
يكي از حلقههاي مفقوده در حوزه علوم انساني عدم وجود متولي مستقل و متخصص براي برنامهريزي و ترسيم راهبرد در علوم انساني است.
نگراني عميقي در مورد عدم جايگاه شايسته علوم انساني در كشور در ميان قاطبه فرهيختگان و اساتيد علوم انساني وجود داشته و دارد و متأسفانه مورد توجه مسئولان امر قرار نگرفته است.
اين غيبت بزرگ علوم انساني در روند برنامهريزي فرهنگي، سياسي، صنعتي و فناوري كشور صدماتي بر پيشرفت اجتماعي، سياسي، اقتصادي و صنعتي ايران وارد كرده است.
اينكه تعداد محصلين و دانشجويان و فارغالتحصيلان رشتههاي علوم انساني با نياز بازار كار همخواني ندارد، نشانه وضعيت نادرست برنامهريزي در علوم انساني است. اينكه تصويب نوع رشتهها و سرفصلهاي دروس كليدي و كاربردي علوم انساني با مشاركت اندك آنها صورت ميگيرد، اينكه هزاران صندلي خالي در دانشگاهها داريم، اينكه در هر كوي و برزني دانشگاه تأسيس كردهايم؛ اينكه معيارهاي ارتقاي علمي اساتيد رشتههاي فني و تجربي بر علوم انساني تحميل ميشود، اينكه كارهاي علمي مفيد و كاربردي بسيار اندك صورت ميگيرد و با نيازهاي جامعه همخواني ندارد، نشاني از چرخه ناتوان توليد فكر و برنامه با عرصه كاربرد علوم انساني در روند پيشرفت است.
اينكه كيفيت توليدات صنعتي و تجاري ما با بازار خريد و رفتار مصرفكنندگان مطابقت ندارد، اينكه تأسيس كارخانهها، بانكها و شركتهاي بزرگ توليدي با تجارت بينالملل ايران همخواني ندارد، گوياي عدم استفاده نظري و كاربردي از استادان رشتههاي علوم انساني است.
اينكه مراجع و مراكز تصميمگيرنده و مسئول برنامهريزي كلان كشور به ندرت به متخصصان دانشگاهي علوم انساني مراجعه ميكنند يا ماهها تصويب طرحهاي كاربردي متخصصان علوم انساني را معطل ميكنند نشان از عدم شناخت توان و ظرفيت اين علوم و نيز افول جايگاه علوم انساني در كشور است. ما به وزير علومي از قاطبه دانشمندان علوم انساني، جوان، مديري توانمند و آگاه از روندهاي جهاني ارتباط علوم انساني با صنعت و فناوري نياز داريم. به اميد تحقق آن از سوي رئيسجمهور محترم.