قصد نابودي و شكست انقلاب را داشت و سفارتخانه خود را در تهران به كانون هدايت اقدامات تجزيهطلبانه و براندازي نظام ايران تبديل كرده بود كه حركت دانشجويان انقلابي در تسخير لانه جاسوسي و افشاي ماهيت استكباري امريكا، هم حركت انقلابي مردم ايران را نهادينه كرد و هم باعث افشاي ماهيت استكباري رژيم امريكا و گسترش حركت انقلابي در جهان گرديد كه اخيراً سران رژيم سعودي نيز ناچار به اعتراف آن شدند.
آنچه اين روزها در مواضع سران كاخ سفيد در مقابله با ايران مطرح و با طرح تشديد تحريمها و تلاش براي اجماعسازي روي پروژههاي ايرانهراسي و شيعههراسي دنبال ميشود، چند هدف عمده را دنبال ميكند كه تأمل در هر يك از اين اهداف نمايانگر دست برتر ايران در مواجهه با نظام سلطه است.
1 ـ تكرار و تأكيد بر پروژهاي 40ساله مبني بر ضرورت براندازي و تغيير نظام ايران كه در سخنان اخير تيلرسون، وزير خارجه امريكا در سفر به هند چهارمين بار است كه تنها در دولت ترامپ بر آن تأكيد ميشود، او در سفر به هند بر اين سناريوي امريكا تأكيد ميكند كه تحريمهاي امريكا عليه ايران با اين هدف صورت ميگيرد كه مردم ايران كنترل حكومت را به دست بگيرند. او مدعي ميشود كه مبارزه امريكا با مردم ايران نيست، بلكه با رژيم انقلابي ايران است. او تأكيد ميكند، امريكا از صداهاي مدرن در ايران حمايت ميكند با اين هدف كه تغييري مشروط در حاكميت ايران صورت گيرد.
2 ـ دومين محور مورد تأكيد تيم جديد مهار قدرت دفاعي و نظامي ايران است، آنگونه كه صراحتاً بر تحريم موشكي و تحريم سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به عنوان نيرويي بالنده كه همراه با ديگر نيروهاي مسلح ايران توانسته است سلسله راهبردهاي امريكا پس از پيروزي انقلاب را خنثي كند، از آن سخن به ميان ميآيد. بديهي است كه هم توانمنديهاي موشكي و دفاعي ايران و هم قدرت و توان نيروي مسلح و به ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، عملاً عامل اصلي شكست راهبردهاي خندگانه امريكا در منطقه اعم دكترين اقدام پيشدستانه طرح خاورميانه بزرگ و جنگ نيابتي و آخرين آن نيز، سناريوي تجزيه قومي در كردستان عراق بود كه خنثي شد. راهبرد امريكا در اين عرصه نيز كاملاً انفعالي و تنها براي پيشگيري از شكستها و تأمين امنيت در حال فروپاشي رژيم صهيونيستي است.
3 ـ سومين محور هدفگذاري شده در فشارها و تحريمها عليه ايران، مهار نيروهاي همسو و نيروهاي جبهه مقاومت به منظور وادارسازي آنها به عقبنشيني است. تشديد تحريمهاي مستقيم عليه حزبالله و اقدامات تحريكآميز رژيم سعودي عليه اين نيروي اثرگذار جبهه مقاومت كه درگيرسازي و انفعال آنها در محيط داخلي است، با اين هدف صورت ميگيرد كه از پيوند استراتژيك آنها در منطقه جلوگيري و به نوعي در اين حلقه شكست ايجاد كند، به گونهاي كه امريكاييها براي تحقق آن ناچار به دخالت نظامي در سوريه شدهاند كه البته در آينده نزديك در اين جبهه نيز شكست را متحمل ميشوند.
4 ـ برآيند محورهاي سهگانه فوق در مقابله با تثبيت نفوذ ايران و برتري آن نسبت به نفوذ و هژمون امريكا در منطقه معنا مييابد. گسترش حضور و نفوذ ايران در منطقه نكتهاي نيست كه اين روزها قابل كتمان باشد. نكتهاي كه ژنرال مكمستر، مشاور امنيت ملي ترامپ هم هفته گذشته بر آن تأكيد و يادآور شد كه مهمترين نگراني ترامپ و كاخ سفيد گسترش نفوذ ايران در «خاورميانه» است. او در گفتوگو با تلويزيون الحره در عين تلاش براي سياهنمايي اقدامات ايران ميگويد نگران نفوذ ايران در منطقه پس از داعش است. مروري بر تمام حوادث و وقايع حال و گذشته منطقه و انقلاب اسلامي نشاندهنده اين است كه ايران اسلامي چه در دوران حضرت امام(ره) و چه در زمان زعامت مقام معظم رهبري تلاش اصلي خود را بر حفظ استقلال و عزت ايران متمركز كرده است، اما اين به معني آن نبوده و نيست كه چون دوران گذشته سلطه ديگران را بپذيرد و نسبت به راهبردهاي آنها بيتفاوت باشد. بر اين اساس در تمامي فرازهاي تاريخي در قبال اقدامات براندازانه و مداخلهجويانه استكبار تلاش كرده است ضمن ايستادگي در مقابله آنها، هر يك از آن تهديدات را به فرصتي براي رشد و تعالي و گسترش انقلاب اسلامي تبديل كند كه در اين ميان ميتوان به پيامدها و كمترين اقدام پيشدستانه كه فرصتهاي ايران در افغانستان و عراق محصول آن بود يا طرح خاورميانه بزرگ كه شكست و انزواي رژيم صهيونيستي و اعتلاي نيروهاي مقاومت نتيجه آن شد يا جنگهاي نيابتي كه روند تحولات در سوريه، عراق و يمن كه شكلگيري و تثبيت نيروهاي جبهه مقاومت نظير دفاع وطني سوريه، حشدالشعبي عراق، انصارالله يمن، فاطميون و زينبيون و ... تنها بخشي از ثمرات آن است، اشاره كرد.
تحريمهاي جديد امريكا و تلاش براي براندازي نظام اسلامي، بهرغم هزينههاي فراوان اما كمك كرد كه نسل جديد ايراني ماهيت سلطهگرانه امريكا و ديگر متحدان آن را به درستي بشناسد و حقانيت حركت انقلاب در 40 سال گذشته در مقابل امريكا را باور كند و بر اين اساس نقشه راه آينده خود را ترسيم كند و اين منطق را در دانشگاه انقلاب بياموزد كه با كوتاه آمدن در مقابل امريكاييها، آنها را جري و گستاخ ميكند، بنابراين تنها راه مقابله و ايستادگي است.