
محسن فرهادي
مسئله ناهماهنگي آموختههاي فارغالتحصيلان دانشگاهي با نيازهاي بازار كار، از جمله بديهيترين معضلات موجود در مجموعه آموزش عالي كشور به حساب ميآيد و بعيد است كسي بخواهد در وجودِ آن ترديد كند! راه حل برطرف كردن اين معضل نيز چندان پيچيده نيست و به قولي آنقدر ساده است كه شايد بتوان درباره آن گفت: «همه چيز را همگان دانند!» در پيش گرفتن رويكرد تقاضامحور (demand pool) در آموزش عالي و پذيرش دانشجو بر حسب نيازهاي ملي و منطقهاي، اما ظاهراً براي اجرايي شدن همچنان درگير اما و اگر مانده است! دكتر منصور كبكانيان، دبير ستاد راهبري نقشه جامع علمي كشور 21 ارديبهشت ماه سال جاري پس از جلسه ستاد در همين زمينه گفته است: «گزارش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از سند آمايش خوب بود ولي از وزارت علوم در جلسه گلايه شد كه چرا هنوز گزارش سند آماده نيست؟»
وي پيش از آن در فروردين 96 نيز در همين زمينه گفته بود: «آخرين بحثي كه سال گذشته در مورد آن به وزارت علوم گلايه كرديم مربوط به سند ۲۰۳۰ و سند آمايش آموزش عالي بود.» جالب آنكه وزير علوم به عنوان مسئول اصلي اجراي آمايش آموزش عالي نيز 17 مرداد سال جاري از اجرايي نشدن اين سند در وزارتخانه تحت امرش گلايه كرده است! 16 روز پيش از آن در اول مرداد سال جاري اما باز هم دبير ستاد راهبري نقشه جامع علمي كشور گفته بود: «ما هنوز از وزارت علوم در حوزه آمايش آموزش عالي گزارشي دريافت نكردهايم؛ اين مسئله از نظر من يك چالش است، هرچند عزيزان ما در وزارت علوم اعلام كردهاند براي اين موضوع آمادهايم اما تاكنون گزارشي دريافت نكردهايم. آمايش آموزش عالي در نقشه جامع علمي كشور بحث مهمي است.»
براي آنان كه با مسائل و چالشهاي حوزه آموزش عالي كشور سر و كار دارند، روشن است كه نيازمحور نشدن آموزش عالي در ايران، ابرچالشي است كه ديگر چالشهاي موجود در نظام آموزش عالي نيز از آن زاييده ميشود. معضل بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي، مشكل هميشگي دانشگاهها در تأمين بودجه خود- حتي دانشگاههاي برتر- ، عدم شكلگيري ارتباط صنعت و دانشگاه، همه و همه به دليل آن است كه سيستم آموزش عالي در فرآيند پذيرش دانشجو هدفمند عمل نميكند. به بياني ديگر، مديريت كلان آموزش عالي كشور هيچ برنامه مدون و طرح نيازسنجي شدهاي براي پذيرش دانشجوي رشته تكثير و پرورش آبزيان در كرمان ندارد. در اين زمينه، در بهترين حالت، پذيرش دانشجويان با توجه به زيرساختهاي آموزشي- پژوهشي هر دانشگاه صورت ميگيرد. در شرايط فعلي، دانشگاههاي كشور، مأموريتمحور نيستند و براي پذيرش دانشجو در آنها غالباً هيچ نيازسنجي سرزميني صورت نميگيرد.
نتيجه چنان پذيرشي، اولاً سرگرداني فارغالتحصيلان بيكار و ثانياً بر زمين ماندن نيازهاي اساسي كشور و استفاده نشدن از ظرفيتهاي عظيم طبيعي- انساني هر منطقه است. حال آنكه در طرح آمايش آموزش عالي كشور، قرار است نظام آموزش عالي از نظر آمايش سرزميني به ۱۰ منطقه كلان تقسيم شود و تمامي ملاحظات ممكن پيش از پذيرش هر دانشجو در هر كدرشته محل، در نظر گرفته شود. تعيين تكليف دانشگاهها از نظر مأموريت جغرافيايي، توزيع عادلانه منابع، ايجاد فرصتهاي برابر، توزيع مأموريت آموزشي نيروي انساني متخصص موردنياز، جلوگيري از فعاليتهاي تكراري، استفاده از مزيتهاي منطقهاي، تمركززدايي و جلوگيري از تجمع امكانات، انتقال قدرت تصميمگيري، مشاركت دانشگاهها در موضوعات ملي و فرااستاني، همه و همه نتايج اجرايي شدن سند آمايش آموزش عالي در سطح كشور است.
با اين حال، با وجود گذشت دو سال از تصويب كليات اين سند در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، خبري از اجرايي شدن آن در زيرمجموعه وزارت علوم نيست. همه اينها در حالي است كه ما هماكنون در حال تحمل بيشترين هزينههاي ممكن در اثر عدم پيروي از طرح آمايش سرزميني در حوزه آموزش عالي كشور هستيم. هزينههايي كه اتفاقاً مكرر از زبان وزير علوم يا معاونان وي شنيده ميشود. محمدحسين اميد، معاون وزير علوم بهمن ماه 95 گفته است: «امروز 50 هزار دانشآموخته بيكار در مقطع دكتري داريم كه سالانه 30 هزار نفر نيز به اين آمار اضافه ميشود.» محمد فرهادي، وزير وقت علوم نيز ابتداي سال تحصيلي گذشته گفته است: «در حال حاضر يك ميليون و ۲۰۰ هزار صندلي خالي در دانشگاهها وجود دارد!»
رهبر معظم انقلاب به عنوان فردي كه خود بيشترين پيگيري و تأكيدها را زمينه نيازمحور كردن آموزش عالي كشور داشتهاند، شهريور 89، در ديدار با جمعي از اساتيد دانشگاهها در همين زمينه ميفرمايند: «توسعه آموزش عالى بايد در جهت هدفها باشد. مسئولان آموزش عالى بايد از توسعه غيرهدفمند به شدت پرهيز كنند؛ چون اين، هم اتلاف مال است، هم اتلاف و ضايع كردن منابع انسانى است. بايد ببينيم چه لازم داريم، بايد ببينيم هدف چيست و به كجا ميخواهيم برسيم؛ بر اساس آن، فضاى آموزشىِ آموزش عالى را توسعه دهيم. بنابراين برحسب نياز، دنبال اهداف خودمان باشيم. به نظر من، اين مسئله خيلى حساس و مهمى است. نيازهاى اصلى كشور در حوزه علوم و فناورى بايد احصا شوند؛ در زمينه علوم انسانى هم همينجور؛ بر اساس اينها برنامهريزى شود؛ معلوم شود كه چه تعداد دانشجو ميخواهيم، چقدر دانشگاه ميخواهيم، چه رشتههايى را لازم داريم، در چه سطوحى اين رشتهها بايد تعليم و تعلم پيدا كند.»
سؤال اين است كه اگر مسئولان محترم وزارت علوم اينچنين از عمق فاجعه ناشي از عدم پذيرش نيازمحور دانشجو آگاه هستند، چرا در اجرايي كردن سند آمايش آموزش عالي در زيرمجموعه خود تعلل ميكنند؟ مگر نه اين است كه با توجه به تجربههاي تلخ موجود، اجرايي كردن هر چه سريعتر اين سند راهبردي، مهمترين اولويت حوزه آموزش عالي كشور محسوب ميشود و هر سال تأخير در اجراي آن، مساوي پذيرش بدون ضابطه دانشجو است؟ سؤال اين است كه با وضع موجود، آيا پذيرش كنكور سراسري امسال، با لحاظ كردن الزامات آمايش سرزميني صورت پذيرفته است يا خير؟ و ديگر اينكه ما بالاخره كي بايد شاهد پذيرش هدفمند دانشجو در دانشگاههاي كشور باشيم؟ پيگيريهاي مكرر رهبر فرزانه انقلاب، نهايتاً منجر به تدوين نقشه جامع علمي كشور شد. تعلل مسئولان در اجراي نقشه جامع علمي كشور اما ناراحتكننده است. بر اين اساس، خوب است وزير محترم علوم دولت دوازدهم، مهمترين وجهه همت خود را اجرايي كردن هر چه زودتر آمايش سرزميني در حوزه آموزش عالي قرار دهد.