
کبری فرشچی
اين همه دختر سه ساله خودش روضه مجسم بود؛ تجسم اينكه يك دختر سه ساله تمام قد و بالايش چقدر است. صورت همچون برگ گلشان را كه در ميان مقنعههاي سبز رنگ قاب گرفته شده بود وقتي لمس ميكردي، ياد روضههاي خرابه و سه ساله ميافتادي. نگاههاي معصوم و دستان كوچكشان تو را به خرابههاي شام ميبرد و دستان كوچكي كه گرد و غبار را از روي سر بريده بابا پاك ميكرد و با اشك چشم چهره به خون نشسته بابا را شستوشو ميداد. پاهايشان را دلواپس از قصه خار مغيلان و آبله طي طريق راه كربلا تا شام كنجكاوانه ميكاويدي و دلت آرام ميگرفت وقتي يادت ميآمد، اين سه سالهها هيچ كدام تشنه لب نيستند و يأس چهرههايشان نيلوفري نشده است. دستان نوازشگر بابا اين نازدانهها را از خواب ناز بيدار كرده بود و مادر با روايت قصه سه ساله و خرابه آرامآرام موهايشان را شانه كرده و حواسش به گوش و گوشوارههايشان بود.
20 هزار كودك دختر و پسر از تمامي مهدهايكودك سراسر استان تهران و مهدهاي قرآني پايتخت به حرم امام آمده بودند تا در همايش سه سالههاي حسيني، حسيني شدن را مشق كنند. اين همايش براي ششمين سال پياپي به مناسبت سالروز شهادت دردانه امام حسين حضرت رقيه (س) همزمان در تهران و 500 نقطه سراسر كشور اجرايي شد. سردار علي فضلي، جانشين فرمانده سازمان بسيج مستضعفين، سردارمداحي، مسئول اجرايي هيئت رزمندگان اسلام، دكتر فريد، رئيس سازمان بهزيستي و دكتر باقري، رئيس سازمان بهزيستي استان تهران و حجتالاسلام غزالي معروف به عمو غزالي كودكان هم به اين همايش آمده بودند تا در ميان سه سالههاي حسيني حال و هواي كربلا را تجربه كنند. در اين ميان اما بودند بچههايي كه چندان هم با حضرت رقيه (س) بيشباهت نبودند؛ فرزندان مدافعان حرم كه درست شبيه حضرت رقيه دست نوازشگر بابا را بر سر نداشتند. باباي اين بچهها رفته بود تا برايشان عزت فرزند شهيد بودن و صلابت و افتخار دفاع از حرم قافله سالار كربلا حضرت زينب (س) و قهرمان سه ساله عاشورا حضرت رقيه (س) را به ارمغان آورد و مدال افتخار فرزند شهيد بودن را بر گردنشان بياويزد. با تمام اينها اما بابا نبود تا دخترش را در لباس سه ساله حسيني ستايش كند.